تصویرسازی کتاب های فارسی پایه های اول و دوم
دبستان در گفت و گو با محمد حسین تهرانی
این پروژه به قیمت فرهنگ سازی تمام می
شود.
گفت و گو: محمد حسین دیزجی
|
اگر فرض را بر این بگذاریم که هر تصویر هر سال
می تواند بهتر باشد و منجر به رشد و تعالی کتاب های درسی شود. ضرورت بازنگری مشخص
می شود. |
چندی قبل کتاب های سال های اول و دوم دبستان را
جهت تصویرگری در قالب یک پروژه به او سفارش دادند. مدیریت هنری کار را هم برعهده اش
گذاشتند تا از سال ها تجربه اش و آموخته هایش در این عرصه بهره جوید و محصولی
ارزشمند را ارائه دهد. این حرکت با اولین جشنواره تصويرسازي کتاب هاي درسی در ایران
همزمان شد. او می دانست که این جشنواره دستاوردهای متعددی دارد. یکی از محاسن
جشنواره معرفی تصویرگران جوان به جامعه است. بر آن شد تا از این منابع انسانی در
پروژه ای بهره جوید. ابتدا با 50 تصویرگر شروع کرد. مدت چهارماه تست های کارشناسی
را انجام داد و افراد را از لحاظ سبک وسیاق کار و موضوعی که توان اجرا در آن دارند
به محک تجربه آزمود. حدود 30 نفر ماندند و تعامل و گفت وگو آغاز شد. طرح ها و
اتودهای گوناگونی عرضه کردند. باز از این جمع 10 نفر کنار رفتند. کار با بقیه افراد
پی گرفته شد. کاری که تا امروز هم ادامه دارد، مهر 83 کلید خورد. همه منتظرند تا
محصول این کارگروهی را رو ی میز های مدرسه و داخل کیف بچه ها مشاهده کنند.
برای آشنائی با این پروژه و فراز و فرود آن تا امروز به دیدار محمد حسین
تهرانی رفتیم. او مدیر هنری و مسئول این کار بزرگ است. نامش برای اهالی تصویرگری و
تصویرسازی کتاب درسی آشناست. متولد 1339 و فارغ التحصیل نقاشی از دانشگاه هنر است.
کتاب های متعددی در آموزش وپرورش ما آراسته به طرح ها، تصاویر و آثار هنری اوست. با
هم این گفت و گورا می خوانیم. ***
مدیریت
هنری این پروژه بر عهده شماست. از این پروژه برایمان بیشتر بگوئید ؟
ــ ابتدا باید عرض کنم که یک مدیر هنری از نظر علمی و کارشناسانه فراتر از
یک سفارش دهنده است و حتی از یک هماهنگ کننده گسترده تر عمل می کند. شناساندن متن و
درک مفاهیم آموزشي در تصویر و تصویرگری به عنوان یک جریان سازی بر عهده مدیر هنری
است.
بر اساس صحبت های انجام شده وقتی این خلاء احساس شد که تولید یک کتاب درسی
با توجه به استانداردهای علمی و کارشناسانه، نتیجه یک روند سازمان یافته و بهینه می
باشد، مجموعه من به سمت و سوئی کشیده شد که در برخورد با تصویرگران و صحبت از زمینه
های فنی کار از یک حالت اجتماعی به سوی فضاهای آموزشی کشانده شود. به ضرورت دیده شد
که خلاء های مختلف از جمله خلاء های آموزشی در سطح دانشگاهی را نیز می بایست در
مورد تصویرگران پر می کردم. حتی باید نگاه حرفه ای تصویرگری کتاب کودک را در تعامل
و صحبت با افراد به آنان می شناساندم. باید افراد درمی یافتند که کتاب درسی تریبون
نمایش آثار حرف تصویرگر نیست، بلکه تصویرگر با توجه به استانداردهای شناخته شده و
ناشناخته فضاهای آموزشی ما باید با حساسیت و درایت بسیار به خلق آثار بپردازد. مشکل
بزرگ من در انجام این پروژه ایجاد فرهنگ سازی کتاب درسی بوده و هست.
