گفت وگو با جمال الدين اكرمي، محقق و پژوهشگر
تصويرگري كتاب هاي درسي
ذائقه تصویری کودک توسط کتاب درسی محک می
خورد
گفت و گو: محمد حسين ديزجي
اهل شعر و ادب و نقش و نگار است و تحقيق و پژوهش جزئي
از زندگي او به شمار مي رود. متولد 1336 و كارشناس نقشه برداري از دانشگاه تهران
است. در كارنامه اش مسئوليت هاي مختلفي ثبت شده كه از آن ميان مي توان به عضويت در
تحريريه كيهان بچه ها ، تدريس هنر در مدرسه و سردبيري نشريه كوشش اشاره كرد. با او
درباره تصويرگري كتاب هاي درسي و كتاب هاي حوزه كودك و نوجوان به گفت و گو نشستيم.
حاصل ديدار با جمال الدين اكرمي، محقق و پژوهشگر تصويرگري كتاب هاي كودك و نوجوان
پيش روي شماست.
اجازه بدهيد با اين پرسش
آغاز كنيم كه جما الدين اكرمي چطور پا به اين عرصه گذاشت ؟
ــ اين
كار ريشه در دوران كودكي من دارد. آن روزها عضو كتابخانه كانون بودم. خيلي به كتاب
علاقه داشتم. مرتب ورق مي زدم و از روي نقاشي هاي كتاب كپي مي كردم. آن روزها
فعاليتي در كتابخانه ها بود كه ما مي بايست از روي يك كتاب روزنامه ديواري درست مي
كرديم. در واقع همان كتاب را بايد دوباره مي نوشتيم و نقاشي مي كرديم. بعد آن را
روي ديوار نصب مي كردند. من از آن زمان با نقاشي، روش ها و بافت هاي مربوط به آن
آشنائي پيدا كردم. ابتدا با تقليد از كتاب هاشروع كردم و كم كم قصه هائي نوشتم و
خودم براي آن تصويرسازي كردم. اولين كارم مربوط به دوران دبيرستان است.
چقدر امكانات در اين زمينه داشتيد؟
|
اگر عنصر زيبائي شناسي، ايجاز، رسانائي متن و موضوع
را از تصوير بگيريم، ديگر چيزي برايش باقي نمي
ماند. |
ــ انواع و اقسام وسايل و لوازم نقاشي آن هم از بهترين
نوع را در اختيار داشتيم. شايد تغذيه و پوشاك درست و حسابي در اختيارمان نبود، ولي
همه جور وسايل نقاشي از طريق كتابخانه در اختيارمان مي گذاشتند ويا جايزه مي
گرفتيم.
آن روزها با چه كساني هم دوره بوديد
؟
ــ آقايان محمد علي بني اسدي، يدالـله و حبيب درخشاني از هم دوره
اي هاي من بودند. البته ما نمايش، نقاشي و انيميشن كار مي كرديم.
آن ايام و دوران تا چه اندازه توانست در علاقمندي شما به نقاشي
تاثيرگذار باشد ؟
ــ از سوم دبستان تا آخر دبيرستان من عضو كتابخانه
بودم. براي من عضويت در كتابخانه بهترين خاطره است. آن روزها احساس مي كردم همه آن
چيزي را كه دوست داشتم در يك جا جمع شده است. مربيان كانون براي ما بسيار ارزنده
بودند. با آنان آنچنان راحت بوديم كه گاهي راز ها و اسرارمان را با ايشان در ميان
مي گذاشتيم. كانون تاثير زيادي روي من گذاشت. اگر كانون نبود شايد سرنوشت ديگري در
انتظارم بود. زندگي امروز من ادامه همان گذشته ها و آرزوهاست. روزگاري ديدن آدم هاي
مثل زرين كلك و مثقالي برايم آرزو بود. خوشحالم اين مسير را بصورت طبيعي دنبال
كردم. البته خلاءهائي هم وجود داشت. من اسم كانون را يك جامه سالم مي گذارم. حتي
بعدها هم ارتباطم قطع نشد.
در كانون چه مسئوليت هائي داشتيد ؟
ــ وقتي در دانشگاه قبول شدم به عنوان مربي نقاشي با كانون همكاري كردم. آن
زمان مسئوليتش با آقاي پرويز كلانتري بود. ايشان مسئول هنرهاي تجسمي كانون بود.
مدتي به روستاها رفتم و مربي روستائي بودم. هيشه با يك كوله پشتي پر از رنگ و كاغذ
مي رفتم و دست خالي برمي گشتم. مدت چهار سال مربي بودم.
و پس از آن . . .
