|
گزارشي از نمايشگاه دومين جشنواره تصويرسازي كتاب هاي درسي
بخشي از قضاوت را به شما ميسپاريم محمدحسين ديزجي • محمدحسين تهراني: 6 سال پيش با تغيير كتاب هاي درسي، بذرپاشي انجام شد.امروز اين بذرها تبديل به نهال شده است. بايد مراقب باشيم تا اين نهال به درختي تنومند و سايه گستر تبديل شود.
*** • پرويز كلانتري: به نظر ميرسد مؤلفين كتابهاي درسي، آدم هاي سنتي و محافظه كار هستند. در حالي كه تصويرگران جوان امروز، تشنهي طبع آزمايي در قلمروهاي جديد و نوآوري هستند. *** داخل همه كارتهاي دعوت سمينارها، كنفرانسها، جشنوارهها و نمايشگاهها با كمال احترام از مهمان دعوت ميكنند تا در برنامه حضور به هم رساند. در مورد روز و محل برگزاري، اغلب اتفاق خاصي نميافتد، اما مهم ساعت شروع است. مينويسند: 10 صبح، اما 11:30 هم به زور آغاز ميشود. يادداشت ميكنند: 8 صبح، خودشان 9 از در وارد ميشوند. به ندرت ديده بودم همهي اهالي و دست اندركاران در زمان مقرر حضور داشته باشند. اين بار همه، خودشان را به موقع رسانده بودند.اغلب، تصويرگراني كه آثارشان زينت بخش نگارخانه بود، حضور داشتند. از جمع هفت نفري هيئت داوران، غلامعلي مكتبي سريعتر از همه خودش را به سينما فلسطين رسانده بود. پرويز كلانتري، عطيه مركزي و محمدحسين تهراني هم در جمع ما بودند. تعدادي از كارشناسان سازمان پژوهش و برنامه ريزي آموزشي روي پله ها انتظار ميكشيدند. همه چيز براي قيچي كردن روبان افتتاحيه مهيا بود. اما... ... اما هنوز عقربههاي ساعت 45/10 دقيقه را نشان ميداد. داخل دعوت نامهي افتتاحيه، ساعت 11 صبح روز سه شنبه 15 آذر 1384 را نوشته بودند. بنابراين همهي حاضران صبر را پيشه كردند. كمي حرفهاي خودماني و بعد با ذكر صلوات و تلاوت آياتي از قرآن كريم، نمايشگاه دومين جشنوارهي تصويرسازي كتابهاي درسي به طور رسمي گشايش يافت. پيش بيني من بر اين بود كه از ميان حاضران، سيداحمد حسيني، مديركل چاپ و توزيع كتاب هاي درسي و يكي از داوران، راه ورود به نمايشگاه را بگشايند. اما او رسم ادب بجا آورد و از محمد نشاسته ريز، مدير كل دفتر تأليف و برنامهريزي فني و حرفهاي و كارودانش خواست تا چراغ نمايشگاه 15 روزه را روشن كند. راه ورود به دنياي رنگارنگ كودكان در حالي به روي حاضران باز شد كه جمع زيادي از بچهها در اين ساعت از روز خانه نشين بودند. در تقويم هيچ تعطيلي براي اين روز پيش بيني نشده بود. در تمام شهرها و روستاهاي ايران همه دانشاموزان پشت ميز و نيمكتها نشسته بودند. فقط مدرسهايهاي پايتخت از پيش دبستاني تا پيش دانشگاهي به خاطر آن كه آسمان شهرشان را آبي نميديدند، از حضور در خانهي علم و دانش محروم ماندند. از پلهها پايين رفتيم. فضا كوچك و محدود، اما آثار متعدد و قابل توجه بود. تصاوير را درست مثل شروع درس و مدرسه كنار هم چيده بودند. پايهي اول ابتدايي نقطهي آغاز بود. 112 قطعه كار مربوط به دروس پايههاي اول تا پنجم ما را به روزهايي ميبرد كه براي هر كدام از بينندگان خاطره انگيز بود. بعد نوبت 37 قطعه تصوير مربوط به كتاب هاي درسي دورهي راهنمايي رسيد. آثار متعدد و متنوع بود. محبت اله همتي دبير جشنواره با تسلط كامل كه بر يكايك آثار و ارتباط