|
یک تصویر نباید حتی از حیطه ظاهری و کارآرایی
های خود عدول کرده و جلوتر از متن پیش برود. زیرا باعث درو شدن مفهوم آموزشی متن
برای مخاطب می شود. |
شما امروز پروژه ای را پذیرفته اید
که پیش از این محصول کار خودتان بود وچرا دوباره این تصویرسازی را انجام می دهید ؟
در واقع شما مشغول بازسازی تصاویری هستید که دیروز خودتان خالق آن بوده اید
؟
ــ کتاب های را که آن روز تصویرسازی کردیم در شرایط خودش کاملا
کاربردی بود. بازخوردهای تحقیقی که به ما رسید نشان از مناسب بودن آن داشت. ولی اگر
فرض را براین بگذاریم که هر تصویر هر سال می تواند بهتر باشد و منجر به رشد و تعالی
کتاب های درسی شود ضرورت بازنکری مشخص می شود. البته بازنگری به مفهوم این نیست که
شاید تصاویر قبلی مشکل داشته است، بلکه می توان از این زاویه نگاه کرد که شاید
انتظارات ما از پیشرفت و بهتر شدن و حرکت به سوی تعالي باعث می شود تا خودمان نسبت
به کارهای دیروز راضی نشده و دنبال ارائه کارهای بهتر هستیم. با شناختی که از
توانائی های خود پیدا کرده ایم می دانیم که قادر به خلق آثار تازه تری می باشیم.
کتاب هایی که کار شد به جراًت بهتر از کتاب های قبل خود بود. صد در صد می توان گفت
کتاب های آینده از کتاب های امروز ما با همه حساسیت و دقتی که بخرج می دهیم بهتر
خواهد بود.
شما براساس چه معیارهایی افراد را برای
انجام تصویرسازی پیرامون موضوعات مختلف مثل شعر داستان مطالب علمی و نظایر آن
انتخاب کردید ؟
ــ فرض بر این بود که تمام تصویرگران از آموزش های
آکادمیک و فنی جهت تصویرگری برخوردارند. به طور مثال برای کشیدن یک تصویر دچار
مشکلاتی در زمینه های آناتومی پرسپکتیو رنگ و ناتوانائی های ناشی از آن نمی شوند و
ناتوانای های ناشی از این قضیه را با این بیان که کار من مدرن است پنهان نمی سازند.
تشخیص حسی در تصویرگر در ارتباط با تولیدات اثرش رابطه حسی دارد. برخی از افراد
گرایش به مطالب جدی دارند و برخی به مسائل رمانتیک و حتی حسی تر تمایل نشان می
دهند. این گرایش ها در بیان یک موضوع نیز انعکاس پیدا می کند. پس لازم بود یک محک
اولیه از این نظر زده شود. به دنبال آن برخورد حرفه ای و اخلاق مرتبط با کار حرفه
ای و موقعیت و جایگاه تعیین کننده مدیر هنری می بایست بدون تعجب و با یک شیوه روشن
این نکات شناخته می شد تا بتوان یک تعامل مناسب برای انجام یک تصویر صورت پذیرد.
مرحله انتخاب دوستان مرحله بعدی بود.
به طور مثال یک مدیر هنری از لحاظ تجربه ای
که دارد مفهوم و جان یک مطلب یا خلاء آن را تعیین می کند و مشخص می سازد که کدام
بخش باید تصویر داشته باشد. ولی تصویرگر با گرایش حسی و سلیقه فردی خود به انتخاب
موضوع برای تصویرگری می پردازد، شاید از نظر فنی و آموزشی این انتخاب تصویرگر،
انتخاب مناسب و بهینه ای نباشد. اینجاست که باید نظرات مدیر هنری به عنوان یک
راهنما محترم شمرده شود. من معتقدم در این راه باید از بحث های غیر حرفه ای و جدل
های بی مورد خودداری کرد.
یکی از مفاهیم علمی و کارشناسی تصویرگری این است که
تصویر باید در خدمت متن باشد. این نکته بویزه در کتاب های درسی از اهمیت بیشتری
برخوردار است. یک تصویر نباید حتی از حیطه زیبایی ظاهری و کارآرایی خود عدول کرده و
جلوتر از متن پیش برود زیرا باعث دور شدن مفهوم آموزشی متن برای مخاطب می شود. در
نتیجه مدیر هنری باید در این حوزه ها هم حساسیت بخرج بدهد. باید تصاویری توسط
تصویرگر ارائه شود که کارکرد آموزشی آن کاملا مناسب باشد.
