گزارشي از مراسم نكوداشت، محمود جواديپور و منوچهر درفشه، پيشكسوتان تصويرگري كتابهاي درسي ايران يك گام به دل تاريخ نزديكتر
محمدحسين ديزجي
|
مهدي نويد، معاون وزير آموزش و پرورش: با ديدن تصاوير ارائه شده در نمايشگاه به آيندهي كتابهاي درسي اميدوار هستيم. يقين داريم كه اين آثار در انتقال پيامهاي كتابهاي درسي يار و ياور ما خواهد بود.
|
پلهها را يكي يكي ميشمارم و پايين ميروم. با هر پله يك گام به دل تاريخ نزديكتر ميشوم. آمدهام تا مثل اغلب آن ها كه آمدهاند، براي اولين بار سيماي بزرگاني را شاهد باشم كه چند نسل با تماشاي آثارشان به دنياي پر رمز و راز نقش و خيال سفر كردند. دور تا دور ميز نشسته بودند. از نسلهاي مختلف و از دورههاي قديم و جديد حضور داشتند. من جايي را براي نشستن انتخاب كرده بودم كه شايد سريعتر از ديگران امكان سفر به گذشتهها برايم ميسر بود. سفر به آن روزها كه مدرسه، كلاس و كتاب را تنها به عشق ديدن روي عكسها و تصويرها دوست داشتم افتادگي جمله با ديدن درسي به دنياي خردسالي پا نهادم. سومي را كه گشودم چهرهي معلم مهربانم به يادم آمد. آن روزها كلمات و جملات دست در دست هم ميدادند تا من از ” الف “ به ” ي “ برسم. اين تلاش حروف و واژهها آن قدر جذاب نبود كه من را شيفته خود سازد. آن چه كه ياد گرفتن را برايم شيرين و دل چسب ميساخت، تصاوير رنگارنگ صفحه به صفحه كتابها بود. وقتي براي نخستين مرتبه پدرم كتاب قصهاي را به دستم داد، پيش از آن كه داستان را بخوانم محو تصويرهاي زيبايش شدم. كتاب را چندبار كنجكاوانه از ابتدا تا انتها ورق زدم و از دل تصاويرش تا اعماق زمان سفر كردم. خواندن را درست نميدانستم، اما ديدن را تجربه كرده بودم. با همين تجربه بود كه براي اولين بار لذت كتاب و كتابخواني را در وجود خود احساس كردم. از همان جا بود كه با قهرمانان و پهلوانان مهرباني، وفا، صداقت و آزادگي تك تك كتاب ها دست دوستي دادم و تا امروز با همان عشق، كتاب ميخوانم.
|
غلامعلي مكتبي: اگر جوانان ما تنها به خودشان و افكارشان كه متعلق به اين آب و خاك است اعتماد كنيم آرام آرام آثارشان رنگ و بوي ايراني ميگيرد. |
اينك من آمده ام تا برگ ديگري بر دفتر افتخارات زندگيم بيافزايم. هربار كه با بزرگ و بزرگواري نشستم، تلاش كردم تا به قدر درك خويش تجربه بياموزم. هربار كه احساس كردم از محضرشان چيزي آموختم، آن را افتخار خود دانستم. حالا يك فرصت ديگر پيش رويم قرار دارد. من توفيق آشنايي يافتهام و جمعي ديگر بهانهاي براي تجليل و بزرگداشت پيدا كردهاند. دو تن از تصويرگران برجستهي كتابهاي درسي ايران يعني محمود جواديپور و منوچهر درفشه پا به سالن برگزاري ميزگردهاي تخصصي، واقع در نگارخانهي صبا ميگذارند. جمع حاضر به پا ميخيزند و مراسم تجليل از اين عزيز گرانمايه رأس ساعت 15 روز يكشنبه 20 آذر 1384 آغاز ميشود.
