در گفت وگو با پريسا سندسي، مدير هنري كتاب
علوم پايه اول دبستان مطرح شد:
جاي فكر كردن را براي كودكان باز
بگذاريم
گفت وگو از: محمد حسين ديزجي
قسمت اول
اگر تصاوير دختران با حجاب را از تصاوير حذف كنيم چه
تصويري نشان مي دهد، اين كتاب ايراني است؟ كدام يك از تصاوير نشان مي دهد ما در
سرزمين پهناورمان جه آثار ارزشمندي داريم؟ از قوميت هاي مختلف ساكن ايران زمين هيچ
خبري در عكس ها نيست. هيچ حالتي در چهره ي بچه ها ديده نمي شود. انگار مثل مجسمه از
آن ها عكس گرفته اند. در فرهنگ ما بچه ها در اين سن و سال با بزرگترها همراه هستند.
حال آنكه در اغلب تصاوير از والدين يا معلمان در كنار بچه ها خبري نيست. راستي چرا
بچه هاي ما ناچارند كتابي با يك مشت تصاوير قديمي و رنگ و رو رفته را ورق بزنند و
با ديدن آن ها انگيزه براي مطالعه پيدا كنند. عكس هايي را ببينند كه با محتوا
مطابقت ندارد.
آن روزها هم كه خودم دانش آموز بودم، درس ها و كتاب ها مجرد از
يكديگر بود. يعني اگر رياضي مي خوانديم فقط رياضي بود. هر كتاب اطلاعات را جداجدا
عرضه مي كرد و من هيچ وقت نمي توانستم آن ها را به هم ربط بدهم و در زندگي روزمره
از آن ها كمك بگيرم. اين حرف هايي بود كه من با خودم مي زدم. دلم مي خواست مي
توانستم كاري انجام بدهم. اين فقط يك آرزو در ذهنم بود.آرزويي كه چند روز بعد با يك
تماس تلفني دبير جشنواره ي تصويرگري كتاب درسي شكل ديگري پيدا كرد. او تماس گرفت و
پيشنهاد داد و من پذيرفتم كه مديريت هنري كتاب جديد علوم پايه اول دبستان را به
عهده بگيرم.
پريسا سندسي، ليسانس نقاشي از دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران مركزي
دارد. در كارنامه اش همكاري با مركز بررسي آثار مجلات رشد از سال 67 تا 76 ديده مي
شود. مدتي هم از بخش گرافيك مجلات رشد به كار صفحه آرايي و طراحي جلد نشريات مشغول
بوده است. تا كنون حدود 25 طرح روي جلد براي كتاب هاي مختلف كودك و بزرگسال ارائه
داده است. قريب به دو سال است كه با انتشارات مدرسه همكاري دارد. گفت وگو با او
پيرامون اين پروژه را به اتفاق مي خوانيم.
▪ شما اعتقاد داريد كه مي توان در كنار آموزش
يك موضوع در كتاب درسي، به طور غير مستقيم مخاطب را با نكات ديگري هم آشنا كرد. اين
مهم چگونه مي تواند در يك كتاب درسي پايه اول دبستان اتفاق بيافتد و چه آثاري به
دنبال دارد؟
ــ من هميشه به اين فكر مي كردم كه مي توان در حين آموزش يك
مطلب، مخاطب را با موضوعي مثل ايران شناسي هم آشنا كرد. اگر قرار است در بخش سنگ
كتاب علوم تجربي بچه ها با انواع سنگ آشنا شوند، چرا ما آن ها را با نقاط مختلف
كشورمان ارتباط ندهيم. نمونه هايي از انواع سنگ ها را در كتاب ارائه دهيم و به آن
ها بگوييم كه مثلاً اين نوع سنگ بيشتر در منطقه ي خراسان وجود دارد. حيوانات را به
بچه ها در كتاب علوم معرفي كنيم و برايشان بنويسيم كه زيستگاه اين جانور بيشتر از
فلان منطقه ايران است. وقتي كودك كتابي را ورق مي زند كه در آن ها برخي اسامي محلي
برايش آشناست، احساس تعلق خاطر مي كند و دلش مي خواهد از آن كتاب چيزهايي ياد
بگيرد. هميشه در ذهنم اين قضيه وجود داشت كه چطور مي توان از همين نكات جداجدا و
پراكنده به يك موضوع كلي و واحد رسيد.
