m o s a v a r . c o m



 

گفت‌و‌‌گو  با دو تن از برگزيدگان اولين جشنواره تصويرگري كتاب درسي

وقتي تصوير با مخاطبش هم نوا باشد

گفت‌و‌گو از محمدحسين ديزجي

 

 خلخالي: مهم‌ترين علل عدم موفقيت انجام برخي پروژه‌ها در قالب كار گروهي ناشي از عدم انعطاف‌پذيري، خودرايي و احترام نگذاشتن به نظرات سايرين است.


هميشه در دنياي تصويرگري كتاب درسي آن هم در شرايط كشور ما پرسش‌هاي متعددي براي پاسخ دادن وجود دارد. اين پرسش‌ها و پاسخ‌ها اگر مورد عنايت قرار بگيرد، گهگاه خود زمينه ساز موفقيت‌هاست. در نخستين جشنواره‌ي تصويرگري كتاب‌ها درسي، مجموعه آثار علي مرسوي خلخالي به دليل بهره‌گيري خلاقانه از تكنيك خمير و عكاسي در ارائه آثار جايزه‌‌ي ويژه را به همراه يك نفر ديگر دريافت كرد. هم‌چنين در رشته‌ي تصويرسازي براي متن كتاب درسي از گلبرگ كياني براي طراحي موضوع بهترين ارمغان، تقدير به عمل آمد. با اين برگزيدگان كه خود در حوزه‌ي تصوير و تصويرسازي دستي بر آتش دارند چند سئوال را در ميان گذاشتيم و از ايشان پاسخ گرفتيم.
صادقانه پرسيديم مهم‌ترين علل عدم موفقيت انجام برخي پروژه‌ها در قالب كار گروهي ناشي از چيست و صميمانه پاسخ گرفتيم كه... در اين گفت‌و‌گوي كوتاه 5 سئوال شد و علي موسوي خلخالي و گلبرگ كياني به پرسش‌ها پاسخ دادند.

• يك تصوير در چه شرايطي مي‌تواند مكمل مطلب درسي باشد و به فهم آن مطلب توسط دانش‌آموزان كمك كند؟ گاهي برخي تصاوير جلوتر از مطلب حركت كرده وگاه در اين خصوص عقب‌تر هستند.

كياني: اين موضوع در مورد متن‌ها و دروس مختلف متفاوت است اما به طور كلي هر قدر تصوير بتواند بيشتر متن را براي دانش‌آموزان باز كند و به نكات درون درس كه مبهم يا مستتر هستند و يا حتي آن‌چنان كه بايد بزرگ‌نمايي نشده‌اند بپردازد احتمالا در كنار متن نقش مكملي خواهد داشت اما اينكه تصوير در كنار متن و فقط به عنوان يك مكمل و نه بيشتر مطرح شود قابل تامل است.


خلخالي: در صورتي كه تصوير با مخاطب  خود همنوا باشد قطعا براي او قابل فهم خواهد بود. پس و پيش بودن تصاوير نسبت به متن ناشي از اين است كه تصويرگر، مطلب مورد نظر را درست درك نكرده يا به عبارتي خوب آن را نخوانده است و به آن محاط نشده است. بهتر است تصويرگر و مؤلف قبل از اجراء تصوير جلسه‌اي با هم داشته باشند و از آنجائي كه تصويرگر نوعي ابزار ارائه مولف محسوب مي‌شود بايد به مسائل مورد نظر مولف واقف شود.

 كياني: هر قدر تصوير بتواند بيشتر متن را براي دانش‌آموز باز كند و به نكات درون درسي كه مبهم يا مستتر است بپردازد به عنوان مكمل درسي عمل كرده و به فهم مطلب دانش‌آموز كمك مي‌كند.