اجراي برنامه را جمال الدين اكرمي برعهده داشت. جمعي از تصويرگران نسلهاي مختلف مانند: غلامعلي مكتبي، صادق صندوقي، مجيد يونسي ذاكري، محمدحسين معماري، فرهاد جمشيدي و فرشته نجفي هم حاضر هستند. محبت اله همتي، دبير جشنوارهي تصويرگري كتاب هآي درسي هم دورادور برنامه را زير نظر دارد. برخي از آثار اين دو پيشكسوت نيز روي ميزها دست به دست ميچرخد و هر كسي با تورق كتابها، دنيايي از شكوه و زيبايي را به نظاره مينشيند.
ابتدا اكرمي حاضران را به يكديگر معرفي ميكند. او معتقد است اين يك نشست دوستانه و يك فضاي دلنشين خانوادگي است. بنابراين از گذشته آغاز ميكند و آرام آرام خود را به امروز ميرساند. او كه خود يكي از پژوهشگران عرصهي كودك و تصوير به شمار ميرود، سخت مايل است از امروز، راهي به آينده باز كند. براي حضور در آينده، ابتدا بايد گذشته را خوب شناخت و كندوكاو كرد. سپس از حال بهترين بهره را گرفت تا افق آينده درخشان باشد. بنابراين فرصت را به مسنترين فرد حاضر در مجلس يعني محمود جواديپور متولد 1299 ميسپارد تا او از زبان خود، خويش را بيشتر به جمع معرفي نمايد.
|
جواديپور: در روزگار تحصيل ما، هنر حالت كوير را داشت. هيچ كسي نبود ما را راهنمايي كند. بايد در آن برهوت راه مي پيموديم و از ذهن و خلاقيت خود كمك ميگرفتيم. |
جواديپور از سالهاي 1320 و حوالي آن شروع ميكند. از زماني كه پا به دانشكده هنرهاي زيبا گذاشت و سپس به عنوان نقاش و گرافيست در بانك ملي ايران استخدام شده، از نمونه كارهايي كه در آن سالها انجام داده با حاضران سخن گفت تا همگان بدانند در آن دوران چگونه اوراق بهادار به زيور طبع آراسته ميشد. آن لحظه بود كه دانستيم اولين چاپ رنگي در ايران به همت او در سال 1323 در چاپخانهي بانك ملي ايران انجام شد و ديگران به دنبال وي پا در مسير نهادند. جواديپور از دغدغههاي آن روزها براي حاضران گفت. از آن ايامي ياد كرد كه آثارش را ديگران به نام خود چاپ ميكردند در حالي كه نميدانستند، امضايش زير آن تصاوير بهترين نشانه براي معرفي او در سالهاي بعد خواهد بود. از دشواريهاي آموختن در آن عصر و زمان سخني به ميان آورد تا نسل جوان امروز بداند براي يافتن پاسخ يك پرسش، اطلاعات ذهني چند استاد را كندوكاو ميكردند، هفتهها مطالعه داشتند تا سرانجام جواب را به دست ميآوردند. بعدها همان دانشجويي كه با آن دشواري كسب معلومات ميكرد، همه تجربههايش را در كمتر از 10 دقيقه در طبق اخلاص براي اعتلاي فرهنگ و ادب و هنر تقديم شاگردان خويش ميكرد.
پرسيدم: در دوران دانش پژوهي و علم اندوزي شما كه تحقيق و پژوهش همچون امروز سهل و آسان نبود و منابعي هم يافت نميشد، چگونه كسب اطلاعات ميكرديد؟
پاسخ داد: در آن روزگار، هنر حالت كوير را داشت. يك علائمي را ميديديم. هيچ كس نبود كه ما را ياري كند. بايد در آن برهوت راه ميپيموديم و از ذهن و خلاقيت خود كمك ميگرفتيم تا گرهاي را باز كنيم و دري را بگشاييم. از ما ميخواستند يك چيز تازه ارائه كنيم در حالي كه اطلاعاتي در اختيارمان نبود. اين دشواري ها آرام آرام ما را به سمت و سويي هدايت كرد كه توانستيم با دهها نكتهي تازه آشنايي پيدا كنيم. بعد روزگاري كه خودمان معلم شديم، همان اطلاعات و صدها نكتهي ديگر را به راحتي در اختيار شاگردان قرار داديم. امروز هم كه كامپيوتر به ميدان آمده و انواع و اقسام ابزارها و وسايل كار در دسترس است، براي من جاي تعجب دارد كه چرا از اين همه امكانات نسل جوان ما به بهترين وجه استفاده نميكند. ما در وهلهي اول بايد بدانيم كه يكي هستيم. بايد به گذشته خود فكر كنيم. انگار ما ايران و كار ايراني را فراموش كرده ايم. بايد اثري خلق كنيم كه در مخاطب احساس ايراني بودن ايجاد كند. ما چند هزار سال پيشينه داريم. اين ها نكاتي است كه بايد مدرسان امروز به آن توجه نمايند و شاگردان را در مسيري قرار دهند تا به آنچه خود داريم بپردازند.