ــ بعدها واحد سرگرمي سازنده، راه
اندازي شد. من آن زمان به اين واحد كمك مي كردم. براي مربيان كلاس مي گذاشتيم و در
زمينه ارتباط با كودك با هم تمرين مي كرديم. خيلي از حرف هاي گذشته خودم را با
مربيان در ميان مي گذاشتم. متاسفانه هر پروژه اي را كه شروع مي كرديم بعد از مدتي
قطع مي شد. من واحد سرگرمي هاي سازنده را يكي از موفق ترين پروژه هاي كانون پس از
انقلاب مي دانم. قريب به 200 كتاب توسط اين واحد چاپ شد. مجله كوشش را راه اندازي
كرديم. مجموعه ” دوباره نگاه كن “ از شيرين ترين كتاب ها بود. يك ادبيات جديد شكل
گرفت كه پشتوانه آن يك سري كلاسهاي نظري و كاربردي بود كه در مركز آموزش كانون راه
اندازي شد. شيوه هاي ارتباط با كودك را هم تجربه كرديم. آن روزها سراسر ساختن بود.
در كلاس ها حرف نمي زديم، بلكه فقط مي ساختيم. دستهاي ما دائم در حال كار بود.
متاسفانه اين تجربه ها از سال 72 به بعد كنار گذاشته شد.
تا امروز چند اثر تاليفي يا ترجمه اي به بازار ارائه داديد
؟
ــ حدود 30 تا 35 كتاب دارم. اين آثار شامل تاليف، ترجمه، شعر
براي كودكان، قصه و تعدادي كار پژوهشي و هنري است. با كانون 4 يا 5 عنوان كتاب در
زمينه هنر دارم كه البته نتيجه تجربه هاي خودم بود. فقط برخي از آن ها چاپ شد. از
مجموعه هنر و سرگرمي تنها جلد اول آن به چاپ رسيد و چهار جلد بقيه چاپ نشد. دو يا
سه كتاب ماكت سازي هم دارم. آخرين كارم كتاب ” كودك و تصوير“ است كه جلد يك آن
منتشر شد. اين كتاب مربوط به تاريخچه تصويرگري در ايران است.اداره كل چاپ و توزيع
كتاب هاي درسي وزارت آموزش و پرورش پس از پايان اولين جشنواره تصويرگري كتاب درسي
آن را به خاطر ضرورت كار چاپ كرد.
آيا در كتاب ها
آثاري از شما بصورت تصويرسازي هم موجود است ؟
ــ دو يا سه كتاب از
كارهاي خودم را تصويرسازي كردم. يكي از آن ها كتاب هاي شعر براي كودكان بود.
اصولا تصوير در كتاب چقدر مي تواند نقش ايفاء كند ؟
ــ تصويرگري يك ابزار هنري دوگانه و دو پهلوست. از يك سو ارتباط
نزديك با ادبيات دارد و عناصر محتوائي خود را از ادبيات وام مي گيرد و از سوي ديگر
به هنر نقاشي وابسته است و طبيعتا عناصر ديداري خودش را از نقاشي وام مي گيرد. اين
اتفاق نادري در هنر است. در واقع اگر ادبيات را ابزاري براي پرواز خيال و ارائه
آگاهي بدانيم، در تصويرگري همين اتفاق به يك زبان ديگر رخ مي دهد و آن زبان ديداري
است. يعني در اينجا هم عناصر ايهام، استعاره، خيال انگيزي و حس آميزي وجود دارد.
اين رويدادي است كه در نقاشي پيدا نمي شود و مي توان آن را اصل رعايت روايت پردازي
ناميد. اينجاست كه تصويرگري از نقاشي جدا مي شود. فرض كنيم يك كودك كتابي را ورق مي
زند. اگر بخواهيم در حيطه ادبيات اعم از آموزش يا درسي به آن بنگريم، در واقع كودك
يك جرياني را دنبال مي كند و آن پيگيري و دنباله روي از پي رنگ داستاني است. او يك
سفري را شروع مي كند. تصوير همين فرآيند را به كمك رنگ، خط، بافت و عناصر ديگر براي
بچه ها آماده مي سازد. البته اين ويژگي منفي را هم دارد كه در يك جاهائي محدود،
پرواز خيال بچه ها را مي بندد. منظورم در حوزه تصويرگري است. بچه تصويري از قصه را
تجسم مي كند كه تصويرگر برايش آماده ساخته است. اگر تصوير از قاعده افزائي برخوردار
نباشد و يك گام جديد نسبت به متن به حساب نيايددر واقع فقط مانعي براي گسترش خيال
مي شود. اين اتفاقي است كه در تصويرگري كتاب هاي درسي دوران دبستان بعد از انقلاب
زياد افتاد. حتي در بازنگري كتاب ها، اين اتفاق تكرار شد. البته امكانات رايانه اي
در اين بخش خيلي خوب رفتار كرد. بدين شكل كه مديران هنري ما از امكانات رايانه اي
بيشتر براي كتاب سازي يا صفحه آرايي استفاده كردند، آن هم نه بطور خلاق. البته همين
ديدگاه را هم در مورد تصويرسازي گسترش دادند.