|
مخاطب اين كتاب بچه هايي هستند كه هنوز سواد خواندن
و نوشتن ندارند. بنابراين عمده بار كتاب روي عكس و تصوير
است. |
▪ شما نمونه اي از كتاب هاي درسي خارجي
را هم ديده ايد. در آن كتاب ها اين مباحث چگونه ارائه مي شود؟
ــ يكي از عللي كه باعث شد حداقل در ذهن خودم به فكر اصلاح
كتاب هاي درسي باشم، مقايسه كتاب هاي خارجي با كتاب هاي خودمان بود. وقتي كتاب هاي
خارجي را ورق مي زنيد يك روند كلي را در تك تك صفحات، عكس ها و تصاوير حاكم مي
بينيد. يك ارتباط خوبي ميان بخش تأليف و بخش هنري كتاب ديده مي شود. يعني شما بدون
خواندن نوشته ها و متون كتاب، و تنها از روي دنبال كردن عكس ها و تصاوير متوجه مي
شويد كه چه مطلبي قرار است آموزش داده شود و روند آن چگونه است. تصاوير به راحتي
بيانگر نقطه آغاز و پاياني ماجراست. همين مشاهدات مرا واداشت تا به فكر ارائه چنين
كتاب هايي باشم. ما هم اگر بخواهيم و برنامه ريزي درست هنري داشته باشيم چنين كاري
برايمان ميسر است.
▪ پروژه اي را كه دست گرفته ايد، نقطه
آغازش كجاست و چه برنامه اي برايش داريد؟
ــ پيشنهاد اين كار يعني تصويرسازي و آماده سازي كتاب علوم
پايه اول از نظر هنري در اسفند سال 84 از طرف آقاي محبت اله همتي به من داده شد.
مخاطب اين كتاب بچه هايي هستند كه هنوز سواد خواندن و نوشتن ندارند و بنابراين مطلب
و محتويات كتاب بسيار اندك بوده و در نهايت با يك يا چند جمله كوتاه مي بايست به آن
ها نكته اي را آموخت. بنابراين عمده بار آموزشي كتاب روي عكس و تصوير است. محتواي
كتاب هم تغيير نمي كند. من در آغاز با مؤلفان كتاب جلسه گذاشتم و نظرات آن ها را
درباره عكس ها و تصاوير كتاب علوم پايه اول در سال 1382 گرفتم. آنان از تصاوير
رضايت نداشتند و مي گفتند: اين تصاوير بيانگر محتوايي نيست كه ما در كتاب ارائه
داده ايم. در قدم اول كتاب را ورق ورق كردم و لاي هر صفحه يك ورق سفيد گذاشتم و بعد
كتاب را سيمي كردم. براي تك تك عكس ها و تصاوير شماره گذاشتم و نظرات مؤلف را در
مورد آن تصاوير جويا شد و آن ها را در همان برگه ها نوشتم.
▪ چه مواردي را مورد هر تصوير از آنان
جويا مي شديد؟
ــ در ابتدا دنبال آن بودم كه آيا در تصويربا محتوا هماهنگ
است يا خير. اگر هماهنگ نيست و بايد تغيير كند، مؤلفان چه پيشنهادي در تغيير عكس و
تصوير داشتند. تصوير جديد بايد گوياي چه چيز باشد. اين جلسات نزديك به يك ماه و نيم
با مؤلفان طول كشيد.
▪ اين گروه از چه كساني تشكيل شده
بود؟
ــ خانم ها عزت السادات حسيني و سيميندخت روحي عضو ثابت جلسات
بودند و خانم بتول فرنوش هم در برخي جلسات حضور پيدا مي كرد. يكي از مشكلات كار ما
اين است كه مستند سازي نمي كنيم و از خودمان ردپا نمي گذاريم. شايد به همين دليل
بود كه من بابت تك تك تصاوير از آن ها نظر خواهي و آن ها ثبت كردم. الان در كنار هر
عكس يك مجموعه نقطه نظر ثبت كرده ام تا يك مستندسازي از اين حركت انجام شده باشد.