• مهم‌ترين علل عدم موفقيت انجام برخي پروژه‌ها در قالب كار گروهي ناشي از چيست و چگونه مي‌توان اين موانع را بر طرف ساخت؟


كياني: در رابطه با كار كتاب بايد اين را از مديران هنري كه با گروه‌ها كار مي‌كنند پرسيد”ولي يك چيز روشن است و آن هم تجربه اندك ما ايرانيان در انجام كارهاي گروهي است. عملكرد ناهماهنگ در نتيجه‌نهايي تأثير منفي خواهد داشت“ اگر هر فرد نقش خود را در گروه  به خوبي ايفا كند به نظر مي‌رسد درصد موفقيت بسيار بالا خواهد رفت. از نظر من آنچه كام‌يابي هر نوع كار گروهي را تضمين مي‌كند مسئوليت‌پذيري و دلسوزي افراد است و اينكه براي رسيدن به نتيجه‌ي مطلوب تا چه حد منافع گروه جايگزين منافع شخصي شود ”در نهايت آن پروژه‌اي موفق است كه اعضاي آن از روي شايستگي انتخاب شوند.


خلخالي: عدم انعطاف‌پذيري و خود رايي و احترام به نظرات سايرين.
مثلا من فكر مي‌كنم بهترين تصويرگر جهان هستم و هيچ‌كس به اندازه‌ي من نمي‌فهمد.
در كارهاي گروهي معمولا شخصي به عنوان مدير در رأس كار قرار مي‌گيرد.
به نظر من سكان را بايد به دريانوردي كار آزموده سپرد كه درياهاي بسيار و اقيانوس‌ها را پشت سر گذاشته باشد. كسي كه تمام دوران فعاليت خود را در يك خليج و بين دو بندر معين در رفت و آمد بوده است دريانورد نيست بلكه كشتي‌ران محسوب مي‌شود و اين امر مهم بايد به دست دريانوردي دنيا ديده سپرده شود كه از كشف نقاط جديد و طوفان احتمالي واهمه‌ايي نداشته باشد.


• در تصويرگري كتاب‌هاي درسي كتب كشورهاي موفق و پيشرفته عواملي وجود دارد كه آنها را از كتب درسي ما متمركز مي‌سازد؟ اصولا چه تفاوتي ميان كتب درسي ما و آنها وجود دارد كه كتب آنان براي مخاطبانشان به مراتب جذاب‌تر است؟


كياني: اين سئوالي است كه بايد جمعي از كارشناسان پاسخ دهند”اما از لحاظ ظاهري آنچه كه نظر من را به عنوان يك تصويرگر جلب مي‌كند اين است كه آنها داراي تصاوير“ صفحه‌آرايي ”موضوع‌ها“ شخصيت‌ها و رنگ‌هاي جذاب‌تر و قوي‌تري هستند و از همه مهم‌تر نوع كاغذ و كيفيت چاپ آنهاست. اگر كتاب‌هاي درسي فعلي را كه در مقايسه با نوع خارجي از جذابيت‌ كمتري برخوردارند با كاغذ گلاسه و چاپ عالي به جاي كتاب‌هايي با چاپ ضعيف و كاغذ كاهي تحويل دانش‌آموزان دهيم تفاوت را در برخوردشان كاملا احساس خواهيم كرد. نكته ديگر همان است كه در پاسخ سئوال اول مطرح شد و آن اهميت تصوير در كتاب‌هاي درسي و موقعيت آن را در كنار متن است...