آن با تك تك درس ها داشت، توضيحاتي را روي تابلوها ارائه ميداد. تصويرگري متن كتابهاي درسي شامل دو گروه كلي متنهاي داستاني ( شعر، داستان و متن ادبي ) و متن هاي غير داستاني ( علمي ، آموزشي ، تاريخي، حماسي و ... ) مي شد. هر يك از شركت كنندگان ميتوانستند بيش از يك متن از كتابهاي درسي را براي كار انتخاب كنند. از برخي درسها چند تصوير روي ديوار و پانلهاي نمايشگاه ديده مي شد. متن يكي بود، اما نگاهها تفاوت داشت. با ديدن اين تصاوير در كنار هم، به ياد حرف پرويز كلانتري در لحظات قضاوت و داوري آثار افتادم. او ميگفت: اجازه بدهيم چند نگاه مختلف از تصويرگران دربارهي يك موضوع به نمايشگاه راه پيدا كند. بايد بخشي از قضاوت را هم به بازديد كننده بسپاريم. خوب يادم هست غلامعلي مكتبي در همان گام اول انتخاب آثار زير لب زمزمه ميكرد: احساس ميكنم در اين مرحله، تعداد كارهاي خوب خيلي بيشتر از آثار ضعيف است. چه آن تصويرگري كه اثر خودش را ميشناخت و چه آن هنرمندي كه در جستجوي كارهاي دوستانش بود، در همان ساعت اول يك گمشدهي مشترك داشتند. گمشدهاي كه شايد چند ساعت بعد پيدا شد. آن چه كه همه دنبالش بودند، مشخصات تصويرگر، عنوان اثر و ارتباط آن با درس و سال تحصيلي بود. روي تابلوها هيچ نشان و اثري كه منجر به شناسايي شود، به چشم نميخورد. پابه پاي هم تا كنار تصاوير موضوع پيشنهادي جشنواره پيش رفتيم. دومين جشنوارهي تصويرسازي كتاب هاي درسي به منظور ايجاد زمينهي مناسب براي تصويرسازي علمي و آموزشي و تقويت اين جريان در كنار شناسايي نيروهاي علاقه مند، دو مسابقهي تصويري با موضوع « راز و نيازهاي من » و « ايران سرزمين ما » را هم در دستور كار داشت. از ميان آثار ارسالي در اين بخش، تعداد 24 قطعه براي موضوع نخست و تعداد 26 اثر در خصوص موضوع دوم روي پانلها قابل ملاحظه يود. گاهي بايد به گذشته برگشت. ديروز را ديد و امروز را شناخت تا فردا در زمرهي بهترينها قرار گرفت. بخشي از نمايشگاه دوم به تاريخ تصويرگري در كتابهاي درسي ايران اختصاص يافته بود. با ديدن اين تصاوير و نمونهها تا گذشته هاي بسيار دور هم، سفر ميسر ميگردد. اين بخش با آموزش و پرورش در ايران باستان شروع ميشد و بعد به سراغ سدههاي ميانه ميرفتيم و دوران نگارگري در كتاب هاي تصويري آن عصر را به تماشا ميايستاديم. آموزش و پرورش در دوران مشروطه كه شامل دوران چاپ سنگي، مكتب قاجار، آموزش و پرورش مكتب خانهاي و دوران ( بخش معارف مي شد در اينجا تصاويري براي ارائه داشت. برخي از نمونههاي آثار سالهاي 1300 تا 1336 را كه به آموزش و پرورش در روزگار نو معروف بود در ادامه، روي پانل تماشا كرديم. بخش پنجم به آموزش و پرورش نوين همين سالهاي 1336 تا 1360 اختصاص يافته بود. آموزش و پرورش در دوران انقلاب و پس از آن را هم در چند تصوير ميتوانستيم نظارگر باشيم. در خاتمه اين بخش، جلوههايي از طرح نوسازي در تصويرگري كتاب هاي درسي عرضه شده بود. همان 5 پروژهاي كه محمدحسين تهراني، بهزاد غريب پور، كاظم طلايي، مجيد ذاكري و پريسا سندسي مسئوليت آن را عهده دار بودند. اين پروژهها شامل تاريخ اول راهنمايي، كتابهاي بخوانيم و بنويسيم دوم تا پنجم دبستان، علوم تجربي