پنج پرسش از چهار تصويرگر برگزيدهي اولين جشنوارهي تصويرگري كتاب درسي
يك برش از كوه آتش فشان
محمدحسين ديزجي
در فهرست آثار برگزيدهي اولين جشنوارهي تصويرگري كتاب درسي نام چند تصويرساز و هنرمند جاي گرفته است. با چهار تن از آن ها تماس گرفتيم و پنج سئوال را با ايشان مطرح كرديم. از آنان خواستيم به پرسش هاي ما صميمانه و صادقانه پاسخ دهند. سميه مظلوم مقدم، جعفر اسدي،منيره منصوري و مهرداد شاهوردي همان چهار تن هستند كه پاسخ هاي آنان را در ادامه مي خوانيد.
منيره منصوري براي يار مهربان، جعفر اسدي براي طراحي صفحات 74 و 75 علوم پايه پنجم و صفحه 6 علوم چهارم و مشاهده كنيد، سميه مظلوم مقدم براي طراحي موضوع زنجيرهي غذايي و مهرداد شاهوردي براي طراحي موضوع زلزله از اولين جشنوارهي تصويرگري كتاب درسي جايزه گرفتند.
***
• چگونه مي توان يك كتاب درسي براي مقطع دبستان توليد كرد كه براي مدت چند سال قابل استفاده در مدارس باشد. البته با اين فرض كه قرار نيست محتوا در چند سال تغيير كند.
|
سميه مظلوم مقدم: قبل از خواندن متن اصلي كتاب، طراحي خوب و زيباي آن مي تواند، محور ديد خواننده را به خود جلب نمايد.
|
سميه مظلوم مقدم:
يك طراحي خوب علاوه بر انتخاب نوع و شكل تايپ به موارد بيشتري نياز دارد. در هر يك از مراحل تكميل كتاب، ميبايست طراحي را نسبت به ديگر اجزا در نظر گرفت تا بهترين نتيجه حاصل شود. تركيب بندي يا كمپوزيسيون وظيفهي سامان بخشي عناصر تصويري را براي اثرگذاري بر ديدگان مخاطب بر عهده دارد. بنابراين مهم ترين گام در ارائه يك پيام بصري، تركيب بندي ( كمپوزيسيون ) است. جايگاه تركيب بندي در تصوير چون چون طرح در داستان است. تركيب بندي هر تصوير و ارتباط آن ها با هم در يك داستان تصويري برمبناي مضمون داستان با خلاقيت و توانايي تصويرساز پيكربندي مي شود. قبل از خواندن متن اصلي كتاب، طراحي خوب و زيباي آن مي تواند محور ديد خواننده را به خود جلب كند، بنابراين در يك طراحي خوب تمامي جوانب صفحه آرايي كتاب بايد كاملاً مد نظر قرار گيرد. او اگر تصويرساز نسبت به تركيب و طراحي صفحات حساسيت نشان دهد كار از كيفيت بالايي برخوردار خواهد شد. از طرفي انتخاب كاغذ چاپ نيز از اهميت خاصي برخوردار است و هنرمند بايد بداند كه مقدار كاغذ صفحات كتاب چقدر خواهد بود. آيا جلد كتاب مات باشد يا براق و در مجموع تمامي تصميماتي كه بر كيفيت بافت و طرح جلد تأثير دارند مي بايست مد نظر قرار گيرند. با رعايت اين موارد مي توان كتابي را طراحي كرد كه بتوان حداقل چند سال از آن استفاده كرد.
منيره منصوري:
در ابتدا، محتواي درسي كتب بايد براي چندين سال ثابت بماند و اين تغيير هر ساله كتب نشانگر وجود ضعف در شوراي سياست گذاريكتب درسي مي باشد و باعث ميشود كتب سال قبل قابل استفاده نباشد.
سپس با استفاده از كاغذ و جلد مرغوب كتابها را تهيه كرده و هرسال از يك دانش آموز به دانش آموز ديگر منتقل شود. براي بهتر اجرا شدن اين شيوه مي توان از روش هايي مانند ثبت اسم دانش آموزان در صفحه مخصوصي از كتاب به صورتي كه دانش آموز بعدي بداند چند نفر قبل از وي از آن كتاب استفاده كرده اند و همچنين تأثير دادن نحوه نگهداري كتاب در نمره انضباط دانش آموز مي تواند مؤثر باشد.