از طرف ديگر مشكلاتي را هم كه از نگاه خودم وجود داشت در جاي ديگري يادداشت كردم.
در واقع مسائل و مشلات كتاب را جداگانه آوردم.
▪ كتاب علوم سال 82 از نظر شما و از
زاويه ي هنري چه مسائل و مشكلاتي را داشت؟
|
تصويرسازي براي كتاب علوم يك كار علمي است. ما در
اين كتاب با يك تابلو نقاشي طرف نيستيم. اگر بخواهيم مسائل مختلف را در يك تصوير
مطرح كنيم از تمركز دانش آموز روي تصاوير كم كرده
ايم. |
ــ از جمله مواردي را كه من يادداشت كرده ام به اين شرح
است.
1. در كشور ما بچه ها در مدرسه روپوش مي پوشند. حال آنكه در تصاوير، چنين
چيزهايي ديده نمي شود. همچنين روپوش دختران در عكس ها كمي متفاوت با جامعه ي امروز
است.
2. روي رنگ لباس بچه ها در عكس ها دقت نشده است. يعني در يك عكس يكي روسري
سياه و ديگري مقنعه سفيد دارد.ديدن اين عكس ها مرا واداشت تا به فكر طراحي جدي لباس
براي بچه ها باشيم.
3. لوگوي كتاب براي علوم پايه اول زيبا نيست. طرح جلد هم
همين طور است. صفحات نيز از يك عنوان زيبا و كودكانه برخوردار نيستند. وقتي كودك
اصلاً تمايلي به نگاه كردن به كتاب و تصاوير آن ندارد، چگونه ممكن است علاقمند به
فراگيري محتواي آن باشد.
4. امكانات بكار گرفته شده در عكس ها اصلاً مناسب كشور
ما نيست. كتاب درسي، كتاب ملي است و به نوعي نماينده كشور ما محسوب مي شود. وقتي
كتاب درسي را ورق مي زنيد، به نوعي امكانات كشور را هم معرفي مي كنيد. به نظرم اين
كتاب مبين امكانات ، لياقت و شايستگي كشور ما نيست و معرف ارزشمندي در اين زمينه
محسوب نمي شود.
5. تصويرسازي ها مناسب اين رده سني نيست. بايد كودكانه تر باشد.
بيشتر قابل توجه گروه سني ” ج “ و بالاتر است.
6. سر كليشه ها اصلاً هماهنگ
نيست. هر كدام يك جور طراحي دارد. اصولاً طراحي هنرمندانه بر آن ها حاكم
نيست.
7. شما هيچ حس و حالي در بچه ها نمي بينيد. تصاوير بچه ها در اين مقطع سني
بايد شادتر باشد. وقتي بچه هاي اين گروه سني با آزمايش ها و رويدادهاي علمي روبرو
مي شوند انتظار مي رود شادي و تعجب در چهره ي آن ها مشاهده شود. حال آنكه اين
تصاوير مصنوعي است. فقط حالت گرفته اند تا عكاس يك عكس تهيه كند، بي آنكه خودشان به
آزمايش و فرآيند آن توجه نمايند. وقتي چنين حالتي در تصاوير وجود داشته باشد، چه
انتظاري داريم كه مخاطب با ديدن عكس ها شوق و ذوق آزمايش و تجربه كرده را پيدا
كند.
8. پوشش و لباس بچه ها در تصاوير تقريباً در تمامي كتاب يك جور و يكسان
است. بي آنكه توجهي به انواع پوشش هاي محلي داشته باشيم. از جميع پوشش هاي متنوع
سرزمين ما در اين كتاب خبري نيست.
9. اگر روسري دختران در عكس ها را كه بيانگر
اسلامي بودن كشور و معرف فعلي سرزمين ماست، حذف شود، مخاطب از هيچ زاويه ي ديگري
نمي تواند احساس كند تصاوير اين كتاب متعلق به ايران است. از قوميت ها و نقاط
جغرافيايي ايران هم در آن خبري نيست.
10. معلمان و والدين و بزرگترها در عكس ها
حضور ندارند. ما در اين سن و سال معمولاً بچه ها را همراه با بزرگترها مي بينيم.
