m o s a v a r . c o m



گفت وگو با فرهاد سليماني، عكاس پروژه ي كتاب هاي علوم پايه هاي دوم تا پنجم دبستان


عكس هايي كه به اكتشاف منجر مي شود


گفت و گو از: محمد حسين ديزجي

عكاسي به عنوان يك ابزار تهيه ي تصوير در مسائل آموزشي مي تواند در حيطه هاي مختلف مطرح شود. ما در اين حوزه به انواع عكاسي نظير اجتماعي، طبيعت، مستند، آتليه اي، پرتره، ماكروگرافي و نظاير آن احتياج داريم. آموزش به كودكان گسترده و متنوع است و به همان گستردگي هم مي تواند عكاسي داشته باشد. عكاسي آموزشي يك جور عكاسي مستند است و يكي از وظايف مهم اين نوع عكاسي، ياد دادن است. زماني مي توان خوب ياد داد كه خوب ياد گرفته باشيم. موضوع را كه خوب فهميديم به ديگران نيز خوب منتقل مي كنيم. ما تا رسيدن به استانداردهاي كتاب هاي آموزشي، فاصله داريم. مقوله ي توليد كتاب آموزشي، سرمايه گذاري وسيعي را مي طلبد. بايد امكانات را وسعت داد. افرادي را به اين كار بگماريم كه اين مهم يگانه دغدغه آن ها باشد. آن موقع نتيجه مطلوب مي گيريم.
اين حرف ها حرف كسي است كه از سال 75 به طور كمي جدي و رسمي همكاري خود را با آموزش و پرورش در حوزه ي عكاسي آموزشي شروع كرد. او فوق ليسانس عكاسي و مدرس همين رشته در دانشگاه هنر است. از سال 65 تا امروز در عكاسي مطبوعاتي سوابقي را براي خود اندوخته و از اين رهگذر تجربياتي را در اختيار ديگران قرار داده است. آثارش را در كتاب هاي درسي مختلف مي توان ديد. در نمايشگاه ها، جشنواره ها و مسابقات مختلف حضور داشته و تا امروز جوايزي را به خود اختصاص داده است. آنچه بهانه ي اين گفت وگو شد، حضورش در پروژه ي تصويرسازي كتاب هاي علوم پايه هاي دوم تا پنجم دبستان است. نتيجه مصاحبه با فرهاد سليماني متولد 1343 پيش روي شماست.

اگر بخواهيم عكاسي آموزشي را با ساير عكاسي ها مثل خبري، اجتماعي، طبيعت و غيره مقايسه كنيم، جايگاه اين عكاسي در دنياي امروز كجاست و چگونه بايد به آن نگريست ؟

ــ ساختار اجتماعي هر كشور و ساختار آن را فرزندان آن سرزمين تشكيل مي دهند. اگر آنان درست آموزش ببينند و تربيت شوند، آن جامعه ساختار درستي خواهد داشت. عكاسي به دليل اينكه پيام خود را سريعتر و روشن تر از نوشته منتقل مي كند براي دانش آموزان ابتدايي وسيله و رسانه ي بسيار خوبي براي انتقال مفاهيم به شمار مي آيد. اگر از عكاسي به درستي استفاده شود، آن را بايد يكي از اركان مهم آموزشي به شمار آورد. زماني كه شما مي خواهيد يك گسل را به مخاطب نشان بدهيد، عكس به مراتب از نقاشي و طراحي مؤثرتر است. يك نوع قارچ كمياب را با عكس بهتر مي توان معرفي كرد. انجام يك آزمايش و رساندن مفاهيم آن از طريق عكس سريعتر و بهتر به مخاطب منتقل مي شود. بيشتر كتاب هاي آموزشي دنيا از عكس حداكثر استفاده را براي انتقال پيام و مفاهيم مي كنند. دانش آموز وقتي كتاب را باز مي كنند با ديدن عكس هاي زيبا و متنوع، با دنياي جديدي روبرو مي شود. به همين خاطر علاقه پيدا مي كنند تا سريعتر دنبال يادگيري مطلب بروند.
اگر نگاهي به كتاب هاي آموزشي و درسي در نقاط مختلف دنيا داشته باشيم به راحتي مي توان دريافت كه آنان در حوزه ي عكس و عكاسي، سرمايه گذاري هاي قابل توجهي مي كنند تا تصاير مناسب، سريع و جذابي را پيش روي مخاطب قرار دهند. به همين خاطر دانش آموزان موفق تري هم دارند. اين را مي توان در مقايسه با دانش آموزاني كه با تصاوير خوب كمتري روبرو هستند به تماشا نشست. البته فرآيند توليد كتاب آموزشي منحصر به عكاسي نيست و در اين زمينه، طراحي، تأليف، چاپ و شيوه ارائه آن در كنار هم است كه معنا پيدا مي كند. اگر يكي نقص داشته باشد، بقيه هم مطلوب نخواهد بود. چه بسا عكس هاي خوبي گرفته مي شود و در مرحله چاپ ما تنها يك لكه رنگ مي بينيم. جذابيت عكس در زماني كه مخاطب كودك است، اهميت دو چنداني پيدا مي كند.