در زمينه تصويرسازي كتب هم مي توان با ايجاد هماهنگي تصاوير در تمام صفحات كتاب و دقت در صفحه آرايي، به صورتي كتابها را تهيه كرد كه دانش آموز از نگاه كردن به صفحات كتاب خسته و دلزده نشود. در واقع از شلوغ كردن صفحات پرهيز شود.
جعفر اسدي:
بعد از تهيه، اصلاح و تأييد متن نهايي كتاب درسي توسط مؤلفان كه با يك تعهد و پشتوانه قوي و عزم جدي مبني بر عدم تغيير متن علمي حداقل براي 5 سال بايد همراه باشد، كار را مي بايست تحويل يك مدير هنري ارشد و صاحب تخصص و تجربه داد. اين فرد بايد داراي يك شناسنامه كاري مورد قبول باشد. مدير هنري يك پروژه كتاب درسي لازم است به مسائل فني آشنا بوده و از تكنيك هاي روز چاپ و نرم افزارهاي كامپيوتري اطلاع داشته باشد. علاوه بر اين بايد بتواند از مجموعه هنرمنداني كه قرار است با آن ها كار كند نظير گرافيست، صفحه آرا، تصويرگر و عكاسي ارتباط خوبي گرفته و از توانايي آنان به خوبي در اين مسير بهرهمند شود. حتي در صورت لزوم بايد بتواند ميان مؤلفان و هنرمندان پل ارتباطي برقرار سازد. البته اين ارتباط تنها بايد در حد تأييد درستي تصويرها و گويا بودن آن با مطالب باشد و از دخالت بي مورد و اعمال سليقه مؤلف در اين كار جلوگيري كند. بعد از آماده شدن تصاوير و انجام صفحه آرايي و رفتن كار براي چاپ بايد به گونه اي عمل كرد كه از انجام هزينه هاي مجدد براي سال هاي آتي جلوگيري شود. در خصوص حفظ و نگهداري كتاب هاي درسي بايد به دانش آموزان آموزش لازم داده شود. به طور مثال در صفحه آخر كتاب مي توان اين آموزش را همراه با معرفي تعدادي كتاب كمك درسي ارائه داد.
مهرداد شاهوردي:
استفاده از كتاب درسي براي چند سال با توجه به بحث هاي روز جوامع در دنيا به فقيران خوراك دهي فكري برميگردد. مطالب كلي را مي توان در كتاب درسي اصلي چاپ كرد. در كنار آن نيز مي توان مطالب به روز دنيا را به صورت مجله به مخاطب ارائه داد.
***
در چه مواردي قدرت تصويرسازي براي تكميل مطلب در كتاب درسي بيشتر از عكس است؟
سميه مظلوم مقدم:
تصويرسازي و تصويرگري آثار غير تخيلي ( براي مثال كتاب علوم ) بيشتر در قالب علمي و آموزشي شكل مي گيرند و از اين رو بيش از قالب هاي تخيلي با واقعيت سر و كار دارند، بنابراين از خيال و عاطفه و حس هنرمند تنها تا جايي مايه مي گيرند كه به اهداف آموزشي كمك كنند و يا دست كم خللي به اهداف وارد نسازند. اين تصويرها به دليل آموزشي بودن، بيشتر ناشي از فكر و تدبير و نقشه تصوير سازند و نيز ميكوشند بر عقل و انديشه مخاطب تأثير بگذارند. تا بر خيال و احساس و عاطفه او.
به نظر من تصويرسازي و تصويرگري در مقابل عكس بيشتر خلاقيتيفكري، ارادي و روشمند به شمار ميروند كه در خدمت هدفي از پيش تعيين شدهاند و نه خلاقيتي غيرارادي و جهشي كه در خدمت زيبا آفريني و انگيختن احساس و عاطفه به كار مي رود.