اول دبستان، كتاب هاي علوم تجربي دوم تا پنجم دبستان و هديههاي آسماني پنجم دبستان ميشود. بخش پنجم از نمايشگاه دوم به كار گروهي كتاب سازي اختصاص يافته بود. در اين بخش هيئت داوران تنها يك اثر را شايسته حضور تشخيص داده بودند. يكي از كارهاي قابل توجه در ميان آثار موجود در نمايشگاه، تصاويري بود كه با تكنيك 3D MAX توسط الهام محبوب به اجرا درآمد و به اين مجموعه راه پيدا كرد. پا به پاي تصويرگران، هنرمندان و كارشناسان كتابهاي درسي، تني چند از داوران هم حركت مي كردند و يكايك آثار را به نظاره مي ايستادند. اين مشاهده با آن ملاحظه تفاوت داشت. ديروز از باب قضاوت به كارها نگاه ميكردند و امروز از زاويه اي ديد به تصاوير خلق شده مينگريستند. چون در هر دو زمان كنارشان بودم سؤالي به ذهنم رسيد. دلم ميخواست بدانم احساس امروزشان چيست؟ از كاري كه كرده اند راضي هستند؟ آنچه را كه امروز جمع بسياري به نظاره مي نشينند محصول نگاه ديروز آن هاست. از كلانتري پرسيدم: در اين لحظات به نمايشگاه چگونه مي نگريد؟ كنار يكي از تابلوها ايستاد و گفت: هر سال به تعدا گرافيست ها با سليقه هاي گوناگون امروزي افزوده ميشود. اين نمايشگاه نسبت به سال قبل محصولات برتر و بيشتري دارد. به هر حال گمان مي كنم يك چالش بين مؤلف و تصويرگر وجو دارد. يعني به نظر ميرسد مؤلفين كتاب هاي درسي، آدم هاي سنتي و محافظه كار هستند. در هر حالي كه تصويرگران جوان امروز، تشنه طبع آزمايي در قلمروهاي جديد و نوآوري هستند. به نظر مي آيد بين اين دو گروه ايجاد تعادل ضروري است. - چگونه اين تعادل بايد ايجاد شود؟ - مهمترين راهكار ايجاد اين تعادل، نشست هايي بين اين دو گروه براي شنيدن و درك نقطه نظرات طرفين است. به هر حال لازم است تصويرگر بداند كه هدف مؤلف از بيان مطالب چه بوده است تا بتواند در راستاي آن هدف، تصوير مناسب را ارائه كند. زيرا تصويرگر ناچار است به متن وفادار باشد. از طرف ديگر نيز مؤلف بهتر است با سليقه هاي جديد در قلمرو تصويرگري آشنا شود. - اگر اين تعادل برقرار شود حاصل و دستاوردش چيست؟ - نتيجه كار بيان تصويري مناسب تر براي مؤلف خواهد بود. - براي ايجاد اين ارتباط و رسيدن به تعامل دو طرفه، ابتدا بايد از كجا و چگونه آغاز كنيم؟ - يكي از نتايج اين جشنواره طرح همين سؤال بود. قرار بر اين است كه مسئولان دست اندركاران امر ترتيب برقراري چنين جلساتي را بدهند. - اينك كه داوري خاتمه يافته و حاصل قضاوت شما در معرض نگاه ديگران است چه صحتي داريد؟ - من هميشه از داوري وحشت دارم. سال هايي كه در دانشكده هنرهاي زيبا تدريس مي كردم، يكي از مشكلات ما، طرح سؤالات كنكور بود. من هميشه از همكارانم ميپرسيدم اگر خودمان قرار بود به اين سؤالات پاسخ بدهيم، آيا قبول مي شديم؟ اين فاجعه هميشه وجود دارد. براي مثال هنرمند بزرگ فرانسوي يعني سزان، 6 بار در كنكور مدرسه هنرهاي زيباي پاريس كه بوژار نام داشت شركت كرد و هر بار مردود شد و اين ننگ براي مدرسه بوژار باقي ماند. من در هر صورت از هر نوع داوري وحشت دارم. فكر ميكنم اگر خدايي ناكرده هنرمنداني را كه به هر دليلي شايستگي حضور در مراتب بالاتري را دارند، از اين حق محروم سازيم چه اتفاقي ميافتد. خوشبختانه در داوري جشنوارهي امسال، داوران با سليقه هاي گوناگون حضور يافتند و به نظر من نتايج مطلوب بود و احساس مي كنم ظلمي به شركت كنندگان روا نشد. اين قضاوت در نوع خود عادلانه بود. قضاوت بايد بي طرفانه باشد. اگر اعمال سليقه شود ديگر اسمش قضاوت نيست. محمدحسين تهراني هم از جمله داوراني بود كه در نمايشگاه حضور پيدا كرد. او معتقد بود: ما سعي كرديم انتخابهاي مناسبي براي كتاب هاي درسي داشته باشيم. در گام اول كارهاي ضعيف را جدا كرديم. منظورم از كارهاي ضعيف، محصولاتي بود كه از نظر آكادميك، موضوعي يا تفهيمي ايراد داشت. پس از آنكه آثار نمايشگاهي انتخاب شد، يا خيل عظيمي از كارهاي خوب روبرو شديم. انتخاب نامزدها و برگزيدگان از اين ميان دشوار بود. به هر ترتيب با رأي گيري آثار شايسته را انتخاب كرديم. من اينك روند نمايشگاه و كارهاي انتخاب شده را مناسب ميبينم. مي پرسم: از قضاوتي كه كرده ايد رضايت داريد؟ پاسخ مي دهد: الان كه كارها را كنار هم مي بينم مي توانم بگويم سعي شد قضاوت خوبي داشته باشيم. مي گويم: آينده اين حركت را چكونه مي بينيد؟ مي گويد: 6 سال پيش با تغيير كتاب هاي درسي، بذر پاشي انجام شد. امروز اين بذرها تبديل به نهال شده است. بايد مراقب باشيم و آبياري كنيم تا اين نهال به درختي تنومند و سايهي گستر تبديل شود. پس از اينكه تمامي تصاوير و محصول دست هنرمندان از زير نگاه تيزبين بازديد كنندگان گذشت، يك تصوير يپش روي همگاني قرار گرفت. يك عكس از يك انسان اثر گذار در حوزهي آموزش و پرورش، جلب نظر كرد. زير عكس جمله اي از صاحب تصوير آمده بود: « آن ها كه براي كودكان آرزوهاي بزرگ دارند، بيايند. » اگر آثار و تصاوير هنرمندان را از آغاز دنبال كرده بودي، اينجا آخر خط بود. ليكن با ديدن اين جمله از مرحوم مهندس جعفر علاقمندان در مي يافتي تازه آغاز راه است. او كه سال پش در اين جشنواره حضور داشت، با ذكر اين جمله از اهالي هنر تصويرسازي دعوت كرد تا در گوشهي ذهن خلاق و نوانديش خود، جايي براي كتاب هاي درسي در نظر بگيرند. پس از تصوير او، فرم و شرايط شركت در مسابقهي جشنوارهي تصويرسازي كتاب هاي درسي در چند قاب انتظار مي كشيد. انتظار همهي آن هنرمنداني را كه دلشان براي بچه هاي اين سرزمين مي تپد. اين جشنواره يك آغاز است. تك تك ما در تداوم آن نقش مؤثر داريم. به اين دعوت نامه براي سال هاي آينده پاسخ مثبت بدهيم. البته اگر دوست داريم فرزندانمان تصاويري شاد، جذاب و دلنشين پيش رو داشته باشند. عطيه مركزي در 50 كلمه
عطيه مركزي متولد 1334 در تهران است. او كه براي همه گروه هاي سني تصويرگري مي كند، فارغ التحصيل رشته نقاشي از دانشگاه هنر است. تا امروز پانزده جلد كتاب چاپ شده دارد. آثار او زينت بخش چند كتاب ديني و مذهبي و تعدادي كتاب داستاني براي كودكان و نوجوانان در كشور خوب ماست.
وي غريب به پانزده سال در عرصه تصويرگري براي مطبوعات و كتاب هاي حوزه كودكان و نوجوانان سابقه كار دارد. چهار سال نيز در مقطع دبستان، نقاشي تدريس كرده است. آثارش بارها در جشنواره ها و نمايشگاه هاي داخلي و خارجي در معرض ديد علاقمندان قرار گرفت و معرف فعاليت هاي ارزشمند او بود. |