مي
توانيد مثالي در اين زمينه بزنيد ؟
ــ شما در تصاوير كتاب اول
دبستان حياط يك مدرسه را مي بينيد كه چيزي نزديك به يكصد كودك با رايانه در تصوير
تكثير شده اند، بي آنكه هيچكدام از اين كودكان هويت يك دانش آموز واقعي را داشته
باشند. حال كه ما اين اتفاق را در نقاشي بار ديگر ديده ايم. در آن تصاوير هر كدام
يك حالتي دارند. يكي خندان، ديگري در حال دويدن و خلاصه هر كدام از آدمها حالت
انساني دارند. در خيلي از كتاب هاي درسي كه با استفاده از كامپيوتر كار شده، به
نوعي ظالمانه رفتار كرديم. انگار بايد تصاوير بسيار زياد را در فرصت خيلي كم به دست
چاپ مي سپردند. حال آنكه ما مي دانيم كه كامپيوتر مي تواند اتفاقات درخشاني در خيال
ايجاد نمايد. فيلم ارباب حلقه ها يك تركيب بسيار خيال انگيز است. آن فيلم را يك
تصويرگر خلق كرده نه يك كارگردان. اين تصويرگر است كه آن موجودات را ساخته، بي آنكه
بخواهد فقط به يك امكانات ساختارگرا دست بزند. اين نگاهي بود كه سال ها در كتاب هاي
درسي پس از انقلاب و تصويرگري آنها گنجانده شد.
البته اتفاقات خوبي در حال
انجام است. رديف و سيلي از تصويرگران خوب ما كه غايب بودند، اينك آرام آرام براي
خلق تصويرهاي كتب درسي در گروه هاي چندتايي با حضور مديران هنري جديد مي آيند و آن
موانع را برطرف مي كنند. اين بار كامپيوتر در اختيار تصويرگر است و عكس آن نيست.
تصويرگري كتاب درسي در حال تبديل به يك فرآيند گروهي است. در واقع كارها بصورت
كارشناسانه تقسيم مي شود. يعني كسي كه تصويرگر متون شعري است براي همين كار دعوت مي
شود. اين كار همين گونه شناسي و چنين حركتي بسيار اهميت دارد. اين همان اتفاقي است
كه سال ها از تصويرگري ما به دور بوده و ما نمونه هاي آن را در فاصله سال هاي 1336
تا 1346 ديده ايم. آن دوران را دوره بازسازي كتاب هاي درسي در يك مرحله مي دانيم.
در آن زمان كار گروهي با مديريت هنري منسجم انجام مي شد. فكر مي كنم شخصي به اسم
هرمز وحيد اين كارها را انجام مي داد.
اگر بخواهيم
يك انتقاد جدي نسبت به تصويرگري كتاب هاي درسي حد فاصل سال هاي 57 تا 82 داشته
باشيم، اين مهم چه خواهد بود ؟
ــ بايد بگويم جزء در موارد استثناء،
تجربه هاي گذشته را به طور كلي كنار گذاشتيم و اين يك عيب است.
منظورتان از تجربه گذشته چيست ؟
ــ ما يك گوناگوني
درخشاني در تصوير داشتيم، براي تصاوير خيال برانگيز هنرمنداني مثل فرشيد مثقالي و
نيكزاد نجومي را داشتيم. تصاوير واقعي مثل رويدادهاي تاريخي را آقاي زمان زماني مي
كشيد. از كلانتري و مكتبي بهره مي برديم. در بازسازي كتاب هاي درسي پس از انقلاب،
اين تجربه ها كنار گذاشته مي شود. آن آدمها را رها مي كنيم. حال انكه انتظار هست،
انقلاب در معناي خود به احياي ارزشهاي راستين بپردازد. البته منظورم در ابعاد
تصويرسازي كتاب هاي درسي است. در واقع تصويرگر ي براي كتاب درسي را تبديل به يك كار
فردي مي كنيم و در اين ميان گاه زياده روي صورت مي گيرد.
خوب است مثالي هم ارائه كنيد ؟
ــ ببينيد، ما كتاب
را به يك نفر مي سپاريم تا همه كارهايش را همان فرد انجام دهد. به طور مثال نگارگري
ايران بسيار ارزشمند است اما از آن بايد براي كتاب هاي ديني استفاده كرد ولي نمي
توان آن را به تصويرگري كتاب هاي تاريخي تسري داد. حال آنكه اين اتفاق افتاد و براي
كتاب هاي درسي گونه شناسي صورت نگرفت. با اينكه صنعت چاپ گسترش يافته، رايانه برا ي
خودش در اين عرصه جا باز كرد، و تكنيك هاي جديد، ابزارها و مواد مختلف به اين حوزه
راه پيدا كرده، ولي باز هم مي بينيم كه تصاوير در حد خيلي ابتدائي ظاهر مي شود.
منظورتان از اينكه تصاوير در حد ابتدائي ظاهر مي شود
چيست و به نظر شما چگونه بايد باشد ؟
ــ ما اگر عنصر زيبا شناسي،
ايجاز، رسانائي متن و موضوع را از تصوير بگيريم، ديگر چيزي برايش باقي نمي ماند.