خلخالي: افرادي كه تصويرگر كتب درسي در ممالك پيشرفته هستند براي اين كار خاص تربيت شده و دوره‌هاي تخصصي در اين‌باره ديده‌اند و پس از گذراندن آزمون‌هاي مختلف به اين كار دعوت مي‌شوند چرا كه مديرانشان، اين كار (تصويرگري كتب درسي) را امري كليدي و بسيار مهم مي‌دانند. اما متاسفانه در كشور ما چنين نيست و اكثر كساني كه جذب اين كار مي‌شوند كساني هستند كه موفقيت چنداني در خارج از اين حوزه (كتب درسي) كسب نكرده و از روي ناچاري مشغول اينكار مي‌شوند.
بدليل شرائط بسيار بد حق‌الزحمه و دخالت‌هاي مكرر كارفر، افراد توانا در اين زمينه جذب محيط كار بيرون از آموزش‌و‌پرورش مي‌شوند و در واقع عطاي كار در سازمان مذبور را به لقايش مي‌بخشد.
مقايسه‌ي ديگري كه مي‌توان با ممالك پيشرفته داشت اين است كه اكثر كساني كه در كشور مشغول اين كار هستند يك مدرك كلي از يكي از رشته‌هاي هنري را گرفته‌اند(البته اگر گرفته باشند) و بدليل كمبود نيروي متخصص مورد نظر جذب اين‌كار شده‌اند در صورتي كه در ممالك پيشرفته تصويرگر ملزوم به داشتن تحصيلات لازم است. البته اميدوارم بيان اين مطلب توسط اينجانب باعث سوء تفاهم نشود قطعا اساتيد برجسته‌اي بوده و هستند كه مطلب فوق شامل حالشان نمي‌شود منظورم افرادي هم رديف خودم هستند! و اما مطلب بسيار مهمي كه بايد بيشتر به آن اشاره شود اينست كه چون تصويرگر (خارجي) مراحل خاصي را گذرانده و دانش و توان كافي را فرا گرفته و نيز از آزمون‌هاي اوليه موفق بيرون آمده حين اجرا به اوو كارش اطمينان دارد و نتيجه مطلوب حاصل مي‌شود. ما بايد حوضه وظايف افراد را در اين كار بدرستي مشخص كنيم كاري كه بنده به عين، خلاف آن را در سطح جامعه كاري ديده‌ام منظورم.
 كار گرافيك و تصوير سازي‌ست كه مثلا شخص صاحب سرمايه يا كارفرما خود را مختار به ارائه نظرات كارشناسي (هنري) مي‌داند. قطعا اين اتفاق  در ممالك پيشرفته نمي‌افتد.


• رنگ در تصويرگري مربوط به كتب درسي تا چه اندازه نقش داشته و مي‌تواند به قدرت فهم و درك تصوير و پيام آن توسط دانش‌آموز كمك كند؟


كياني: بررسي اين پرسش نياز به مباحث رنگ شناسي و مباني رنگ دارد”همين قدر اشاره كنم كه در نظر گرفتن روانشناسي رنگ و تأثير آن بر احساسات يكي از مواردي است كه اگر در جاي خود و به درستي استفاده شود بيانگر اهميت نقش رنگ در انتقال پيام تصويري به دانش‌آموز خواهد بود و نيز همانطور كه در مقايسه با كتب درسي خارجي ديده مي‌شود رنگ يكي از عناصري است كه در ايجاد جذابيت كتاب‌ها نقش مهمي دارد.


خلخالي: رنگ مي‌تواند از اساسي‌ترين اركان در كتب درسي باشد چرا كه مي‌دانيم رنگ مستقيما با روح و احساسات مخاطب ارتباط دارد و هر چه از رنگ‌هاي زنده، با نشاط و دلچسب در اين كتب استفاده شود قطعا در بازدهي دانش‌آموزان منعكس مي‌شود. طبيعت كودك با فرد بزرگ‌سالي كه در اين  جامعه بزرگ شده است تفاوت دارد اين مطلبي است كه متاسفانه در كشور ما بصورت لازم مورد توجه قرار نمي‌گيرد برداشت شخصي من اينست كه كتاب‌هاي ما مي‌خواهند به كودكان اصطلاحا خط بدهند و بنوعي سليقه‌شان را برايشان تعيين كنند بدون توجه به سلائق نهفته در ذاتشان. البته گفتني است كه بخش اعظم مسئله رنگ در كتب درسي‌مان مربوط به صنعت چاپ مي‌شود كه متاسفانه رشد كافي را در كشورمان نداشته (نسبت به ممالك پيشرفته) و اميد است در آينده نزديك اين مشكل  حل شود. هر چند كه هزينه چاپ با كيفيت بالا در كشور ارزان محسوب نمي‌شود ولي فكر مي‌كنم آموزش‌و‌پرورش مي‌تواند بجاي صرف بودجه در نقاطي كه بازدهي چنداني ندارد كيفيت چاپ (كل مجموعه چاپ) رادر كتب درسي بسيار بالاتر ببرد. انجام اين كار علاوه بر فرهنگ‌سازي و بالا بردن بازدهي سيستم آموزش، بيانگر اين مطلب است كه دولت بيش از پيش به امر آموزش كه اهميت آن بر همگان مبرهن است توجه مي‌كند. امروز ما نيازمند اين توجه هستيم . متاسفانه بنظر نمي‌رسد سيستم آموزش در مدارس رابطه چندان دوستانه‌اي با اكثريت مخاطبين خود داشته باشد.