تصويرسازي و تصويرگري با اصول فكري به متن ياري مي رساند تا مجهول را كشف كنند و نه اين كه ميزان تجلي حقيقت باشند. به نظر من به دليل برخورداري كودكان از تخيلي نيرومند و ذهني خلاق بهتر است براي تكميل مطلب در كتاب هاي درسي تا حد امكان از تصويرسازي استفاده كرد.
|
منيره منصوري: در مسائل معنوي، احساسي و كلاً غير تجربي قدرت تصويرسازي براي تكميل مطلب در كتاب درسي بيشتر از عكس است.
|
منيره منصوري:
در مورد مسايل معنوي و احساسي وكلاً موارد غير تجربي. در ارتباط با موضوعاتي كه نياز به پرورش خلاقيت و روياپردازي كودك باشد. به طور مثال دركتابهاي ديني و برخي دروس فارسي بيشترين موارد به چشم ميخورد.
جعفر اسدي:
پاسخ سئوال دوم (در چه مواردي قدرت تصوير و تصويرسازي...) اگر هر كدام از اين روشها در جاي خود زير نظر مدير هنري ارشد صحيح و به جا استفاده شود مطلوب خواهد بود. مثلاً در كتابهاي فعلي درسي ما پر از عكسهايي است كه دانشآموزي را در حالت انجام دادن آزمايش ... نشان ميدهد كه بچهها در اولويت تصويري قرار گرفتهاند تا آزمايش و جز يك لكه تيره و مزاحم در صفحه نقش ديگري ندارند. در صورتي كه نتيجه كار و آموزش متن علمي و انتقال آن به ذهن دانشآموز بايد مهم باشدشايد خيلي از دانشآموزان سراسر كشور امكان عملي آن آزمايش را ندانسته باشد و يا اصلاً دنبال آن نروند. اگر كتاب هم آن را نشان ندهد دانشآموز هيچ تصويري از آن را در ذهن خود نخواهد داشت نميداند بعدها به كدام مرجع مراجعه كند.
تصويرسازي اين امكان را دارد با اجزاي مجدد از روي عكسها كيفيت بهتري به آنها بدهد كه هيچ دوربين و لنزي نميتواند آن را در بهترين وضعيت عكاسي و چاپ نشان دهد. براي نمونه ميتوان به كتابهاي علمي خارجي اشاره كرد كه در مورد پرندگان، گلها و گياهان بحث ميكند و يا دايرهالمعارفهاي علمي كه مرجع اصلي تصاوير آنها شايد عكس بوده و يا از مدلهاي طبيعي طراحي شده و مجدداً تصويريسازي شده است تا ساختوسازها و جنسيّتها بهتر و در نتيجه تصاويري با كيفيت بالا تهيه شده كه جزئيات آن بسيار دقيق ميباشد. مورد بعدي تصاويري است كه با عكاسي يا امكاناتش نيست و يا بسيار مشكل و هزينه بر خواهد بود. مثلاً نشان دادن برشي از يك رگ بدن انسان يا برشي از يك ماشين صنعتي كه ميخواهيم همزمان نماي بيروني و داخلي آن را نشان بدهيم كه تركيب اين دو با تصويرسازي جالبتر خواهد بود و يا تصاويري كه با تلسكوپ از كهكشانها گرفته ميشود معمولاً توسط تصويرگران و انيميشين نيازهاي رئالسيت با كيفيتي چند برابر بازسازي ميشود... به هر حال در بيشتر موارد عكس و عكاسي بعنوان زمينه و مرجع اول و تصويرسازي تكميل كننده و مرجع دوم، ميتواند مطرح باشد و در هر دو تكنيك خلاقيت و نوع نگاه هنري و بيان تصويري حرف اول را ميزند...
يك برش از كوه آتشفشان تا اعماق زمين با تصويرسازي مسير است ولي با عكاسي تقريباً غير ممكن است. يا نشان دادن عمليات موتور چهار زمانه و يا گردش خون در قلب با تصويرسازي و آناليز آن امكانپذير و گوياتر است تا با تكنيكهاي عكاسي و رئال...
|
جعفر اسدي: همه مي دانند كه رنگ و جنسيت پوست دايناسورها هنوز از نظر علمي ثابت نشده است. اين خلاقيت هنرمندان است كه آن ها را به اين صورت در كتاب ها مي بينيم. |
مهرداد شاهوردي:
در مواردي قدرت تصويرسازي بيشتر از عكس است كه از انتقال مفاهيم كيفي مدنظر باشد.