 اگر كودكي از دل اين تصاوير در هر نقطه اين سرزمين چيزي بياموزد، براي من افتخاري است كه سهم كوچكي در آن يادگيري دارم.

يك عكاس حوزه ي مسائل آموزشي بايد ازچه ويژگي هايي برخوردار باشد تا محصول كارش تاثير گذار بوده و مخاطب را به كنكاش در اين زمينه وادار نمايد ؟

ــ من پاسخم را به عكاسي آموزشي در حوزه ي دوره ابتدايي محدود مي كنم. كسي كه پا به عرصه مي گذارد بايد دغدغه ي آموزشي داشته باشد و شيوه هاي بيان آموزشي را بشناسد. روحيه كودكان را شناخته بازي از آن هاگرفتن را بداند. او بايد بداند كه چگونه بچه ها را با هم درگير ماجراي آموزشي كند به گونه اي كه صحنه ها طبيعي جلوه كند. من در اين پروژه و ساير پروژه هاي ديگر بارها ناچار به تكرار يك صحنه ي عكاسي شده ام. وقتي يك بچه خسته است، اين خستگي او در عكس مشهود است و به مخاطب منتقل مي شود. بنابراين بايد عكس را تكرار كرد. اگر عكاس لحظات را خوب بشناسد و بتواند از ترفندهايي استفاده كند كه اين ترفندها به افزايش حس و حال بچه ها كمك كند، در عكاسي به نتايج خوبي مي رسد.

چرا يك عكس را تكرار مي كنيد. مگر در يم تصوير چه حسي وجود دارد كه مخاطب از آن تأثير مي پذيرد. اگر اين حس در عكس نباشد چه اتفاقي مي افتد؟

ــ شما در عكس، آموزش مي دهيد. بنابراين احساس بچه هايي را كه سوژه ي شما هستند بايد راستاي هدف آموزشي يا فعاليت مورد نظر باشد. اگر قرار باشد در يك آزمايش، كودك در حال تفكر، تعجب، كنجكاوي يا در احساس ديگري باشد، اين وضعيت به نتيجه آزمايش كمك مي كند. اگر در عكس و تصوير شما اين احساس وجود داشته باشد، مخاطب هم با ديدن آن همان حس را نسبت به آزمايش يا موضوع آموزشي پيدا مي كند. در غير اين صورت عكس شما عكس خوبي نخواهد بود.
فرض كنيد بچه اي پروانه اي را مي بيند. او بايد به وجد بيايد. اگر حالت عادي داشته باشد مفهوم به مخاطب انتقال نمي يابد. بايد اين وجد و سرور در حالت دست ها، حركت بدن و چشم هايش ديده شود. در غير اين صورت بايد عكس را تكرار كرد. من به دليل ارائه ي عكس در كتاب هاي درسي هميشه اين دغدغه را دارم كه تصا.ير بايد بهترين باشد. زيرا تيراژ كتاب درسي بسيار بالاست و اين امكان وجود دارد كه تا چند سال كتاب تغيير نكند. پس بايد بهترين را به مخاطب عرضه كرد.

مناسب ترين عكس از نگاه شما چه عكسي است؟

ــ عكسي كه به لحاظ فني، نور، حس و حال، سوژه و روشن بودن آزمايشي كه در آن انجام مي شود، عكس موفقي باشد. بايد ابزار، طراحي و وسايل صحنه طوري باشد كه همه چيز براي دانش آموز سراسر كشور شناخته شده به نظر برسد.

منظورتان از اين كه صحنه ي عكس، آزمايش يا موضوع بايد براي همه بچه ها شناخته شده باشد چيست؟