خيلي از اين تصاوير در دوران بازسازي ـ كه من اصلا آن را بازسازي تلقي نمي كنم ـ
اصلا زيبا نيست و از تركيب بندي جالبي برخوردار نمي باشد. حال آنكه از نگاه من كتاب
درسي، عام ترين كتاب در دسترس بچه هاست و فراگيرترين تابلويي است كه مي توان به دور
دست ترين بچه هاي كشور آن را نشان داد. برخي اوقات كتاب درسي تنها كتابي است كه بچه
در تمام عمرش مي بيند. در نتيجه اين ذائقه غلط و ناشيانه تصويرگر در رگ هاي يك
سرزمين مي دود و در يك منطقه خيلي دور، نگاه بچه را تغيير مي دهد. حتي اعتقاد دارم
گرايش به تصاوير بازاري و سوپر ماركتي از همين كتاب هاي درسي شروع مي شود. اين در
حالي است كه هيچ كشوري به اندازه ما پيشينه قوي در تصويرگري ندارد. ما هر چقدر
نقاشي در مكاتب مختلف نظير هرات، شيراز، تبريز و غيره داريم همگي تصويرگري است.
چه تفاوتي ميان تصويرگري و نقاشي قائل هستيد و هر
كدام در كجا مي تواند كاربرد داشته باشد ؟
ــ تفاوت اصلي را در وجود
روايت و تسلسل ماجرايي در چند تصوير بايد ديد. تصويرگري هميشه روايت دارد و گاه اين
روايت در چند تصوير نشان داده مي شود. انگار شما يك انيميشن راكد چند صفحه اي مي
بينيد.
شاخص هاي مهم تصويرگري امروز در كتاب و به
ويژه كتاب درسي را در كجا بايد جستجو كرد ؟
|
كتاب درسي عام ترين كتاب در دسترس بچه هاست و
فراگيرترين تابلوئي است كه مي توان به دوردست ترين بچه هاي كشور آن را نشان داد.
گاهي اوقات كتاب درسي تنها كتابي است كه بچه در تمام عمرش مي بيند. به همين خاطر
بايد بهترين هاي هر رشته گردهم بيايند و كتاب را خلق
كنند. |
ــ فرآيند توليد تصوير براي كتاب، از جمله كتاب درسي يك
فرآيند گروهي است. حال آنكه ما سال ها امضاء يك تصويرگر را پاي كتاب هاي درسي مي
بينيم. نكته دوم اين است كه تصوير كتاب هاي درسي بايد از زيباترين نمونه ها و حرفه
اي ترين آن ها انتخاب شود. زيرا پيام آن فراگير بوده و مخاطب آن بسيار گسترده است.
در واقع بايد بهترين تصاوير از بهترين تصويرگران ارائه شود. در تصويرگري امروز يك
شاخص جديد داريم كه قبلا كمتر به آن توجه مي شد. اين نكته همان كتاب سازي است. كتاب
سازي به اندازه تصويرگري اهميت دارد. انتخاب قطع، كاغذ، صفحه آرايي و سفيد خواني به
جا، كاري دشوار و تجربي است.
يكي ديگر از شاخص ها ضرورت وجود چندين مدير هنري و
حتي گروه هاي مديريت هنري براي تدوين تصوير جهت كتاب درسي است. از آنجا كه كتاب
درسي به همان دلايل كه اشاره كردم از اهميت والايي در حوزه كودك و نوجوان برخوردار
است و برخي افراد در تمام زندگي شان تنها كتابي باشد كه با آن روبرو مي شوند،
بنابراين در تصويرگري، تاليف و ساخت آن مي بايست بهترين هاي هر رشته گرد هم بيايند
و آثاري را خلق كنند كه برترين چيز موجود باشد. حتي از زاويه ديگر هم مي توان گفت:
شايد اين بچه ها در بزرگسالي به كتاب ها يا منابع ديگر اطلاع رساني مثل تلوزيون،
ماهواره، راديو و مطبوعات دسترسي پيدا كنند اما از آنجا كه كتاب درسي اولين عنصر در
اين زمينه بوده و كودك با آن برخورد پيدا كرده، تاثيرش روي او به اقتضاي سن وسال
عميق تر خواهد بود. اگر اولين تصاويري كه كودك با آن روبرو مي شود بازاري و سهل
انگاري باشد، همين نگاه ساده پسندانه در كودك گسترش مي يابد و بعدها ذائقه او
تصاوير زيبا و هنري را پذيرا نمي شود. زيرا در ابتدا ذائقه اش توسط كتاب توسط كتاب
درسي محك خورده و ملاك گذاري شده است.
شاخص ديگر در اين زمينه بحث گونه گذاري
است. هر تصويرگر براي يك يا دوگونه از ادبيات پرورش يافته است. بنابراين هر كسي
بايد سراغ متني برود كه به آن علاقه مند بوده و در آن حوزه توانايي دارد. به طور
مثال ما هميشه در زمينه تصويرگري مستند يا علمي مشكل داشته ايم. زيرا تصويرگر اين
نوع كارها بايد از طراحي بسيار فوق العاده برخوردار بوده و اطلاعات آكادميك داشته
باشد. در نتيجه بايد اين افراد را كشف كرد. به هر كس هر متني را نمي توان ارائه داد
تا تصويرسازي كند و اين يكي از وظايف اصلي مدير هنري است.