انگار نوبت به معرفي منوچهر درفشه رسيد. همان كه سال 1319 در خيابان مختاري تهران ديده به جهان گشود و در سنين 21 تا 22 سالگي طراحي و نقاشي را به عنوان شغل و حرفه براي خود برگزيد. او نيز از عشق به نقاشي سخن به ميان آورد تا نسل امروز بداند پدر و خانواده، تا چه حد در ايجاد عشق و علاقه ميتواند نقش آفرين باشد. درفشه از پدرش به عنوان اولين مشوق و معلم در زمينهي نقاشي ياد كرد و گفت: اولين استادم پدرم بود در حالي كه شغلش هم نقاشي نبود. من روزانه 2 تا 3 بار سراغ نقاشي ميرفتم و با شوق بسيار كار ميكردم. با نقاشي چنان انس و الفت گرفتم كه در همان سن و سال 20 تا 22 سالگي در آتليهي پارس استخدام شدم. جايي را كه من در آن كار ميكردم بايد يك دانشكده تلقي كرد. زيرا با كساني همكار بودم كه بعدها صاحب اسم و رسم هنري شدند و من افتخار دارم كه از همهي آنان چيزي آموختهام. من بعد از پدرم مرهون مرحوم محمد بهرامي هستم. او به من اعتماد به نفس داد. چيزهايي را كه ميبايد ظرف 2 تا 3 ماه در دانشكده فرا گرفت من در طول 2 تا 3 سال كار تجربي ياد گرفتم. من مديون استاد مرتضي مميز هستم. ياد آن روزها كه پوسترهاي سينمايي ميكشيدم به خير. براي من كار كردن براي بچهها يك آرزو بود. من در آن روزگار با عشق كار ميكردم. بارها پيش آمد در ساختمان 6 طبقهاي كه من در آن مشغول كار بودم، تنها ميشدم. من بودم و سرايدار اما دست از كار نميكشيدم. ميماندم، چون كارم را شغل نميديدم و عاشقانه قلم روي كاغذ ميبردم.
بار ديگر اكرمي رشتهي كلام رادرميان جمع دردست گرفت. ازجوادي پور ودرفشه بيشتر برايمان گفت تاآنان رابهتر بشناسيم: اوخاطرنشان ساخت كه اين جمع ، جمع تصويرگران كتاب هاي درسي است واين بزرگواران به گردن ماوهمهي اهل فرهنگ وادب وعلم حق دارند. درتاريخ نقاشي ايران ، آثار ارزشمند اينان ماندگار است .مااولين كتاب هاي هنر مدرسه اي رابه صورت متمركز ازاستاد جوادي پورداريم.تصويرهاي فوق العادهي اوهمچنان درميان كتاب ها مي درخشد.آثار استاد درفشه نيزبه دليل استفادهي دقيق وصحيح ازرنگ همچنان براي بچهها شيرين وجذاب است.