ــ خاطرم است چند سال پيش به يكي از روستاهاي دور افتاده و در ارتفاعات تنكابن رفته بودم. با معلم مدرسه در باره ي تصاير كتاب علوم صحبت كردم و نظرش را جويا شدم. او از عكس ها راضي نبود. برايم مثالي زد و گفت: در بحث آهن ربا عكس يك صابوني انداخته شده كه به چيزي وصل است. در تصوير آهن ربايي ديده نمي شود. دانش آموز نمي داند اين صابون چگونه به جاصابوني متصل شده است. شايد من مي دانم و ديده باشم كه نوعي جاصابوني آهن ربايي هم داريم. اما در آن تصوير هيچكدام از آن دو قطعه فلزي به چشم نمي آيد. من معلم چگونه مي توانم به شاگردانم ثابت كنم اين تصوير به درس آهن ربا ربط دارد. بارها گفته ام ولي شاگردم نمي پذيرد. اين قضيه در مورد آن قطعات تزييني كه بعضي ها بروي در يخچال يا كابينت فلزي مي چسبانند هم صادق است. در آن قطعات آهن ربا به چشم نمي آيد.
اين معلم مي گفت من در تدريس آهن ربا با اين تصاوير كتاب درسي مشكل دارم. بنابراين كيفيت و نوع عكس در كتاب آموزشي مهم است. بايد آن تصوير براي كل كشور گويا باشد. زيرا كتاب درسي متعلق به تمام كشور است. من در يك صحبتي كه با يك معلم و مؤلف كتاب علوم داشتم براين قضيه تاكيد مي كرد و مي گفت: در كشور ژاپن يك سازماني در نظام آموزش و پرورش خود دارند كه وظيفه اش هماهنگ كردن امكانات آموزشي مدارس در سراسر كشور است. يعني اگر قرار است از يك وسيله در آزمايشگاه هاي مدارس شهر تهران استفاده شود، همان وسيله در تمام آزمايشگاه هاي ساير نقاط و استان ها هم مي توان پيدا كرد. وقتي شرايط مدارس در كل كشور با هم برابر بود، آن وقت تصاوير قابل درك است. اگر ما امروز نمي توانيم تمام مدارس كشور را از نظر امكانات و تجهيزات در سطح همديگر قرار دهيم، بخشي از اين وظيفه به كتاب درسي برمي گردد. در كتاب درسي اين مهم برعهده ي عكس است. با عكس هاي گويا مي توان اين كار را انجام داد.

در عكاسي آموزشي چه عناصري را بايد لحاظ كرد و در آن دقت داشت تا عكس اثر گذار باشد؟

ــ شما در كنار عكس هاي منتشر شده در نشريات خارجي يا كتاب هاي آنان به ويژه كتاب هاي تبليغاتي يك شناسنامه مي بينيد. در اين شناسنامه نام طراح، طراح صحنه، عكاس و گرافيست ديده مي شود. يعني شما براي هر عكس يك تيم مي بينيد كه آن تصوير موفق را به وجود آورده اند. چند سال پيش كه يك كتاب آموزشي را به اتفاق آقاي كاظم طلايي كار مي كرديم كم كم به اين نتيجه رسيديم كه بايد به نكاتي نظير لباس بچه ها، اصلاح موي سر، چهره ي مناسب در عكس، فضاي كار عكاسي و طراحي رنگ در عكس ها و تصاوير دقت داشته باشيم و به آن موارد اهميت بدهيم. در غير اينصورت ما عكس خوبي نخواهيم داشت. بنابراين به گروه ما، افراد ديگري هم اضافه شدند. كساني در گروه ما وارد شدند كه وظيفه ي آنان فقط انتخاب لباس، پارچه و پيگيري دوخت مناسب بود. حضور مؤلف كتاب در حين عكس برداري و افرادي كه به عنوان دستيار بچه ها را آماده و سرحال نگه مي داشتند، در اين كار اهميت پيدا كرد.
شيوه ي انجام آزمايش هم مهم است كه نظارت آن برعهده ي مؤلف كتاب بود. پس نتيجه مي گيريم در تهيه يك عكس حداقل 5 يا 6 نفر حضور دارند. اين تلاش عكاس نيست كه تصوير را اثرگذار مي كند. بلكه يك تيم در اين زمينه فعاليت دارد. البته من پيش بيني مي كنم كه در آينده يك گروه توليد در اين زمينه داشته باشيم. براي طراحي، عكاسي و توليد كتاب آموزشي بايد نگاه ويژه و هنري داشت. اين گروه تمام دغدغه اش توليد يك كتاب مناسب است. آن موقع براي انتخاب كاراكتر يا شخصيت هاي موضوع عكس ها، با برنامه پيش خواهيم رفت. ما معتقديم اين تشكيلات بايد ايجاد شود.

در حال حاضر براي اين كار انتخاب كاراكتر و شخصيت در عكس ها را چطور انجام مي دهيد؟

 اولين ناظر بر عكاسي اين پروژه خودم هستم. گاهي ديگران از تصاوير من راضي هستند، اما من آن را تكرار مي كنم زيرا مي دانم بهتر از اين بايد ارائه شود.