كارآموزي شاخصه ديگر
ماست. بايد براي تصويرسازي كتاب درسي تصويرگر تربيت كرد. روزگاري براي تثويرگري
كتاب درسي افراد خاصي رادر كشورهاي مختلف تربيت مي كردند. ما هم بايد در اين زمينه
تصويرگر تربيت نماييم. صرفا نمي توان با چند توضيح، تصويرگر را در جريان ويژگي هاي
تصويرگري براي كتاب درسي قرار داد. اين موضوع نيازمند حل كردن يك دوره آكادميك و
نگاه علمي داشتن به ماجراست.
آيا مقايسه كردن براي
ارزش گذاري آثار هم مي تواند يك معيار در اين زمينه محسوب شود ؟
ــ
بله. يكي از شاخصه هاي خوب اين است كه هر اثر و كار ارزشمندي را بايد در كنار
كارهاي خوب ديگر مشاهده كرد و به قضاوت نشست.يعني بايد براي ارزش گذاري مقياسي وجود
داشته باشد. يعني كتاب هاي درسي مصور ايران را در كنار كتب درسي مصور ساير كشورها
ارزيابي كنيم و جايگاه آن را مشخص نماييم. ما اصلا اين فرآيند را فراموش كرده ايم.
شايد روزگاري ما حرفي براي گفتن در اين زمينه داشته ايم ولي امروز ديگر يك مقياس
براي جهان نيستيم و متاسفانه خودمان هم از مقياس هاي ديگر استفاده نمي كنيم.
تصويرگر كتاب درسي ما بايد خودش را با ساير تصويرگران دنيا مقايسه كند. بايد
بتوانند روي هم تاثير بگذارند. در اين مقايسه هاست كه مي توان درستي و نقايص كارها
را پيدا كرد. بايد تصويرگران كتاب هاي درسي دنيا را دعوت كنيم و خودمان هم به آنجا
برويم و با هم تبادل تجربه و اطلاعات داشته باشيم. اين نكته اي است كه جشنواره
تصويرگري كتاب هاي درسي مي تواند به آن توجه داشته باشد. بايد Work Shop و كارگاه
تجربي با حضور تصويرگران ايران و بين المللي برگزار كنيم. در قضاوت هايمان از
داورهاي خارجي هم استفاده كنيم. بايد از اين حصارهايي كه ساخته ايم بيرون آمده و از
بالا به همه چيز نگاه كنيم.
مقايسه كردن كار با آثار
ديگران از شاخص هايي است كه شما به آن اعتقاد داريد. ما در تصويرسازي به فرهنگ
خودمان توجه داريم و ديگران مطابق فرهنگ خود عمل مي كنند. اگر اين قياس و تبادل
تجربه ايجاد شود، تداخل فرهنگي پيش نمي آيد ؟
ــ من معتقدم كره زمين
همه جا يك شكل است. از هركجا ساختار آن را ببينيم، نتيجه يك شكل است، هر چند زاويه
ديدها فرق داشته باشد. ما هركجا برويم E = mc2 است. يعني راسطه علت و معلول چيزي
نيست كه به يك فرهنگ خاصي مربوط شود. بسياري از مطالب و مباحث كتاب هاي درسي مثل
تاريخ، جغرافيا، علوم، رياضي، دانش اجتماعي و غيره نيازمند آن نيستند كه ما خيلي
روي فرهنگ بومي خودمان اصرار داشته باشيم. چرا وقتي يك اثر ايراني دركتاب خارجي چاپ
مي شود، ما اين قدر ذوق زده مي شويم.
وقتي قصه اي از مرادي كرماني در مجله كريكت
چاپ مي شود خوشحال هستيم. چرا نبايد فكر كنيم كه يك اثر خارجي هم مي تواند در كتاب
هاي ما چاپ شود تا آنها هم احساس خوبي داشته باشند. همانطور كه هويت بومي خود را
حفظ مي كنيم بايد در يك جاهايي به زبان جهان حرف بزنيم. موضوع انرژي و صورت هاي
مختلف آن در همه جاي دنيا يكسان است و به بومي سازي كار ندارد. چه اشكالي دارد كه
چند تصويرگر خارجي هم در فرآيند آموزشي ما حضور داشته باشند و ما هم همين كار را
انجام بدهيم. در كتاب هاي مدارس فرانسوي از مينياتور و نگارگري ايراني استفاده شده
است. اين موضوع نه تنها در تصوير، بلكه در تصويرگر هم مي تواند تكرار شود. كلاس
هايي برگزار كنيم كه تصويرگر كتاب هاي درسي كره، چيني، لهستاني و برزيل هم در آن
حضور داشته باشند تا به تبادل تجربه بپردازيم. جهان مثل گذشته حالت جزيره ندارد.
نمي توان مثل رابينسون كروزو به تنهايي نشست و جزيره اي را اداره كرد. اميدواريم
تصويرگران كتاب درسي ما به اين آمادگي برسند.