يكي از نكات جالب درمراسم نكوداشت ، اولين ديدار جوادي پور ودرفشه باهمديگر بود. اين دوتن كه خود از استوانه هاي تصويرگري كتاب هاي درسي ايران به شمار مي روند، تالحظه برپايي مراسم نكوداشت، همديگر را ازنزديك نديده بودند. اين راازسؤال وجوابي كه اكرمي مطرح كرد، جمع حاضر دريافتند.
|
منوچهر درفشه: بارها پيش آمد در ساختمان 6 طبقه محل كارم تنها من و سرايدار ميمانديم. من ميماندم و كار ميكردم چون كارم را شغل نميديدم و عاشقانه قلم روي كاغذ ميبردم. |
اوپرسيد: آقاي درفشه ! شماچه زماني باآقاي جوادي پور آشنا شدي؟
درفشه پاسخ داد: سالهاست آثار ايشان را مي بينم .تنها اورابه عنوان نقاش مي شناختم. اطلاعي ازتصويرسازي هايش درعرصهي كتاب كودك تااين حد واندازه نداشتم.آشنايي من باايشان ازهمين لحظات آغازشد.
بعد اكرمي به هردو فرصتي دادتا كمي بيشتر ازخودشان حرف بزنند. آنان نيز اينگونه باجمع كلامي رادرميان نهادند.
درفشه: من به كودكان وكاربراي آنان بسيارعلاقه مند بودم. هنوزهم به كاربراي بچه ها علاقه دارم واين عشق وعلاقه را از ياري خداوند دارم. هرگز به كارم به عنوان شغل نگاه نكردم وهمواره ازآن لذت بردم. رازعلاقمندي ديگران به كارهايم را درصداقت نهفته در آثار مي دانم.
جواديپور: اجازه بدهيد به عنوان مسن ترين فرد جمع حاضر، نكته اي راباشما در ميان بگذارم احساس مي كنم به تاريخ هنركشور ما لطمه ميزند. من سال 1332 به عنوان معلم وارد دانشكدهي هنرهاي زيباشدم. الان تاريخ آغاز گرافيك درايران را سال 1340 مطرح مي كنند. درحالي كه من سال 1322 كارگرافيك راشروع كردم. اين نكات رانبايد ناديده گرفت. بايد تاريخ داخلي هنر دركشور را به مردم معرفي كرد. بايد مشخص شود چه كساني ابتدا كار راشروع كردند. من آنقدر دراين زمينه تلاش كردم كه سال 1347 اين رشته درست شد. اين مسئله مهمي بود كه بايد عرض مي كردم.فقط بدانيد كه آن زمان خيلي امكانات وجود نداشت، درحالي كه امروز انواع كتاب ها ومنابع دراختيار تصويرگران است.
حال نوبت استاد غلامعلي مكتبي بود كه دراين جلسه نكوداشت باجمع حاضر سخن بگويد. اوكه از چند روز قبل خود را براي حضور دراين برنامه آماده كرده بود، همه حرفهايش را روي كاغذ داشت ، پيش ازآنكه نامه اش را بازكند وبخواند، خطاب به حاضران گفت: مدتهاست دراين انديشهام كه چرا يك ايراني براي نقاشي وتصويرسازي روبه خارج ازايران دارد. چراكارها بايد حال وهواي فرنگي داشته باشد؟ احساسم به من مي گويد آنان شتاب دارند. دوست دارند خيلي زود تصوير ساز ونقاش شوند. به همين دليل است كه مي روند سراغ مدل، تا از آنها وام بگيرند. آرامآرام درضمن كار ، خود رافراموش مي كنند وفقط ديگران رامي بينند .صميمت نسبت به خود و محيط كارشان را ازدست مي دهند..اگر جوانان ما صميمانه همه را رها كنند و تنها به خودشان، افكارشان و ذهنيات خويش كه متعلق به اين آب و خاك است اعتماد نمايند، آرام آرام آثارشان رنگ وبوي ايراني مي گيرد. اگر قرار را بر اين بگذارند كه به كارهاي ديگران اصلا نگاه نكنند و دنبال شهرت نباشند وتنها به شناخت خودفكر كنند، نياز به سفر، مطالعه وجستجو درايران زمين رادر وجود خود احساس خواهند كرد. نسل جوان مابداند تاوقتي آثاري درمورد ايران نخواند، نبيند ودرك نكند، به جواب نخواهد رسيد.