ــ ما الان به يك مدرسه مي رويم و چند نفر را انتخاب كرده و سعي مي كنيم از آن ها در انتخاب آزمايش ها اسفاده كنيم. شايد 50 درصد اين بچه ها مناسب كار ما نباشند. حال اگر كار به شكل سازمان يافته صورت بگيرد، يك گروه از قبل بچه ها را تست مي كنند و بهترين ها را كه علاقه مند هستند انتخاب مي نمايند. درست همانند انتخاب هنرپيشه براي بازي در يك فيلم كه عوامل مختلفي مد نظر قرار مي گيرد، به اين مهم هم بايد توجه كرد. اگر بازيگر دقيق و درست انتخاب شود، فيلم روي مخاطب اثر مي گذارد. در تصاوير آموزشي هم سوژه ي تصاوير بايد با همان دقت و وسواس انتخاب شود تا تأثير عكس روي مخاطب چند برابر باشد.
بايد گروهي داشته باشيم كه كار آن طراحي وسايل آزمايشگاهي براي اين كار باشد. بايد از يك وسايل ساده و فراگير كه در راستاي مطالب آموزشي باشد به درستي بهره گرفت.

در كدام حوزه هاي درسي مثل رياضي، علوم، تاريخ، جغرافيا، ديني و نظاير آن عكس كمك بيشتري به فهم مطالب مي كندو به عبارت ديگر مكمل آن واقع مي شود؟

ــ تا الان كتاب هاي ديني ما مشكل خود را با طراحي حل كرده اند و ما تصاوير مربوط به مباحث و موضوعات معنوي را بيشتر از طريق تصويرسازي و نقاشي پوشش داده ايم. كتاب هاي تاريخ هم به همين شكل و با استفاده از عكس هاي مستند در آرشيوها گره از كار خود باز كرده اند. در خغرافي هم بيشتر سراغ عكس هاي آرشيوي عكاسان در حوزه هاي طبيعت و مستند رفته اند. در رياضي كمتر از عكس استفاده مي شود و بيشتر سراغ طرح و نقاشي مي روند. مي ماند كتاب علوم كه بايد برايش عكس توليد كرد زيرا در كتاب علوم تجربي براساس آزمايش و خطا پيش مي رويم و به همين خاطر بيشتر درگير تهيه ي عكس هستيم.

آيا در كتاب هايي به غير از علوم به نظر شما مي توان از عكس بيشتر استفاده كرد؟

ــ بله البته. من نمونه هايي از كتاب هاي ديني كشورهاي خارجي را ديده ام كه از عكس در آن ها خوب استفاده شده است. آنان مفاهيم الهي را به شكلي در روابط اجتماعي روزمره در عكاسي ثبت كرده اند و به خوبي از اين تصاوير در كتاب ها استفاده كرده اند. به همين خاطر شايد كتاب هاي ما هم جاي بازنگري داشته باشد.


آيا عكاسي در حوزه ي كتاب درسي ( با مخاطب كودك و نوجوان ) با ساير كتاب هاي علمي و آموزشي تفاوت دارد؟

ــ در كتاب درسي اين ويژگي وجود دارد كه مخاطب احساس مي كند كه موظف به پذيرش محتواي آن است. حال آن كه اين خصوصيت شايد در كتاب هاي ديگر وجود نداشته و يا كمتر ديده شود. بنابراين آنچه در اين نوع كتاب ها عرضه مي شود بايد از خطاي كمتري برخوردار باشد و جذابيت آن افزون تر از ساير كتاب ها باشد. من خودم يك كتاب علوم مربوط به كتاب ژاپن را ورق زدم وآن را باكتاب علوم همان مقطع تحصيلي در ايران مقايسه كرده ام. وقتي شما كتاب ژاپني را باز مي كنيد در صفحه ي اول آن يك دشت باز و سرسبز و تصاويري متنوع از گل و پروانه و رنگين كمان در آن مي بينيد. اين تصاوير آن قدر جذاب است كه شما را دعوت مي كند كتاب را ورق بزنيد و به اين نگاه كردن خود ادامه بدهيد. حال آنكه در كتاب علوم كشور ما كه آن زمان من ديده ام اولين درسش با يك رعد و برق در آسمان سياه آغاز مي شود. تازه اين عكس با كيفيت خيلي بدي هم چاپ شده است. با ديدن اين تصوير هيچ بچه اي تمايل پيدا نمي كند كه دنبال ديدن ادامه ي عكس ها باشد. شما با ديدن آن كتاب ژاپني علاقه مند مي شويد به دشت و صحرا رفته و كنجكاوي كنيد. حال آن كه با ديدن تصاوير ايراني هيچ تمايلي براي رفتن به دامن طبيعت و تجربه در آن پيدا نمي كنيد.