رنگ تا
چه اندازه در تصويرسازي مي نواند اثر گذار باشد ؟ اصولا با كمك رنگ چه حرف هايي را
مي توان مطرح كرد ؟
ــ رنگ در واقع آفرينش شادي، تنوع، گوناگوني،
حركت،بيان حسي و خيلي چيزهاي ديگر است. اولين بار در سال هاي حدود 1290، رنگ به
كتاب هاي درسي راه يافت. در كتاب جغرافياي 5 منطقه تقريبا يك جور رنگ گذاري دستي
انجام شده است. البته اولين حضور فراگير رنگ در كتاب درسي به سال هاي 1336 به بعد
برمي گردد. در يك مقايسه ساده هنگام تحويل كتاب هاي درسي سياه و سفيد و كتاب هاي
داراي تصاوير رنگي به دانش آموزان، به راحتي مي توان ذوق زدگي را در چهره آن ها
براي كتب رنگي مشاهده كرد.
آيا اين خصلت مي تواند
منحصر به زمان خاصي باشد يا در همه عصرها و زمان ها، جواب مي دهد ؟
ــ من معتقدم اين موضوع به يك زمان و مكان مربوط نيست و به حس دروني انسان
ارتباط دارد. در واقع وقتي كتاب هاي دبيرستاني با تصاوير كوچك و سياه و سفيد همراه
مي شود، ذوق بزرگ شدن از بچه ها را مي گيرد. كودك ديگر دوست ندارد آن كتاب ها باشد.
اين در حالي است كه كتاب هاي مقطع دبيرستاني كشور فرانسه تقريبا به همان زيبايي
كتاب هاي دوران ابتدائي است. اينجاست كه تبادل تجربه ميان كشور هاي تواند اثرگذار
باشد.
نكته مهم در مورد رنگ اين است كه استفاده از آن را نبايد با رنگ سازي كتاب
ها اشتباه گرفت و به تصاوير رنگين كماني دست پيدا كرد. استفاده از رنگ يك روانشناسي
محتوايي با خودش دارد. به طور مثال استفاده از رنگ هاي خاكستري و قهو ه اي در كتاب
هاي تاريخي بسيار برازنده است و حس تاريخي ايجاد مي كند. ولي تصور خيلي از
تصويرگران امروز اين است كه تصويرگري براي كودك يعني رجوع كردن به خم رنگ و سرريز
كردن انواع رنگ ها تا نتيجه مطلوب باشد. اين اتفاق در ساختار رايانه اي كتاب هاي
درسي حاصل سال هاي اخير زياد رخ داده است. رنگ مي تواند زمان و مكان نداشته باشد
اما بايد متكي به درون مايه متن باشد. اين حرف ها را در مورد تكنيك و بافت هم مي
توان زد. اين بدان معناست كه هر رنگ، بافت يا تكنيكي براي هر متني مناسب نيست و اين
نكته اي است كه كمتر به آن توجه مي شود. وقتي تمام ساختار تصاوير يك كتاب درسي ،
رايانه اي است، بنابراين بايد گفت ما در مورد خيلي از حس ها، بافت ها يا تكنيك هاي
ديگر غفلت كرده ايم.
آيا طراحي و ساير عناصر ديگر
غير از رنگ هم مي تواند در اثرگذاري تصوير روي مخاطب نقش ايفاء كند ؟
ــ بله. غير از رنگ مي توان به طراحي فيگوراتيو اشاره كرد. به طور مثال
زانو زدن والريانوس در برابر شاپور ـ پادشاه ساساني ـ قويا متكي به طراحي فيگوراتيو
و حس پذيري درون مايه تسليم شدن والريانوس است. ما اين دو نكته را در تصويرگري
امروز به شدت كم داريم و حتي نتوانستيم تجربه هاي كتاب هاي تعليمات اجتماعي سال
1345 كه سرشار از قدرت نمايي است تكرار كنيم. امروزه تصويرگران ما از نظر حس پذيري
تصوير و فيگوراتيو ضعيف هستند در حالي كه از نظر گستره خيال، بسيار جلوتر از دهه 40
ديده مي شوند. بنابراين يك ناهمگوني وجود دارد. اين عدم هماهنگي و توازن در پيشرفت
باعث مي شود تا سرعت لازم را نداشته باشند.
چاره آن
از نگاه شما چيست ؟
ــ بايد در گام اول، طراحي را جزو واحدهاي
اجباري تصويرگري در دانشگاه ها قرار بدهيم. همچنين مجموعه مديريت كتب ها ي درسي
نيازمند سرمايه گذاري كلان براي تربيت تصويرگر در حوزه هاي مشخص با توجه به
علاقمندي و توانايي افراد است. بايد يك سري تصويرگر تخصصي كتاب درسي تربيت كنيم كه
اين امر با برگزاري جشنواره ها، كارگاه هاي آموزشي،Work shop و تبادل تجربه هاي بين
المللي مي تواند صورت بگيرد. آن وقت مي توان اميدوار بود كه طي چند سال آينده اين
خلاء برطرف شود.