به عبارت بهتر شما تصویرگرانی را انتخاب می کردید که علاوه بر تسلط
در کار بتوانند خود را با مدیر هنری هماهنگ نمایند و از اعمال سلیقه شخصی پرهیز
کنند ؟
ــ اگر این کار را یک مثلث فرض کنیم مدیر هنری یا همان
کارگردان هنری در کنار تصویرگر و گرافیست سه ضلع را تشکیل می دهند. روش اجرا به هیچ
وجه نباید به سمت یکی از اضلاع کشانده شود. رعایت این مفاهیم علمی و کارشناسانه به
معنای اجباری کردن یا خلاء خلاقیت در انجام یک تصویر نیست. چرا که تصویرگر کتاب
درسی از همین کوچه پس کوچه ها بايد گذر كند تا بتواند به سر منزل مقصود برسد. اين
كوچه پس كوچه ها شناخته شده ای است. مدیر هنری بواسطه تجربه و مطالعاتش مسیر را به
تصویرگر انتقال می دهد. این مسیرها هیچ کدام مسیرهای سلیقه ای یا شخصی مدیر هنری
نیست. بلکه از طریق دستاورئهای علمی به هم پیوسته امروز به ما رسیده است.
آیا در این کار، تصویرگران یک مجری صرف بودند یا
امکان ارائه خلاقیت را در کارها داشتند ؟ اگر بحث خلاقیت هم مطرح بود در کجا مطرح
می شد ؟
ــ در یک کار تیمی روابط از پیش تعیین شده ای بین اعضاء
باید وجود داشته باشد. افراد عضو یک تیم باید این روابط را پذیرفته و به آن احترام
گذاشته و به نکات آن عمل نمایند. همانطور که تصویرگر به اختیارات مدیر هنری در
انجام پروژه احترام می گذارد و براساس آن عمل می کند مدیر هنری نیز با توجه به
تجربیاتش باید مسیرهایی را انتخاب کند که منجر به بروز خلاقیت های تصویرگر شود.
همچنین اگر ضعف هایی در کار تصویرگر هست نمایان نشود.
تصویرگران در چه بخش هایی از کارشان امکان بروز خلاقیت را دارند
؟
ــ تصویرگری کتاب درسی یک تارو پود تنیده شده نیست که تصویرگر
جرات تکان و حرکت نداشته باشد بلکه بیان یک موضوع به صورت مؤدبانه است و شاید
این قضیه خیلی کلی باشدولی مفهومش این است که تصویرگر با هر تکنیک یا فضاسازی می
تواند موضوع را ارائه دهد. اما این کار باید براساس فضای آموزشی باشد.
لطفا مثالی در این رابطه بزنید تا قضیه کمی روشن تر
شود ؟
ــ فرض کنید که می خواهید اطلاع بدهید که حسن آمد. آمدن حسن
را می توان به چندین لحن بیان کرد که هر کدام در فضاهای خاصی مثل مجله، کتاب
داستان، کتاب درسی و نظایر آن می تواند متفاوت باشد. میزان تاثیر یک تصویر به لحن
ادای آن برمی گردد و اینجاست که موضوع کارکرد آموزشي پیدا می کند. یک کلاس درس را
هم می توان در یک فضای آموزشی نشان دادو هم در یک نگاه فانتزی آن را معرفی کرد. در
واقع این کار هم یک لحن و هم یک باید و نباید است.
در حوزه انتخاب رنگ، تصویرگران شما از چه موقعیت و قدرتی برای کار برخوردار بودند
؟
ــ این کار به شناخت شگردهای یک کار آموزشی برمی گردد. تصویرگران
در رنگ آمیزی های خود اغلب به رنگ های خاصی تمایل دارند و هنگام کار آن را به گونه
ای اجرا می کنند که رنگ مورد نظرشان رنگ های دیگر را تحت تاثیر قرار می دهد. گاهی
ممکن است این جلب توجه بیش از حد و اندازه لازم صورت بگیرد و مخاطب را از دریافت
اصل موضوع دور کند. گاهی هم ممکن است تصویرگر از رنگ خاصی بیشتر خوشش بیاید و فضای
حاکم بر تصویر را با آن رنگ پوشش دهد. به طور مثال ممکن است رنگ مورد نظر تصویرگر
می بایست تداعی کننده محبت عاطفه و گرما باشد. اینجاست که تاثیر تصویر با موضوع آن
مغایرت خواهد داشت.