آنگاه غلامعلي مكتبي نامه اش را قرائت كرد:
با نام و ياد خداي مهربان
امروز روز فرخنده مبارك و بسيار خوبي است. از جمله روزهاي پر از شور و نشاط و بركت كه هر گاه پيش بيايد، دلها روشنتر، نگاهها درخشانتر و ذهنها جوانتر و عاشقتر ميشود. و خوشابه حال شما جوانان كه همهي وقت با كولهباري از عشق و اميد، در فكر ايران، رسيدن و به نهادن در چنين هنگامهي پربركتي هستيد تا بهره بگيريد و با دستهاي پر، به خانه برگرديد. و در واقع روزي را پشت سر بگذاريد كه فردايي روشنتر دارد و خاطري آسودهتر .
سالها پيش افتخار شاگردي و داشتن استادي گرانقدر، بزرگ و برجستهي آثار بالا و والاي نقاشي و تصويرگري كتاب، همچون استاد جواديپور را داشتم و مدت چنداني در دانشكدهي هنرهاي زيبا دانشگاه تهران به فراگرفتن هنر نقاشي در محضر مباركشان بودم و ياد ميگرفتم. در اين مدّت نه تنها نقاش، بلكه انسان بودن، اخلاق نيكو داشتن و همواره كار كردن و عمل كردن را نيز آموختم. و آموختم كه چگونه تنبلي، ملال و دلتنگي را دور بريزم و در عوض شاد باشم و عاشق. ياد روزهايي كه وجود فرخنده و مباركشان در ساحت دانشگاه هنر مايهي اميد و يادگيري هنر نقاشي براي من و ساير دانشجوياني بود كه دل به اين بسته بوديم كه روزي نقاش شويم، گرامي باد. درگذر حدود نيم قرني كه از آن روزگار ميگذرد، به ياد ايشان، سلامتي ايشان، موفقيت روز افزون ايشان و اين آرزو كه سالهاي سال سايهيشان بر سر ما باشد، بوده و هستيم. عزيزان هنرمند و هنر دوست يقين داشته باشيد كه استاد جواديپور و استاد درفشه از ديدن شما هم خوشحالند و هم لذت ميبرند و ما نيز كه در محضرشان نشستهايم، همگي با اميد بسيار دل به اين بستهايم كه شما هنرمندان عزيز، كه با آثار خود دنياي هنر را به وجد آوردهايد. مايه و موجب رضايت خاطر و شادي مخاطبين و دوستداران هنر خود و نيز همهي انسانهايي كه نيازمند هنر و عاشقِ داشتن و فرا گرفتن آنند، باشيد. آقاي درفشه عزيز و گرامي و استادي كه مدت نسبتاً كوتاهي در كنار و همراهشان در كتابهاي درسي اوايل انقلاب براي فراهم آوردن تصوير براي كتابها بودهام از جملهي همكاران و دوستاني هستند كه هميشه يادشان براي من گرامي بوده و ديدنشان آرزو. به نظر بسياري از كارشناسان هنر تصويرگري كتابهاي درسي و غير درسي ايشان از جملهي تصويرگران توانا و صاحب ذوقاند كه الحق، آثارشان هم جالب است و هم قابل و ديدني.
ايشان بواقع همكار و دوست عزيز سالهاي گذشته، امروز و فرداي من هستند و اگر چه ايشان را كم ديدهام و هست، اميدوارم شرايطي پيش بيايد كه خيلي بيشتر از اينها از محضرشان و هنرشان استفاده شود.
به نظر من آثار ايشان علاوه بر اينكه زينببخش كتابها است از نظر حرفهاي، تاثيرگذار و مايهي تشويق و يادگيري بسياري از جوانان صاحب هنر و تصويرگر بوده است.