شما در كدام حوزه هاي آموزشي و كتاب هاي درسي بيشتر عكاسي كرده ايد؟

ــ من در يك سري از كتاب هاي درسي دوره ي ابتدايي مثل ديني، علوم، فارسي و رياضي با آموزش و پرورش همكاري كرده ام. برخي از كتاب ها تا مرحله چاپ هم رفت اما در نظام آموزش و پرورش تنها به طور آزمايشي مورد استفاده قرار گرفت. همچنين يك بسته ي كمك يادگيري مربوط به پيش دبستاني را مربوط به انتشارات مدرسه است عكاسي كرده ام. علاوه براين كتاب هديه هاي آسماني و پيش دبستاني كه خودش يك كار گسترده بود و شامل كتاب كار، كارت هاي آموزشي و نوار صوتي و تصويري مي شد را هم كار كردم. ولي بيشتر روي مبحث علوم كار كرده ام.

چرا بيشتر علوم، آيا نياز مخاطب بود يا خودتان انگيزه داشتيد؟

ــ چون براي علوم نياز به توليد بود.

اگر فرض را براين بگذاريم كه در تمام حوزه هاي درسي عكس اهميت قابل توجهي پيداكند، شما تمايل به كار در كدام زمينه را بيشتر داريد؟

ــ من به تمام حوزه هايي كه يك جوري به طبيعت ارتباط دارد علاقه مند هستم، به ويژه آن كه در خدمت آموزش باشد. تنها با آموزش درست است كه اين كشور مي تواند دچار تحول مثبت شود.

شما پروژه ي عكاسي كتاب هاي علوم پايه هاي دوم تا پنجم دبستان بر عهده داريد، درباره ي اين پروژه بيشتر بگوييد؟

ــ هدف اين پروژه عوض كردن بيشتر عكس ها و تصاوير كتب علوم بدون عوض شدن محتواي آن است.در واقع آرايش تصويري اين كتاب تغيير مي كند. به خاطر همين ما سعي داريم بهينه سازي كنيم. همچنين زاويه ديد مؤلف نسبت به ارائه مطالب هم مطرح است. اينجا سعي شده دانش آموز با كشف تدريجي پيش برود و بيشتر اوقات ما نتيجه آزمايش را نشان نمي دهيم. بنابراين هميشه براي مخاطب اين سؤال مطرح است كه نتيجه چيست و در واقع نتيجه برايش يك معما است. اين كتاب ها از مهر 85 13مورد استفاده قرار مي گيرد.

اين پروژه از چه زماني آغاز به كاركرد و چه مدت اين فعاليت ادامه داشت؟

ــ ما از بهار 84 شروع كرديم. البته عكاسي در اين پروژه خيلي زمان بر بود. چون به تابستان خورديم پروژه از نظر عكاسي متوقف شد و ما از عكس هايي كه در مراحل اوليه گرفته بوديم استفاده مي كنيم. من نزديك به دوهزار فريم عكاسي كرده ام كه از آن ميان حدود سيصد فريم انتخاب شده است. اين عكس ها در اختيار طراح، تصويرساز و صفحه آرا قرار گرفته است. فكر مي كنم حدود سي درصد عكس برداري باقي مانده باشد. منبع اصلي ما در اين كار خود مدارس هستند. ما از امكانات مدارس و خود بچه ها براي اين كار استفاده مي كنيم. اجراي اين پروژه بدون آن ها ميسر نيست.

در هفته چقدر وقت صرف تهيه ي عكاسي اين پروژه مي كرديد؟

 در كتاب درسي اين ويژگي وجود دارد كه مخاطب احساس مي كند به پذيرش محتواي آن است. حال آن كه اين خصوصيت شايد در كتاب هاي ديگر نباشد و يا كمتر ديده شود، به همين دليل عكاسي در كتاب درسي با اهميت است.

ــ ما براي انجام عكاسي از يك موضوع بايد ابتدا يك مدرسه انتخاب مي كرديم كه چند قابليت و ويژگي را داشته باشد. اين ويژگي ها شامل موارد زير است:

  1. مدير علاقه مند كه بتواند با ما همكاري كند؛
  2. فضاي مناسب براي عكاسي داشته باشد. يعني حياط و آزمايشگاه آن براي عكاسي در فضاي بسته و فضاي باز مناسب باشد؛
  3. خود محيط آموزشي يعني معلمان و دانش آموزان فعال و سرحال باشند؛
  4. امكانات آزمايشي مناسب براي اين كار در آن جا وجود داشته باشد؛
  5. محدوديت زماني نداشته باشد. يعني اگر كار عكاسي ما طول كشيد و به شب كشيد آنان كنار ما بمانند.