بحث نهایی کار رنگ در چاپ نیز بسیار تعیین کننده است.
استفاده از رنگ های نامناسب و کنار هم قراردادن آن ها گاهی اوقات یک کار زیبا را پس
از چاپ تبدیل به یک تصویر کدر و خاکستری می کند که دیگر نمود اصلی را ندارد.
اینجاست که شناخت تصویرگر از امکانات و محدودیت های چاپ از نظیر نوع کاغذ و مرکب
اهمیت پیدا می کند. به طور مثال ما در برخی از تصاویر ممکن است از رنگ فسفري
استفاده کنیم تا تصویر زیبا جلوه کند. این در حالی است که ما پس از چاپ آن زیبایی
رنگ فسفری را نخواهیم داشت. همین نکته ظریف، جایگاه مدیر هنری در تعیین رنگ برای
تصویرسازی را مشخص می سازد. تصویرگر ممکن است تنها زیبایی نوع رنگ را ببیند در حالی
که مدیر هنری به دلیل شناخت ذات شیمیائی آن رنگ تصمیم صحیح تری را می گیرد. اینجاست
که تجربه و شناخت از وضعیت چاپ و نوع و خاصیت رنگ ها معنا پیدا می کند.
هدف از اجرای این پروژه از نگاه شما چیست ؟
ــ هدف از پروژه در نگاه سطحی داشتن دو کتاب فارسی با تصاویری ازتصویرگران
مختلف و متعدد است. اما اگر بخواهم کمی عمیق تر به ماجرا بنگرم باید گفت تصویرگری
کتاب های درسی زمینه و بستر خاصی دارد که اگر نتیجه آن مناسب بود این دستاورد تبدیل
به یک روند و جریان می شود تا تیم تصویرگر کتاب براساس تجربیات خود بتوانند به
شناخت و معرفت مناسبی از نظر تصویرگری کتاب درسی دست پیدا کنند. اینجاست که کار
مدیر هنری از یک سفارش دهنده و تصویرگر ازیک سفارش گیرنده فراتر رفته به بحث
فضاسازی معرفتی کتاب درسی کشانده می شود. در چنین وضعیتی تصویرگر می تواند جدا از
اين تيم و با توجه به شناختي كه پيدا كرده، كارهايي با حال و هواي آموزشي ارائه
دهد. شايد اين شناخت در تعاملي كه ايجاد مي شود نه براي مدير هنري و نه براي
تصويرگر قابل لمس نباشد ولي مي توان تاثيرات آن را در يك روند كلي و كاركرد آينده
تصاوير مشاهده كرد.
اگر اين حساسيت ها وجود نداشته باشد، شايد بتوان در زمان
كوتاه تر و با تلاش و زحمت كمتر هم به نتيجه رسيد و تصاويري ارائه كرد. ولي از آنجا
كه تصاوير آموزشي پس از چاپ كاركرد خود را نشان مي دهد و بر اثر بازخوردها مي توان
درباره اثر قضاوت كرد، بهتر است از هم اكنون به اهميت و جايگاه آن واقف شد. همين
دقت نظرها و حساسيت در كار باعث مي شود تا يك تصوير پس از چاپ ماندگار شده و يا
براساس بازخوردها نياز به تعويض پيدا كند و هزينه هايي را به آموزش و پرورش كشور
تحميل نمايد.
بنابراين هر تغيير و جابجائي در كتاب
ها بايد با دلايل منطقي صورت بگيرد. اصولا چه نوع تغييري خوب و چه نوع جابجايي به
دليل ايرادات تصوير انجام مي شود ؟
ــ گاهي بايد تصاوير يك كتاب را
تغيير داد. اگر اين تغيير به دليل نداشتن كاركرد باشد و تصوير از عيوب مختلف رنج
ببرد، اين تغيير، كار خوبي براي آن تصوير نيست و نشان از عيب آن كار دارد. حال اگر
تصوير را به اين دليل كه در شرايط امروز جامعه ديگر پاسخ گوي نياز نيست، دستخوش
تغيير كنيم، اين عوض كردن، عيب محسوب نمي شود. زيرا تصوير مورد نظر در ذات خود خوب
و فاقد ايراد بوده و تنها به دليل به روز نبودن و عدم پاسخگويي به نياز جامعه تغيير
مي كند. تمام تلاش من در اين پروژه بر اين است كه كار را طوري به انجام برسانم كه
اگر قرار است در آينده تغييري انجام گردد از نوع دوم باشد.