***
• با توجه به محدوديت كار تصويرگري از كتابهاي درسي مثل علوم در مقايسه با كتب داستاني، فكر ميكنيد چگونه ميتوان تصاوير جذاب و تأثيرگذار توليد كرد؟ در تصاوير كتب داستاني تصويرگري امكان دفرمه كران، اغراق و نظاير آن را دارد. اما در دروسي مثل علوم اين يك محدوديت به نظر ميرسد.
سميه مظلوم مقدم:
تصاوير كتابهاي درسي عموماً به سبك رئال است: آن هم از نوع قالبي، تخت و عريان، كهگاه تصوير را تا حد يك عكسبرداري لرزان و ناشيانه از موضوع تنزل ميدهد. هنوز بعضي فكر ميكنند كه وقتي سخن از كودكي يتيم به ميان ميآيد، بايد تصويري از مردي مهربان ارائه دهيم كه دارد بر سر كودكي وامانده و كتك خورده كه چشمهايش اشكآلود است، دست احسان و نوازش ميكشدو اگر قرار باشد كه تصوير هماني را بيان كند كه در متن آمده، پس تصوير چه كار خلاقهاي انجام داده است. اگر تصوير بتواند بر ذوق و تخيل كودك تلنگري وارد آورد، در انتقال مفاهيم درسي ناموفق خواهد بود. وجه تمايز يك عكس معمولي كه توسط اكثريت مردم گرفته ميشود با يك عكس هنري كه توسط عكاس هنرمند برداشته ميشود، در نگاه و انتخاب و صورخيالي ميباشد پشت همين زاويه ديد نهفته است، به عبارتي ديگر، تفاوت يك تصوير و نقاشي ساده و تخت با يك تصوير خلاق مانند تفاوت يك نوشته ساده است با يك غزل. كودك به دليل برخورداري از تخيلي نيرومند و ذهني خلاق، از تصاويري كه كشف تازهاي به آنان ندهد، به سادگي ميگذرند، آنها در سالهاي اول دبستان به تصوير حساسيت بيشتري دارند.
منيره منصوري:
استفاده از طنز و تصويرسازي تخيلي. وارد كردن شخصيت ثانوي و( شخصيتهاي كارتوني ) كه امروزه با كودكان ارتباط بيشتري برقرار ميكند و در واقع از اين تصاوير نوع ميتوان به عنوان راهنما براي كودك استفاده كرد. در هر صورت كودك با برخي مسايل علمي به سختي ميتواند ارتباط برقرار كند و استفاده از اين حدود و تصويرسازي طنز يا كاريكاتور، ميتواند به كودك كمك كند.
جعفر اسدي:
محدوديت در كار تصويرسازي علمي با اينكه وجود دارد ولي عامل بازدارندهي براي خلاقيت كار هنرمند نيست چون ميتوان با انتخاب زاويهي ديد مناسب (مثلاً نگاه كردن به يك مزرعه از زاويهي يك حشره)، تركيببندي خوب و رعايت ديگر اصول و مباني هنر آن را تا حد مطلوب هنري ارتقاء داد.
عامل مهم ديگر باز بودن دست هنرمند در ويرايش و يا بازسازي يك تصوير علمي چه بسا بر جذابيت متنهاي علمي بيفزايد و خواننده را ترغيب به مطالعه كند. به طور نمونه همه ميدانند كه رنگ و جنسيت پوست دانيا سورها هنوز از لحاظ علمي ثابت نشده است و اين خلاقيت هنرمندان است كه آنها را به اين صورت كه در كتابها ميبينيم در آورده است. همچنين فضاسازي جنگلها و مراتع آن دوران مرهون خلاقيت تصويرگران است كه ارزشهاي تصويرسازي هنرمندان را نسبت به تكنيكهاي عكاسي در اولويت قرار ميدهد.
مهرداد شاهوردي:
البته در دروسي مثل علوم كه در رابطه با بحثهاي علمي مقادير و كميتها است كار تصوير سخت يا حتي بيمورد به نظر ميرسد. در اينجا نياز به همكاري مؤلفان نيز هست كه طوري متن دروس را انتخاب كنند كه كودكان بيشتر با مفاهيم درگير شوند. اين بحث مهمي است كه به همكاري همه جانبه نياز دارد. به عنوان مثال، كودك با مفهوم آلودگي در طبيعت به صورت ظاهري آشنايي معمولي دارد. حال ما بايد مطلب و تصويري در اختيار كودك بگذاريم كه فراتر از تصوير ظاهري در طبيعت، به جنبههاي ديگر توجه كند. باز به عنوان مثال تكثير ميكروب را با تصويرگري يك خانواده، ميكروب بهتر ميتوان نشان داد، البته در نظر گرفتن اغراق در هر زمينه، با توجه به متن و درك كودك.