انتظار بر اين است كه در حركات و آزمايش ها و ساير فعاليت ها تا حدي حضور داشته
باشند.
11. عكس هاي كتاب از منابع مختلف برداشته شده و به نوعي يك جمع آوري
است. حال آنكه اين تصاوير حداقل مي تواند بروز باشد و از تنوع و زيبايي بيشتري
برخوردار شود.
▪ يعني شما پيشنهاد مي كنيد براي نمايش
تصاوير جغرافيايي و طبيعي و ساير موارد عكاس به نقاط مختلف اعزام كنيم تا عكس تهيه
كند؟
ــ من مي گويم هر عكس بايد يك شناسنامه داشته باشد. وقتي قرار
است از تصوير يك كوه يا جنگل استفاده كنيم و پيام مطلب را به مخاطب ارائه نماييم،
در كنار آن مي توانيم به كودك بگوييم اين كوه دماوند يا جنگل گلستان است. بسياري از
عكاسان خوب ما اين نوع تصاوير را دارند كه ما مي توانيم از آن ها استفاده كنيم. در
كنار يك عكس شناسنامه آن را هم ارائه دهيم. والدين به كتاب هاي پايه اول فرزندان
خود حساسيت دارند. وقتي شما اطلاعات كامل و خوبي نسبت به تصاوير كتاب ها به كودك
ارائه مي دهيد، در واقع به نوعي نسبت به حساسيت هاي والدين هم پاسخ مثبت ارائه مي
كنيد.وقتي والدين هم با تصاويري روبرو مي شوند كه معرف ايران و بخشي از سرزمين
ماست، نسبت به كتاب احساس تعلق خاطر مي كنند و خودشان هم مشوق فرزندان مي شوند تا
با انگيزه مضاعف نسبت به فراگيري مطالب و اطلاعات موجود در كتاب اقدام نمايند.
▪ آيا شما از نظرات معلمان هم نسبت به
تصاوير كتاب اطلاع پيدا كرديد؟ نگاه آنان چگونه بود. چه مواردي از نظر آن ها قابل
تأمل به شمار مي رفت؟
ــ من در اين فاصله به مدارس مختلف مراجعه كردم تا براي عكاسي
كتاب از نظرات آن ها هم استفاده كنم. معلمان به طور كلي مي گفتند ما فقط كتاب را
باز مي كنيم و درسي را نگاه كرده و سپس كتاب را بسته و خودمان تدريس را شروع مي
كرديم. زيرا تصاوير گوياي متن و محتوا نبوده و هيچ كمكي در عرصه آموزشي به ما نمي
كرد. حال آنكه ما انتظار داريم تصاوير در آموزش يار و ياور معلمان باشد تا ما
بتوانيم به كمك آن ها مفاهيم را به بچه ها آموزش بدهيم. بعضي از تصاوير تنها قابل
استفاده در شهرهاي ماست زيرا با امكانات شهري به آن ها نگاه شده است. در حالي كه
بخشي از مخاطبان كتاب درسي در روستاهاو عشاير و شهرهاي كوچك زندگي مي كنند و
امكانات آن ها با ساكنان شهرهاي بزرگتر متفاوت است.
تعدادي معلمان از قول دانش
آموزان دختر مي گفتند، تصاوير كتاب پسرانه است و به آن ها بهاي بيشتري داده شده
است. چرا پسران در عكس ها لباس آستين كوتاه پوشيده اند و ما بايد مانتو، شلوارو
مقنعه بپوشيم؟ بايد يك جور برابري در عكس ها وجود داشته باشد. كاري كنيد پسران و
دختران وقتي به كتاب نگاه مي كنند احساس تعلق نمايند. نه اينكه دختران كتاب را
پسرانه ببينند.