اما براي اين كار بايد لباس هاي مناسب با طراحي خوب را آماده مي كرديم. تيم ما زماني مي توانست در يك مدرسه، عكاسي كند كه بچه ها درگير امتحان، در دو يا يك فعاليت ديگر نباشند. بعد نوبت به انتخاب بچه ها مي رسيد. از آن جا كه گاهي كار عكاسي طول مي كشيد ما ناچار بوديم آن ها را گروه گروه انتخاب كنيم و براي ساعات مختلف از آن ها بخواهيم بيايند و فعاليتي را انجام بدهند و ما عكس بگيريم. گاهي در اين بين دچار مشكلاتي مي شديم. يكي از اين مشكلات روحيات بسيار حساس بچه ها بود. وقتي ما دست به انتخاب مي زديم بقيه هم دوست داشتند كه در عكس هاي ما حضور داشته باشند. ما ناچار بوديم آن ها را از قبل توجيه كنيم و به آن ها بفهمانيم كه اين يك همكاري است. چون كار ما يك كار جدي بود بنابراين بايد دنبال بچه هاي جدي مي گشتيم. به بچه ها گفته بوديم كه ممكن است از شما عكاسي شود ولي اين احتمال وجود دارد كه عكس ها در انتخاب نهايي مورد استفاده قرار نگيرد. من با سيل متقاضي روبرو بودم و اين كار را سخت مي كرد. براي حل اين مشكل من به آن ها قول مي دادم كه از آن ها عكس يادگاري بگيرم و به اين قولم عمل كردم. با اين كار بود كه توانستم تا حدودي اين مشكل را برطرف كنم. من الان حدود يك گيگا بايت عكس در كيفم دارم كه مال بچه ها است. بايد يك جوري دل بچه ها را به دست مي آوردم.

آيا در انتخاب چهره ي بچه ها نكات خاصي را لحاظ مي كرديد؟

ــ در انتخاب چهره ها بايد دقت مي كرديم ايراني باشند. يعني دنبال چهره هاي بور و داراي چشم هاي زاغ يا سبز نمي توانستيم برويم. بعضي ها فكر مي كنند هرقدر سوژه زيباتر باشد براي عكاسي مناسب تر است. ولي من معتقدم در اين پروژه چنين نيست. علاقه مند بودن به انجام همكاري در آزمايش و ادامه دادن فعاليت و داشتن هوش و ذكاوت در انجام كار و داشتن يك چهره ي مناسب براي اين كار، برايمان مهم بود. وقتي از ساعت كار آموزشي مدرسه مي گذشت بچه ها به خانه مي رفتند و دوباره با والدين مي آمدند. از آن ساعت ما با تعداد زيادي والدين و بچه ها در محل پروژه ي عكاسي روبرو بوديم كه اين هم خودش ماجرايي داشت. حالا ما بايد تمام اين پارامترها را كنار هم قرار مي داديم تا بتوانيم چند فريم عكاسي كنيم. حالا شما خودتان اين شرايط را در نظر بگيريد و ببينيد ما در هفته چقدر مي توانستيم عكاسي كنيم.

آيا در چنين پروژه هايي مي توان از عكاسي گروهي استفاده كرد؟ ظاهرا در اين پروژه تنها شما هستيد كه عكس ها را تامين مي كنيد؟

ــ با گسترش امكانات در آينده و فراهم آوردن يك گروه عكاسي تحت مديريت يك عكاس زبده در عرصه مسائل آموزشي مي توان اين كار را انجام داد. البته به نظر من در آن شكل، كار از حالت يكدست بودن خارج مي شود. زيرا نگاه ها متفاوت است. الان به دليل كسب تجربه در اين حوزه، از گذشته هاي خود استفاده كرده و روز به روز هم به تجربيات ما افزوده مي شود.

آيا براي اين كار از الگوي خاصي پيروي مي كرديد؟

ــ ما به كتاب هاي علوم خارجي نظر داشتيم و به نكات مثبت آن ها فكر مي كرديم. البته محدوديت هاي خودمان را هم در نظر مي گرفتيم. آن ها محدوديت در نوع پوشش بچه ها در عكس ندارند. ولي ما در اين زمينه معيارهايي داريم كه بايد پايبند به آن ها باشيم. تمام اين عوامل به نوعي تاثيرگذار است. ما سعي كرديم ار نكات مثبت آن ها استفاده كرده و محدوديت هاي خودمان را با ترفندهاي ديگري برطرف كنيم.
البته من كتاب هاي آموزشي ژاپني و تعدادي از كشورهاي اروپايي را ديده ام. منتهي ما هيچ وقت كتاب هاي آنان را جلوي خودمان نگذاشته ايم كه عين آن ها كار كنيم. براي همين نتايج كارهايمان هم متفاوت است.