• مخاطب كتاب درسي تا چه اندازه مي‌تواند در تصويرگري كتاب خود حق‌ اظهار نظر داشته باشد؟ آيا شما خودتان در كار تصويرگري كتاب درسي به اين نظرات بها داده‌ايد؟ چگونه؟


كياني: محدوديتي براي اظهار نظر وجود ندارد”آن‌چه كار را مشكل مي‌كند به انجام رساندن آنهاست و اين بطوركامل امكان‌پذير نيست. بعضي نظرات غير كارشناسي“ بعضي ديگر سليقه‌اي و حتي متناقض هستند و عمل به تمام آنها نتيجه‌ي خوبي نخواهد داشت“ با اين حال تصويرگر با در نظر گرفتن محدوديت‌ها و با هدايت مدير هنري تا اندازه‌اي مي‌تواند نظر مخاطبان را مورد توجه قرار داده و در كار خود اعمال كند.


خلخالي: ”حق با مشتري است.“ امروزه كه جامعه‌مان رو به رشد است اين جمله را گاهي مي‌شنويم. اين شعار كه آثار تمدن بخوبي در آن مشهود است قطعا مورد توجه آموزش و پرورش نيز هست و در اين‌جا مشتري همان دانش‌آموز است. دانش‌آموز حق ندارد بگويد از فلان درس خوشم نمي‌آيد، عوضش كنيد اماحق دارد بگويد تصوير فلان درس را دوست ندارم. بنده خود يكي از همين مخاطبين بوده و هستم! و همواره ضمن كار دوران دانش‌آموزي خود را پيش چشم مي‌آورد. سعي مي‌كنم ببينم چه چيزهايي مي‌توانسته برايم ايده‌آل باشد. در زمان ما جز معدودي از تصاوير بقيه با انزجار عمومي همراه بودند. طبيعي وقتي كه اين وظيفه بمن محول شده است نخواهم توانست همان مسائل را تكرار كنم.
خوش‌بختانه اين فرصت را داشتم كه كارهايي را كه تا آن زمان انجام داده بودم به بچه‌هاي اقوام (در رده سني مربوط) نشان دهم و نظرشان را جويا شوم ابراز احساسات مثبت بچه‌ها كه حتي بعضي از آن‌ها باورشان نمي‌شد اين تصاوير در كتب سال آينده‌شان چاپ شود باعث دلگرمي من شد اما متاسفانه وقتي براي تسويه حساب به آن سازمان مراجعه كردم بعد از يك دور خوردن ناگوار راوي محترم گفتند: « شوراء اين كارهايتان را رد كرد! »
كارها مربوط به سه درس از كتاب هديه‌هاي آسماني بودند.
اگر مشكلي پيش نيايد و خدا بخواهد اين كارها در جشنواره دوم بنمايش در خواهد آمد.
در پايان عرائضم به دوستاني كه مي خواهند براي اولين بار با آموزش و پرورش همكاري كنند توصيه مي كنم خود را آدامسي در نظر بگيرند كه بايد به هر حالتي كه جونده مي خواهد در بيايند و پس از دست دادن طعم شيرين‌شان حدالمقدور سعي كنند به كف كفش وي بچسبند و ايشان را در همه جا همراهي كنند.



تعداد  25434 نفر تا كنون از سايت بازديد كرده اند Users online: 7641
Copyright © 2005 Education Ministry. All Rights Reserved