تصويرگري كتابهاي درسي با ساير كتاب
هاي حوزه كودك و نوجوان چه تفاوتي دارد ؟
ــ تصويرگري كتاب درسي يك
حوزه كاملا تخصصي است و هر تصويرگر موفقي نمي تواند يك تصويرگر كتاب درسي باشد، حتي
اگر جوايز مختلف بين المللي را گرفته باشد. نوع نگاه آموزشي در كتاب درسي، فراگير
بودن مخاطب و اصل ايجاز در تصوير از مشخصات انحصاري تصويرگري كتاب درسي است. اين
بدان معناست كه تصويرگران هر چند موفق براي ورود به اين حوزه بايد دوره هاي دشواري
مثل درك انديشه هاي نويسندگان متن را حل كنند.
اگر در يك كتاب داستان، تصويرگر
مفهوم متن را درك نكند و تنها يك برداشت شخصي ارائه دهد، رويداد دشواري صورت نگرفته
است. حال آنكه در كتاب درسي، صحت يك اتفاق علمي خدشه دار مي شود. تصويرگر و نويسنده
كتاب درسي بايد به طور دقيق در كنار هم پيش بروند و ا ين يك واحد اجباري براي كلاس
هاي آموزشي تصويرگري كتاب درسي به شمار مي رود.
ما در كتاب هاي داستاني يك اصل
داريم كه مربوط به جلوتر حركت كردن تصويرگر نسبت به متن است. گاهي ممكن است تصويرگر
نگاه روايتي و تخيل انگيز خود را به عنوان گسترش رويداد ادبي به متن اضافه كند، اما
در تصويرگري كتاب درسي، حركت تصويرگر ونويسنده كاملا پا به پاي يكديگر صورت مي
گيرد. هر چند استثنائاتي به ويژه در متون فارسي مي تواند وجود داشته باشد.
با شرايطي كه براي تصويرگري كتاب درسي توصيف مي كنيد
در وضعيت امروز چه افرادي را براي اين حوزه مناسب مي دانيد ؟
ــ به
نظر مي آيد وجود يك مدير هنري مسلط به ادبيات، آموزش، نقاشي و داراي نگاه علمي
بسيار ضروري تر از حضور يك تصويرگر مسلط است. يك مدير هنري خوب مي تواند فضائي
ايجاد كند كه صاحبان همه اين فنون و تخصص ها گردهم آمده و به تصويرگر كمك كنند تا
آن تصاوير را براساس تخصص مثل تاريخي، علمي يا ادبي بودن، درك، خلق و ارائه كند.
|
شايد روزگاري در دنياي تصوير سازي كتاب، ما حرفي
براي گفتن داشتيم ولي امروز ديگر يك مقياس براي جهان نيستيم و متاسفانه خودمان هم
از مقياس هاي ديگر استفاده نمي كنيم. بايد در اين عرصه به تبادل تجربه و اطلاعات
پرداخت و اين مهم از عهده جشنواره تصويرگري كتاب درسي برمي آيد. مثل خيلي ها از
كتابخانه هاي كانون آغاز كرده با آن فرم و فضا انس گرفت و از مربيانش چيزها آموخت.
برخورد سرشار از مهر و عاطفه ديروز و بيان و دسترسي مناسب به ابزارها و تكنيك هاي
نقاشي او را به مسيري هدايت كرد كه امروز بعد از گذشت سال ها، همچنان از آن ايام به
نيكي ياد مي كند. بعد از چند سال عضويت در كتابخانه به جمع خانواده كانون پرورش
فكري كودكان و نوجوانان پيوست و هر آنچه را در طولي از آن سال ها اندوخته بود بي
هيچ دريغ و منتهي پيش روي مخاطبان
نهاد. |
چرا به چنين نتيجه اي رسيده ايد ؟
ــ توجه به يك سيستم متمركز و برنامه ريزي شده با توجه به توانائي
هاي گروهي، فقط در ظرفيت يك مدير خوب گنجانده مي شود. پس مديريت، مقدم بر حضور تك
تك تصويرگران موفق است. به جاي داشتن چند تصويرگر خوب و ماهر بهتر است يك مدير مسلط
و خوش فكر داشته باشيم تا بتواند از تمام توانائي ها و تخصص ها در كنار هم براي
رسيدن به هدف استفاده كند.
نوسازي تصويرگري در كتاب
درسي از نكاه شما كاري بسيار جدي، ملي و در حد يك وظيفه مهم قلمداد مي شود. چرا اين
موضوع از نظر شما تا اين حد اهميت دارد ؟
ــ من معتقدم كتاب درسي به
خاطر قرار داشتن بر ستون هاي روش هاي آموزشي يك جامعه و فراگير بودن مخاطب آن، يك
هويت ملي به شمار مي رود. يعني براي ارزيابي جايگاه مناسب فرهنگ يك جامعه، كافيست
كتاب هاي درسي آن را ورق بزنيم.