▪ شما گفتيد برخي از تصاوير را براي بيان
مفاهيم كودكانه تر ارائه داد. لطفاً مثالي در اين زمينه ارائه كنيد؟
|
من مي گويم هر كس بايد يك شناسنامه داشته باشد. وقتي
قرار است از تصوير كوه يا جنگل براي رساندن پيام مطلب استفاده كنيم، در كنار آن مي
توانيم به كودك بگوييم اين كوه دماوند يا جنگل گلستان
است. |
ــ در فصل حركت كتاب، تصويري از يك قطار ديده مي شود. ما همين
حركت را مي توانيم به شكل ديگري ارائه دهيم كه براي بچه ها جذاب تر و خوشايند هم
باشد. چه اشكالي دارد بچه اي را نشان بدهيم كه بادبادكي را به پرواز درآورده است.
مگر پرواز بادبادك حركت به حساب نمي آيد؟ اين چنين تصويري براي كودكان دلنشين تر
است.
▪ بعد از آن كه ايرادات تصاوير كتاب را
از نظر هنري و محتوايي مشخص كرديد در گام اول چه اقدامي انجام داديد؟
ــ من در گام اول به اين فكر افتادم كه بايد براي آن مطالب
كوتاه، تصاوير گويا فراهم كنم كه فاقد همان ضعف هاي پيشين باشد. يكي از ايرادات
كتاب هاي قبلي كاهي بودن جنس كاغذ آن است. همچنين ما كودكان معلول جسمي را در كتاب
نداريم.
▪ شما در كتاب جديد چه حجمي از تصوير را
به عكس سپرده و چه تعداد از آن را به تصويرسازي اختصاص داده ايد؟
ــ حجم عمده تصويرها را به عكس اختصاص داده ام. شايد حدود 200
عكس داريم و در مقابل حدود 60 تصويرگري انجام شده است.
▪ چه معياري براي انتخاب عكس يا تصويرگري
يك صفحه در كتاب داريد؟ كجاها سراغ عكس مي رويد و در چه مواردي تصويرسازي را ترجيح
مي دهيد؟
ــ بيشتر براساس نظر مؤلفان و با توجه به محتويات كتاب عمل مي
كنم. مهم اين است كه پيام را بهتر به مخاطب ارائه كنيم. اگر در اين زمينه عكس
قابليت بيشتري داشته باشد سراغ آن مي رويم. در غير اين صورت تصويرسازي را انتخاب مي
كنيم.
▪ چقدر تابع نظرات مؤلفان بوده و چقدر
براساس نظر هنري خودتان اقدام مي كرديد؟
ــ خوشبختانه گروه مؤلفان كتاب علوم يك گروه منسجم و يكپارچه
اي هستند. خودشان به نقطه نظرات ديگران اهميت مي دهند و اگر نظراتي برسد كه با
محتوا هماهنگ باشد آن را مي پذيرند. اگر هم قرار است نظر شما را نپذيرند، براي آن
دلايلي ارائه مي دهند. چه در جلسات اوليه و چه در طول كار، بارها پيشنهاداتم را
مطرح كردم. گاهي ان را پذيرفتند وگاهي موضوع را عوض مي كرديم. به عبارت بهتر، معيار
كار، گويا بودن تصاوير براي رساندن پيام به مخاطب بود. حال اگر يك تصوير مي توانست
آن قابليت را داشته باشد، ما همان كار را مي كرديم. من با گروه مؤلفان دائم در
تعامل بودم.
▪ در چه مواردي بيشتر سراغ عكس مي
رفتيد؟
ــ پيام درسي براي ما معيار مهمي بود. ما مي خواستيم در
فعاليت ها و آزمايش ها، خود بچه ها حضوري فعال داشته باشند تا از اين طريق پيام به
بچه هاي مخاطب منتقل شود. بنابراين تا جايي كه عكس جواب مي داد، سراغ آن مي رفتيم.
عكس يك ويژگي جدي بودن دارد. بنابراين ما براي تلطيف مطلب يك شخص راوي را به ميان
مي آورديم. يك دختر و پسر هم سن و سال بچه ها را تصويرسازي كرديم كه از اول تا
پايان كتاب در جاهاي مختلفي مي آيند و حضور دارند. گاهي يك شيطنت هاي كودكانه دارند
و در تصاوير همراه بچه ها آن فعاليت را انجام ميدهند. يكي از ايرادات كتاب هاي فعلي
اين است كه تعداد دانش آموزان در عكس ها بسيار كم است. حداكثر 2 نفر در هر عكس وجود
دارند.