به اميد آن روز كه در پشت هرپنجرهي كودكي تصويرگري نشسته باشد و بر بالاي هر پنجره، رنگين كماني
آذر 84 غلامعلي مكتبي
شايد كمي زودتر از آنكه غلامعلي مكتبي باحاضران صحبت كند ونسل جوان عرصهي تصويرگري كتاب درسي رابا كلام گرم وشيواي خود رهنمون سازد، مهدي نويد معاون وزير ورئيس سازمان پژوهش وبرنامه ريزي آموزشي وزارت آموزش وپرورش هم به جمع ما پيوست. حضورش بهانهاي به دست اكرمي دادتا ازآيندهي جشنواره بپرسد وچنين جواب بگيرد كه :
زماني كه اين جشنواره برنامه ريزي مي شد مابه آن دل بسته بوديم. امروز شاهدآن هستيم كه بيش از تصور ما مورداستقبال قرارگرفته وهمين به ما اميدواري مي دهد كه جشنواره استمرار داشته باشد. سازمان مصمم به ادامه راه است .باديدن تصاوير ارائه شده درنمايشگاه به آينده كتاب هاي درسي اميدوار هستيم. تعيين داريم كه اينآثار درانتقال پيامهاي كتابهاي درسي، يارو ياور ما خواهدبود. ما همواره نيازمند هدايت ولطف اساتيد هستيم وهمراهي شما باعث دلگرمي وادامهي كار ما خواهد بود.
|
جمالالدين اكرمي: ما اولين كتاب هاي هنر مدرسه اي را به صورت متمركز از استاد جواديپور داريم. آثار استاد درفشه نيز همچنان شيرين و جذاب است و با روحيهي كودكان ارتباط تنگاتنگ دارد. |
نوبتي هم كه باشد حالاديگر نوبت اهداء تنديس، لوح تقدير وهداياست. حاضران درجلسه به احترام سالها تلاش صادقانه وعاشقانه دوتن ازپيشكسوتان عرصهي تصويرگري كتاب هاي درسي ايران به پا ي خيزند تامهدي نويد به نمايندگي از آموزش وپرورش كشور مراسم سپاس وقدرداني ازمحمود جوادي پور ومنوچهردرفشه راكامل كند. هدايا كه تقديم شد ، مهدي نويد هردوپيشكسوت را خطاب قرارداد وگفت: دوست دارم نظرشمارا دربارهي نمايشگاه بدانم. شما اين جشنواره راچگونه ارزيابي مي كنيد؟
جوادي پور پاسخ داد: نمايشگاه بسيارعالي است . يك تفاوت 90 درصدي باكارهاي زمان من وجود دارد. كارها جديد وايده ها امروزي تراست. امايك نكته اي كه دركل كارها مشاهده كردم اين است كه اثار تحت تاثير نقاشي هاي غيرايراني است ، اما بسيار پيشرفته وقابل توجه مي باشد.
درفشه نيزافزود: من فقط بنا داشتم چند دقيقه وقت براي بازديد ازنمايشگاه بگذارم. ليكن بيش ازيك ساعت درميان آثار گردش كردم. من به شوق آمدم وحالا تنهابايد ازلفظ فوق العاده وخارق العاده براي كارها استفاده كنم.
خوشحالم كه بسياري از آثار به خانمها تعلق دارد.من چشم انداز خوبي براي آيندهي هنر اين كشورمي بينم.
درخاتمه برنامه، اكرمي فضارابازگذاشت تاحاضران كه اغلب نسل جوان تصويرگر كتاب درسي ودانشجويان رشته هاي هنري بودند ، بااساتيد وچهره هاي درخشان تصويرسازي وتصويرگري به گفت وگو بنشينند. آنان نيز پرسش هاي خودرا مطرح كردندوپاسخ شنيدند.
اين مراسم بزرگداشت ونكوداشت نيز به پايان آمد. اماحكايت همچنان باقيست. يادمان باشد كه استوانه هاي علم ، هنر ادبي ومعرفت راارج نهيم وقدردان سالها تلاش صادقانهي آنان باشيم. آفرين به آنان كه جشنواره را بهانهاي براي اين نكوداشت قراردادند. لبخند رضايت نشسته برلبان پيشكسوتان ايران زمين آنقدر زيباست كه هيچ قيمتي برآن نمي توان نهاد. خوشابه سعادت آنان كه دراين لبخند سهم دارند.