براي اين پروژه چه دستاوردهاي احتمالي پيش بيني مي كنيد ؟
ــ دستاوردهاي اين حركت تنها در سفارش دادن و سفارش گرفتن يك تصوير و ارائه
آن در كتاب درسي به صورت انتزاعي و مجرد نيست. بلكه هدف و سعي ام براين بوده و هست
كه براي فضاي تصويرگري كتاب درسي در واقع عوامل انساني را شناخته و از نظر علمي و
كاربردي يك سرمايه گذاري در اين زمينه صورت پذيرد تا در آينده آموزش و پرورش نه
تنها به چند تصوير مناسب بلكه به چندين تصويرگر مجرب و توانا در اين حوزه دسترسي
پيدا كرده باشد.
اين پروژه چقدر زمان صرف كرده و
خاتمه آن را در كدام ماه پيش بيني مي كنيد ؟
ــ برآورد زماني براي
شروع، حدود سه ماه بود. اما با توجه به شرايطي كه پيش از اين توضيح دادم، كار
براساس روش آزمون خطا و به صورت يك پروژه تحقيقاتي انجام شد. حتي در اين ميان فرهنگ
كار تيمي انجام دادن را هم تجربه كرديم. من پيش بيني مي كنم تابستان 84 اين پروژه
خاتمه يابد.
انجام كار گروهي در اين پروژه ها چه
ويژگي دارد ؟
|
گاهی باید تصاویر یک کتاب را تغییر داد. اگر
این تغییر بدلیل نداشتن کارکرد باشد و تصویر از عیوب مختلف رنج ببرد. این تغییر
نشان از عیب آن کار دارد. |
ــ مهمترين نكته در انجام كار گروهي، رسيدن از خردفردي به
خردجمعي است. فردي تجربه هاي فردي با تجربه هاي جمعي آميخته و به صورت تصاعدي منعكس
شود، يك رشد انفجاري را در پي دارد. شايد شما در يك كار فردي به نتيجه مشخصي كه در
ذهن داريد دست پيدا كنيد، ولي در كار تيمي اگر با روند سالم و مشاركتي به مفهوم
واقهي هدف برسيد، نتيجه آن انفجاري خواهد بود به گونه اي كه در آغاز پروژه آن را
تصور نمي كرديد.
در اين كار با مسائل و مشكلاتي هم
دست و پنجه نرم كرديد. در لابلاي گفت وگو تا اينجا به برخي از آن ها اشاره داشتيد.
از اين مسائل و مشكلات با ما بگوئيد ؟
ــ يكي از بزرگترين مشكلات
كار گروهي فردگرايي اعضاي تيم است كه بزرگترين خطرش در نهايت به تك روي در تيم منجر
مي شود. اين موضوع سبب از ميان رفتن روح همكاري تيمي ميان افراد خواهد شد. اگر
شرايطي در تيم به عنوان كانون مطرح مي شود و شخصي آن را نپذيرد و به آن تن در ندهد،
تيم حالت بك زنجير از هم گسسته را پيدا مي كند. موفق بودن يك كار گروهي به روحيه
افراد عضو برمي گردد. متاسفانه در كشور ما افراد كمتر حاضرند تن به كار گروهي داده
و از عقايد و نظرات شخصي خود به خاطر صلاح يك مجموعم بگذرند و نظرات برتر جمع يا
فرد صاحب تجربه را بپذيرند.
لطفا به يكي از مشكلات
اشاره كرده و از تدبيري كه در زاه برطرف ساختن آن به كار برديد با ما صحبت كنيد ؟
ــ بجز مشكلات انجام پروژه از نظر زماني آن هم به صورت غير دولتي،
بزرگترين مشكل، در جهت ايجاد فضايي بود تا تيم تصويرگري از نظر حسي و روحي، احساس
هم خانواده بودن كنند. شايد براي اين كار لازم شد من از منش موقعيت كاري خودم بگذرم
و روي كار تصويرگري كه هنوز نيازمند آموزش آكادميك بود، ويرايش انجام بدهم، تا آن
اثر خوب جلوه كند. حال آنكه ميسر بود در همان نقطه آغاز او را به خاطر ضعف هايش از
تيم جدا نمايم.