يك تصوير مطلوب در
كتاب هاي حوزه كودك و نوجوان در تعريف شما چگونه تصويري است ؟
ــ
وفاداري به عناصر زيبائي شناسي، عناصر بومي، متن، آمادگي از تجربه هاي گذشته، در
نظر گرفتن علايق كودكان و هماهنگي با صفحه آرايي هنرمندانه از مهم ترين عوامل ايجاد
يك تصوير مطلوب است. در اين ميان اصل زيبائي شناسي بسيار حائز اهميت است. بايد به
پيام هاي انساني، تازگي در نوع نگاه و ارزش دادن به حضور تخيل، ايهام و استعاره
توجه داشت.
آيا مي توان همه اين عوامل را در يك
تصوير كنار هم داشت ؟
ــ بله. هر چند ما به صورت استثناء از يك سري
تصويرهاي درخشاني و تاريخي برخوردار بوديم، ولي رسيدن به اين هدف كه از يك سري
شرايط آرماني برخوردار باشيم هرگز بدون نگاه علمي و برنامه ريزي ميسر نسيت. اگر
امروز مقدمات آن را فراهم كنيم و سرمايه گذاري نمائيم، مي توان اميدوار بود تا 10
سال آينده به وضعيت مطلوبي برسيم. يعني چيزي شبيه كتاب سازي در زمان تيموريان كه
تصويرگر، نويسنده، صفحه آرا و كتاب ساز در كنار هم كارمي كردند و يك كار صحيحي صورت
مي گرفت. نمونه آن نوع كارها را كه دستي هم بود مي توان در شاهنامه طهماسبي مشاهده
كرد.
شما براساس چه معيار به اين نتيجه رسيده ايد كه
عوامل مورد نظر در آن عصر و دوران در كنار هم كار مي كردند ؟
ــ
تاريخ اين را نشان مي دهد. تنها دوره اي كه تصويرگري در يك مديريت گروهي و يا حمايت
بسيار عميق دولتي صورت گرفت، مربوط به تيموريان است. آن زمان براساس شواهد و مدارك،
شاهزادگان تيموري به طور مستقيم بر اين كار نظارت داشتند.
آيا عكس هم مي تواند مثل تصوير و نقاشي، مطلب را تاثيرگذار جلوه
دهد ؟
ــ در مجموع نه تنها عكس بلكه كلاژ كامپيوتري، طراحي صنعتي،
پروفيل هاي فني و . . . عناصري هستند كه در كنار تصويرگري و در جاي خود به حضور
تصوير در كتاب درسي غنا مي بخشد. اين كار بايد با نظارت مدير هنري و يك صفحه آراي
توانمند انجام شود و چندان به تصويرگري مرتبط نيست.
عكس و تصويرسازي هر كدام قدرت خاصي در القاء مفاهيم به مخاطب را دارند. در چه
مواردي قدرت اين دو نسبت به هم كمتر يا بيشتر است ؟
ــ در يك جاهاي
نسبتا محدودي عكس گوياتر از تصوير است. به طور مثال در درس هايي از دانش اجتماعي،
جغرافيا، علوم كاربردي، نمادهاي معماري، آداب و رسوم و نظاير آن به شرط آنكه مربوط
به دوران حضور عكس و عكاسي باشد، عكاسي در بيان مطالب بيشتر است. البته در اينجا
گرافيست خيلي مهمتر از تصويرگر عمل مي كند و در مقام ناظر هنري يا صفحه آرا با رجوع
به امكانات رايانه اي و بهره گيري از تكنيك هاي ديگر به عكس ماهيت هنري مي دهد.
محل اسقرار عكس و تصوير در كنار مطلب مي تواند از
نظر تاثيرگذاري مهم باشد. در اين مورد چه توضيحي داريد ؟
ــ حركت از
تصوير به عكس، از عكس به طراحي، از طراحي به ترام و ساير موارد از ظرافت، دشواري،
پيچيدگي و تسلط هنري خاصي برخوردار است كه در صورت عدم كارآيي خلاقانه، كتاب را به
يك جنگ بي هويت تبديل مي كند. اين اتفاق در بسياري از كتاب هاي موجود و در اختيار
بچه ها رخ داده است. اين حرف را در مورد بكارگيري تكنيك هاي گوناگون در تصويرگري هم
مي توان زد. به طور مثال همراه شدن تكنيك هاي گواشي، ايربراش، تصاوير رايانه اي،
كولاژ، چاپ دستي و نظاير آن در يك كتاب همچنان از ظرافت و دقت ويژه اي بايد
برخوردار باشد. بايد استفاده از اين تكنيك ها، تنوع، چند گونه بودن و جابجايي از
شكل هاي مختلف تصوير در كتاب، به نحو هنرمندانه و خلاقانه اي صورت بگيرد. اين كار
بايد چنان ظريف و لطيف انجام شود كه علاوه بر انتقال و القاء پيام به مخاطب، وي
متوجه اين تغييرات به طور محسوسي نگردد. البته ما متخصصي در اين حوزه نداريم و بايد
به فكر تربيت و پرورش آن باشيم.
از حضورتان در اين
گفتگو سپاسگذاريم.