***
• تصويرگري براي كدام كتابهاي درسي دشوارتر است چرا؟
سميه مظلوممقدم:
به نظر من تصويرگري براي كتابهاي تاريخي دشوارتر از ديگر كتابهاي درسي است. آنچه كه در يك نقاشي اهميت دارد تحرك و وزن است كه عنصر ذاتي و دروني تصوير است تنها نمايش حركت اندامها و اشياء نيست كه به تصوير وزن و حركت ميبخشد، بلكه وجود هماهنگي كامل خطوط شكلها وزمينه و فضاي نقاشي است كه تصوير پويا و موزون فراهم ميكند. در نقاشي تاريخي هر چند يك نماد است، همچنين در نقاشي تاريخي به دليل ريتم حماسي آن، عنصر غلو برجسته است. سرو سينه، يال و كوپال و طبيعت همه به گونهاي درشتنمايي دارند تا در خلق فضاي تاريخي مؤثر باشند. براي آنكه نقاش بتواند فضاي تاريخي موردنظر خود را خلق كند نيازمند از اطلاعات تاريخي است. تصويرساز كتابهاي تاريخي بايد قبل از شروع به كار اطلاعات لازم را در خصوص ظاهر اشخاص، جفرافياي محل ـ انبيهـ پوشش افراد مختلف، لوازم كار و معيشت، آداب سلوك و كسبوكار و به طور كلي فرهنگ مادي و غيرمادي آن زمان به دست آورد. در غير اين صورت كاري درخور و جدي انجام نداده است.
منيره منصوري:
از نظر من كتاب علوم تجربي، چون در اين زمينه تجربه دارم عرض ميكنم پرداختن به جزئيات پيچيده علمي كه از لحاظ تصويري محدوديت زيادي براي تصويرگر ايجاد ميكند، براي من هم از لحاظ قوت طراحي و تكنيك ، كاري سخت، خسته كننده بود. با استفاده از كار كاريكاتور و تصاوير فانتزي ميتوان اين سختي را كامل تحمل كرد.
جعفر اسدي:
هر درسي ميتواند مشكلات خود را داشته باشد ولي اگر آن را به هنرمندي كه به آن موضوع تعلق خاص دارد سفارش دهيم، وي خواهد توانست آن را با خلاقيت و علاقهاش در سطح عالي جلوه دهد ولي اگر انتخاب سفارش دست او نباشد بازنميتواند مانع از جوشش كار هنرمند بشود. هنرمند ميتواند با زمان كافي كه در اختيار وي قرار ميدهد همراه با مطالعه و تحقيق كار را به نتيجه برساند. از نظر دشواري درسي به نظر ميرسد تصويرسازي كتاب تاريخ از نظر عمق مسايل و حساسيت مطالب مشكلتر خواهد بود. مثلاً نشان دادن يك صفحه از جنگ ايران و عثماني در دوره صفويه يا جنگ اسكندر مقدوني و داريوش در دوران هخامنشيان، تصويرساز را ملزم به مطالعه كتب تاريخي، بازديد از موزههاي دوران باستان براي مطالعه مشاهده و ابراز و ادوات جنگي آن دوران، توجه به محل جغرافيايي جنگ، نوع پوشش لباسها و زرههاي جنگي و حتي نتيجه جنگ ميكند. مهم اين است كه چه زاويه ديد مناسبي براي آن در نظر بگيرد كه در آن دشمن خيلي با ارزشتر و يا رشادتهاي سربازان خودي كمرنگتر جلوه نكند و موجب تحقير تصويري (حتي با وجود شكست تاريخي) نشود.