من براي اين پروژه ناچار بودم در افراد روحيه تيمي را تقويت كنم
و در آنان نسبت به كارشان حساسيت ايجاد نمايم. بدقولي هاي افراد در اين پروژه يكي
از صدمه هاي بزرگ ما بود كه هنوز هم با آن روبرو هستيم. بر طبق آمارهايي كه تا به
امروز گرفتم بين 400 تا 450 ساعت وقت را صرف گفت و گو با تصويرگران براي ايجاد حس
علاقمندي نسبت به كار كردم. وظايف ايشان را به خودشان يادآور شدم تا باور كنند و
بپذيرند آنچه را كه انجام مي دهند از چه اهميت و جايگاهي برخوردار است. من براي
تفهيم اهميت موضوع و رساندن افراد به اين باور ناچار به صرف زمان بودم و اميدوارم
در قبال هزينه كردن توانسته باشم در حوزه فرهنگ سازي موثر عمل كنم. البته شايد
طولاني شدن زمان اجراي كار در نگاه سطحي يك آسيب تلقي شود ولي من اميدوارم حداقل
توانسته باشم افرادي با نگاه جديد براي حضور در ساير عرصه ها را آماده نمايم.
در اجراي اين پروژه از چه منابعي استفاده كرده يا
كمك گرفتيد ؟
ــ براي شروع كار احساس كردم به يك سري از منابع روز
دنيا نياز دارم. بنابراين سراغ كتابخانه معاونت پرورشي و برنامه ريزي آموزشي وزارت
آموزش و پرورش رفتم كه با همكاري بسيار صميمانانه و بي شائبه آنان روبرو شدم. البته
اين منابع كامل و كافي نبود. در كنار اين منابع از بازخوردها و نظرات مربوط به كتاب
درسي سال هاي قبل كارشناسان هم استفاده كردم تا از اين طريق با فضاي فكري مخاطبان
كتاب ها بيشتر آشنا بشوم. در اين فرصت لازم مي دانم از نگاه باز و روشني و حمايت
هاي بي دريغ مولفان گروه ابتدائي كه در ايجاد اين فضاي جديد به من كمك بسيار كردند
صميمانه تشكر و قدرداني كنم. همچنين از گروه شوراي تصويرگري پروژه كه با همراهي و
همكاري و پيشنهادهاي سازنده خود ما را ياري كردند سپاسگزاري نمايم.
|
450 ساعت وقت برای گفت و گو با تصویرگران
کردم، تا در آن ها نسبت به کاری که انجام می دهندایجاد علاقه نمائیم. می خواستم
باور کنند کارشان از چه جایگاه و اهمیتی برخوردار است وبعد مشغول شوند.
|
آيا آثاري را كه شما و گروه خودتان
خلق مي كنيد در جاي ديگر هم مورد ارزيابي قرار مي گيرد ؟
ــ در واقع
دو گروه در دو مرحله اين آثار را ارزيابي مي كردند. گروه اول، مولفان كتاب هاي درسي
بودند كه از زاويه پيام هاي آموزشي به تصاوير نگاه مي كردند و گروه بعدي، شوراي
تصويرگري بود كه از زاويه منابع زيبا شناسانه آثار را بررسي مي كردند. در مرحله
اول، طرح ها به صورت خطي و اتود مورد ارزيابي هر دو گروه قرار مي گرفت و سپس در
مرحله دوم با كامل شدن تصوير، اين ارزيابي صورت مي گرفت.
به عنوان حسن ختام اين گفت و گو اگر نكته اي باقي مانده مطرح
بفرمائيد؟
ــ يكي از دشواري هاي اين نوع كارها با انجام آن به صورت
استاندارد و شناساندن استاندارد كار به ديگران است. در اين نوع فعاليت ها نتيجه كار
سريع مشخص نمي شود تا بتوانيم در مورد استاندارد عمل كردن كار قضاوت نماييم. بايد
صبر پيشه كرد و در گذر زمان پروژه را به قضاوت نشست. اگر ما يك سد ساخته بوديم، با
آب انداختن به پشت آن مي توانستيم در زمان كوتاه تري نتيجه بگيريم. حال آنكه در اين
پروژه عظيم فرهنگي نيازمند گذر زمان براي قضاوت هستيم. انجام اين پروژه ها بيشتر به
معنا نزديك است تا به ذات كه ملموس باشد. در هر صورت اميدواريم نتايج اين پروژه را
در بطن جامعه شاهد باشيم.