شما اشاره به استفاده از نكات مثبت آن كتاب ها كرديد. مثال بزنيد تا اين قضيه روشن تر باشد؟

ــ حس و حال بچه ها در عكس، استفاده بيشتر از رنگ و دور بودن از رنگ هاي تيره و سياه از جمله نكاتي بود كه به ان توجه داشتيم. البته در عكس هاي كتاب هاي آنان نكات ديگري هم مطرح بود كه براي ما در حال حاضر فراهم آوردن آن چندان ميسر نيست. محيط هاي آموزشي آن ها در عكس، بسيار مرتب و منظم، زيبا و وسيع بود. آن ها در حياط مدرسه از باغچه و گل بهره مي بردند. ولي ما چنين فضايي را در عموم مدارس نداريم. كف حياط مدرسه هاي ما آسفالت و به رنگ تيره است. ديوارهاي مدارس ما منقش به نقاشي هاي عجيب و غريب است. شعارها و نوشته هاي روي مدارس ما نمي تواند پس زمينه عكس ها قرار بگيرد. اين ها مواردي است كه نشان مي دهد محيط آموزشي ما به آن حد نرسيده است. خارجي ها از بچه ها در محيط هاي طبيعي بيشتر براي آموزش استفاده مي كنند ولي اين مهم براي ما بيشتر ميسر مي شود. ما براي بردن بچه ها به دامن طبيعت جهت آموزش با محدوديت هايي روبرو هستيم.

شما در عكاسي از بچه ها به دنبال اين هستيد كه افراد را ايراني و همانطور كه هستند نشان بدهيد. در واقع فقط دنبال زيبايي ظاهري نيستند. حالا چرا به اين موضوع در محيط هاي عكاسي عنايت نداريد. يعني محيط طبيعي مدارس را همانطور كه هست نمي خواهيد نمايش بدهيد؟

ــ براي طبيعي بودن بايد تعريف درستي كرد. ما بايد شرايط استاندارد را در نظر بگيريم و خيلي درگير ماجراهاي روزمره نباشيم. به طور مثال شعارهاي روي ديوارها تغيير مي كند. حال آنكه ما بايد شرايط عادي مدارس را در نظر داشته باشيم. شايد فردا اين موضوع تغيير كرد. اگر در معماري از آجر استفاه مي كنيم، حق نداريم روي آن رنگ بياوريم. حال آن كه در فضاهاي آموزشي، كمتر با اين امكانات مواجه هستيم. بايد در اين حوزه فرهنگ سازي كرد. ما امروز جرأت نداريم در مدارس گل و گياه بگذاريم. چون ممكن است بچه ها آن ها را تخريب كنند. ما مجال فكر كردن در اين حوزه را نداريم. در حالي بايد به بچه ها ياد داد و آن ها را در امور شريك كرد تا بدانند گل و گياه مدرسه مال خودشان است. هر وقت فضاسازي كرديم مي توان در مدارس فضاي طبيعي ايجاد كرد و به راحتي عكس گرفت و ديگر دنبال فضاي مصنوعي نبود.

چه كساني روي پروژه شما نظارت مي كنند؟

ــ اولين ناظر خودم هستم. گاهي ديگران به تصاوير ارائه شده از سوي من رضايت مي دهند، اما من راضي نيستم و احساس مي كنم بايد كاري بهتر ارائه داد. ولي در مجموع از طرف مدير پروژه يك نظارتي صورت مي گيرد.

آيا در حين عكاسي از ديگران مشورت مي گيريد و يا اصولا ديگران امكان مشاوره با شما را دارند؟

ــ من شنونده خوبي هستم. اگر پيشنهاد خوبي ارائه شود به يقين آن را مي پذيرم.

 شما در عكس، آموزش مي دهيد. بنابراين احساس بچه هايي كه سوژه عكس شما هستند بايد در راستاي هدف آموزشي يا فعاليت مورد نظر باشد.

مي گويند عكاس پروژه هاي آموزشي بايد حس اين كار را داشته باشد. بچه ها را دوست بدارد و در اين مقوله صبور باشد. شما اين خصلت ها را چگونه در خودتان ايجاد كرديد؟

ــ من از كودكي به معلمي و تدريس علاقه داشتم. از سال 71 هم فعاليت جدي معلمي را شروع كردم. عكاسي درس مي دادم. بنابراين با روحيات بچه ها و جوانان آشنا هستم. يك جورهايي با مقوله آموزشي عجين هستم. بايد صبرو حوصله داشت. خوب گوش داد و دنبال شيوه هاي بهتر براي بيان مطالب بود. داشتن اين خصوصيات خيلي به من كمك كرد تا با بچه ها طوري برخورد كنم كه از من حرف شنوي داشته باشند. هر وقت خواستم آن ها را به وجد بياورم و تا جايي كه مي توانم بازي خوبي از آن ها بگيرم.