▪ چرا تا اين حد به عكس و عكاسي در
تصويرسازي كتاب هاي علوم بها مي دهيد؟
ــ عكس براي خودم يك سند واقعي است. ولي در نقاشي مي توان دخل
و تصرف كرد. به طور مثال در مبحث ريشه ها ما مي توانيم از عكس به جاي نقاشي استفاده
كنيم. عكس قابل درك تر است. بنابراين تلاش كردم تا جايي كه مي توانم به عكس بهاي
بيشتري بدهم.
▪ فكر مي كنيد قدرت و توان عكس بويژه
براي كودك اول دبستاني تا چه اندازه گويا و رساننده پيام است؟
ــ ما در تصويرسازي و نقاشي يك سري از عوامل را به نوعي خذف
مي كنيم و به مخاطب نشان نمي دهيم. حال آن كه در عكس موارد حاشيه اي هم مطرح مي
شود. همين موارد حاشيه اي مي تواند در كلاس ايجاد سؤال كرده و زمينه بحث و تبادل
نظر را فراهم اورد. يعني يك عكس مي تواند چند منظوره باشد. به طور مثال شما در
تصويرِ اصل و مورد نظرتان، بچه ها و يك زمين بازي را مشاهده مي كنيد كه محور
درسي است. در گوشه اي از تصوير يك سطل زباله هم هست كه كودكي ظرف خوراك خود را در
آن مي اندازد. اين حضور كمرنگ در كنار تصويرِ اصل، يك سؤال در ذهن مخاطب ايجاد مي
كند و او را به پرسش وامي دارد. حتي مي توان بچه اي را نشان داد كه به جاي دست با
ليوان آب از شير، آب مي خورد. وقتي كودك به عكس بيشتر دقت مي كند در نگاه دوم اين
نكات را دريافته و يك آموزش غيرمستقيم مي بيند. من معتقدم عكس قدرت بسيار زيادي در
انتقال مفاهيم به مخاطب را دارد.
▪ مگر نمي توان همين نكات را در
تصويرسازي هم لحاظ كرد؟
ــ در تصويرسازي و نقاشي هم اين نكات ميسر است. ولي در
تصويرسازي بهتر است توجه كودك را تنها متوجه يك موضوع كنيم. در واقع همان نكته اصلي
درس را با وي در ميان بگذاريم و به حاشيه نرويم.
▪ چرا؟
ــ چون مي گوييم تصويرسازي جايي است كه در آن امكان عكاسي
نيست. يا اينكه مي خواهيم توجه بچه ها را تنها متوجه يك موضوع كنيم و تصميم نداريم
او را به حاشيه هدايت نماييم. تصويرسازي براي كتاب علوم يك كار علمي است. ما در اين
كتاب با يك تابلوي نقاشي طرف نيستيم. اگر بخواهيم مسائل مختلف را در يك تصوير مطرح
كنيم از تمركز او روي تصاوير كم كرده ايم.
▪ حالا كه بحث تمركز مطرح شد، چرا در عكس
به موضوعات نگاه دوم توجه مي شود؟
ــ زيرا جاي فكر كردن و انديشيدن را هم بايد براي كودكان باز
بگذاريم. يعني در كنار موضوع علمي، چيزهاي ديگري را هم براي او طرح كنيم. شما مي
توانيد براي نمايش گندم و گندم زار يك تصوير ساده ارائه دهيد. مي توان همين عكس را
طوري نشان داد كه در پس زمينه آن كوه زيباي دماوند هم ديده شود. با وجود كوه دماوند
در تصوير، اين پرسش پيش مي آيد كه آن كوه كجاست؟يك بحث سر كلاس ايجاد مي شود. عكس
ها بايد شرح عكس داشته باشد. همين بحث در تبادل نظر در كلاس باعث مي شود تا بچه ها
با ايران هم بيشتر آشنا شوند. مبحث خاك و دانه را مي توان با نمايش كوه البرز كامل
كرد. در پس زمينه هم دو كوهنورد حضور داشته باشند. شما به اين ترتيب يك ورزش سالم
را هم تبليغ كرده ايد.
پايان بخش اول
ادامه اين گفت وگو را در
بخش دوم دنبال كنيد.