هنرمند در اين باره ميتواند به مؤلف كتاب، كتابهاي مرجع آثار باستاني (ديدن برجها و باروها و قلعههاي باستاني)، نقش برجستهها، (جهت بيان گرافيكي تصاوير)، نقاشيهاي ديواري، مينياتورهاي قديمي و با استفاده از آرشيو عكسهاي سينمايي (دكورها و ...) مراجعه كند. مثلاً براي اسبهاي جنگي ميتوان از كتابهايي كه در رابطه با اسبها چاپ شده است به عنوان مرجع تصويري استفاده كند، چون اگر بخواهد شخصاً از اسبها عكاسي كند وقت و هزينه بسيار ميبرد يا بايد دستي قوي در طراحي از اسب داشته باشد و با نگاه به اسبهاي نقاشي مينياتور و نقش برجستهها آرايش زين و يراق جنگي اسبها را هم به خوبي انجام دهد و يا طراحي از فيگور سربازها نيز به مانند قبل بايد دستي قوي در طراحي داشته باشد و يا به كتابهاي آناتومي مراجعه كند و با تغيير آنها حالتهاي مورد نظرش را استخراج نمايد و لزوماً نوع كار بايد بصورت رئاليستي نشان داده شود تا نتيجه كار چنان جذاب و تأثيرگذار باشد كه منجر به بروز حس غرور ملي در دانشآموزان گردد و تصوير آن صحنه سالها در ياد و خاطره آنها بماند. نمونههايي كه ما نيز از كتابهاي دوران تحصيلي زمان خودمان به خوبي به ياد داريم و علاقهمنديم كه بار ديگر آنها را ببينيم.
مهرداد شاهوردي:
به نظر من كار تصويرسازي براي مطالب ديني به دليل حساسيتهاي مربوط به آن دشوارتر است. زيرا مفاهيم آن چند لايه است. سياستگذاري، تنظيم عناوين و نحوه ارائه دروس ميتواند كمك مؤثري باشد.
***
• يك مدير هنري موفق از نظر شما حائز چه ويژگيهايي است؟
منيره منصوري:
با تكنيكهاي مختلف و انتخاب بهترين تكنيك براي اجراي در موضوع با توجه به محتوا آشنايي دارد.
از قدرت انتقال درست و در جز به تصويرگر و ديگر عوامل گرد، برخوردار است.
قدرت جمع كردن يك پروژه با توجه به محدوديتهاي آن را دارد.
سليقهاش را به تصويرساز تحميل نميكند. به طوري كه تصويرساز به راحتي ميتواند با سوژه كنار آمده و خلاقيت خود را بكار بگيرد.
|
مهرداد شاهوردي: يك مدير هنري خوب بايد از فراست لازم براي درك شرايط حاكم بر كار و درك خواسته هاي سفارش دهنده برخودار باشد. |
جعفر اسدي:
بخشي از پاسخ اين سئوال در متن پاسخ سئوال يك ميباشد، اما يك مدير هنري موفق بايد داراي علم روابط عمومي در سطح بالاي باشد تا بتواند با هماهنگ كردن عناصر توليدي يك كتاب و استفاده صحيح از نوع و تيپ كار و حيطهي علاقه متخصصان زير مجموعهاش را آزاد بگذارد تا آنان از فكر، خلاقيت و دست خود به بهترين نحو استفاده كرد، و او نيز هوشمندانه به اين مجموعه جهت بدهد و از اين جوشش، نتيجه مطلوب را بگيرد. مدير هنري بايد اين كار را داشته باشد و يا حداقل در حيطه هنر سالها كار كرده و صاحب تجربه باشد. خواندن دروس مديريت به تنهايي و قرار داشتن در خارج از حيطه هنرمندان كارگشا نيست. كسي كه از فضاي هنري دور باشد به سختي ميتواند از نظر فكري و فضاسازي كاري با هنرمندان و دغدغههاي آنان كنار بيايد و نتيجهگيري كند.
مهرداد شاهوردي:
مدير هنري خوب بايد از فرات لازم براي درك شرايط حاكم بر كار، درك خواستههاي سفارشدهنده برخوردار و از طرفي با نحوه كار تصويرساز، آشنا باشد. البته خود مدير هنري بايد با متن تصويرسازي آشنا بوده و يا حداقل داراي سواد بصري باشد. شايد به عبارت سادهتر بتوان گفت كه مدير هنري بايد فردي خوش فكر و سليقه در ارائه محصول باشد.
« پايان »