چه تفاوتي ميان عكس هايي است كه در آن عشق و احساس حضور دارد با آن تصاويري كه شايد بدون عشق به كار تهيه مي شود؟

ــ زماني كه شما به موضوعي علاقه مند هستيد، تمام وجودتان در خدمت رسيدن به آن هدف است. زماني كه هدف هاي مختلف براي شما تفاوتي نداشته باشد، انگيزه اي براي تلاش بيشتر وجود ندارد. نتيجه يك كار بي ارزش خواهد بود. سخني كه از دل برآيد لاجرم بر دل نشيند. عكسي كه از دل مي گيري بر دل ديگران هم مؤثر مي افتد.

از اينكه آثارتان علاوه بر مطبوعات و نمايشگاه ها و جشنواره هاي مختلف به كتاب هاي درسي مدارس راه پيدا مي كند چه احساسي داريد؟

ــ هر جا كه از عكس خوب استفاده شود من احساس خوبي دارم و آن را جزو باقيات الصالحات مي دانم. اگر كودكي از دل اين تصاوير در هر نقطه اين سرزمين چيزي بياموزد براي من افتخار است كه سهم كوچكي در آن يادگيري دارم.

آيا اين حس را در هنگام عكاسي هم لحاظ مي كنيد؟

ــ يكي از نكاتي كه عكاسان بعد از مدتي در عكاسي به آن مي رسند، پيش فرض است. اين قضيه هم از لحاظ فني و هم از لحاظ مفاهيم وجود دارد. وقتي عكاسي از موضوعي عكس مي گيرد، آينده اي را هم براي ان در نظر دارد و پتانسيل هاي موجود در آن موضوع را به خوبي حس مي كند. اگر در آن موضوع پتانسيل مثبت وجود داشته باشد. آن را مي بيند. من هم هميشه سعي كرده ام از اين پتانسيل هاي مثبت نهايت بهره را ببرم. اگر احساس كنم با پرداختن بيشتر به يك موضوع مي توان ذاتش را بيشتر نمايان كرد، تلاش بيشتري انجام خواهم داد.

تصاوير و عكس هاي كتاب هاي قبلي از زاويه ي هنر عكاسي از نظر شما چه ايراداتي داشت؟

ــ اشكالات ممكن است متفاوت باشد. يك بخش به عكاسي برمي گردد. طراح صحنه، مؤلف و چاپ هم در آن دخيل هستند. شايد در همين پروژه خودمان 30 تا 40 درصد كارهايي كه انجام داده ايم مرا راضي مي كند. هنوز معتقدم تا رسيدن به استانداردها فاصله زيادي داريم.

اين استانداردهاي مد نظر شما شامل چه موارد و نكاتي مي شود؟

ــ من در لابلاي صحبت هايم از تشكيل گروه هايي ياد كردم كه كارها را به طور تخصصي دنبال خواهند كرد. بنابراين تخصصي عمل كردن همه ي افراد و مجموعه را در كنار هم ديده مهم است. شايد تك تك افراد كم رنگ باشند ولي تاثيرگذار هستند. مجموع يك كار تيمي باعث توليد يك كار خوب مي شود. اعضاي اين تيم نبايد كار ديگري جز اين كار داشته باشند. امروز اگر به من بگويند عكاسي پرتره ها، صنعتي، طبيعت يا تبليغاتي انجام بدهم، آن را انجام خواهم داد. حال آن كه آن روز تمام دغدغه من مسائل آموزشي مي شود. بايد من تأمين باشم تا همه فكر و ذكرم در اين ماجرا خلاصه شود. بايد ابزار كار لازم در اختيارم باشد تا بتوانم به آن استاندارد مطلوب برسيم.

به عنوان حسن ختام اين گفت و گو بفرماييد كه اين پروژه چه تجربه و دستاوردي براي خودتان داشت؟

ــ من در اين پروژه تمام تجربياتي كه در طول اين سال ها در حوزه هاي مختلف عكاسي مطبوعاتي، طبيعت، پرتره، تبليغاتي و صنعتي داشتم را بكار گرفتم. اين پروژه چيزي از نظر عكاسي براي من نداشت. اما اولاً كار گروهي كردن را تجربه كرديم. ثانياً من يك درس بزرگي از اين ماجرا گرفتم. اين درس از مصاحبت با آقاي عمراني در زمينه شيوه تربيت كودك برايم حاصل شد. ايشان معتقد بود بايد بچه ها را به حالت خود بگذاريم تا خودشان ياد بگيرند. يعني اينكه ما نبايد استانداردهاي بچه ها را با قبولاندن نظرات خودمان به آنان كور كنيم. بچه ها به يك تلنگر و اشاره كوچك نياز دارند. بايد اجازه بدهيم با شخصيت خودشان بزرگ شوند.

از اين كه با حوصله و دقت به سؤال هاي بنده پاسخ داديد متشكرم.


تعداد  25434 نفر تا كنون از سايت بازديد كرده اند Users online: 7641
Copyright © 2005 Education Ministry. All Rights Reserved