m o s a v a r . c o m



گزارشي از ميزگرد تصويرگري در كتا‌ب‌هاي درسي با عنوان ”ارائه‌ي تجربه‌هاي نو“


تصويرگر خوب هميشه هست، دنبال فرهنگ تصويرگري باشيم


محمدحسين ديزجي


بهزاد غريب‌پور: مدير هنري گاهي حالت يك مربي را دارد. او فرصت مي‌دهد تا نتيجه بگيرد.
محمدحسين تهراني: تصويرگري كتاب درسي از سه ضلح مدير هنري، مؤلف و تصويرگري تشكيل شده است. هر كدام از اضلاع كوچك‌تر باشد، بقيه‌ي كار لنگ مي‌زند.
پريسا سندسي: مدير هنري بايد بتواند به يك شناخت درست از كاري كه به عهده‌اش گذاشته شده برسد و توانايي تجزيه و تحليل كارش را داشته باشد.
كاظم طلايي: يكي از تجارب خوب ما اين بود كه در تمام طول كار، مؤلف همراه ما حركت مي‌كرد و در كار حضور داشت. آنان نگاه خودرادر لحظه منتقل مي‌كردند. با نگاه ما آشنا مي‌شدند و ما تقاضاهايشان را درك مي‌كرديم.
همتي(دبير جشنواره): درشرايط فعلي كار توليد كتاب درسي، خطي است، در حالي كه بايد فرآيندي باشد. ورود مدير هنري به كار از نگاه ما يك مسئله‌ي مهم است.
***


در دومين جشنواره‌ي تصويرگري كتاب‌هاي درسي، دو يكشنبه‌ي با ارزش وجود داشت. در اولين يكشنبه،مراسم تجليل از محمود جوادي‌پور و منوچهر درفشه، پيشكسوتان تصويرگري كتاب‌ها درسي ايران برگزار شد. در دومين يكشنبه برابر با 27 آذر بود، مديران هنري پروژه‌هاي كتاب‌هاي درسي گرد هم آمدند تا در يك تبادل نظر دوستانه و يك نشست صميمانه، كارهاي خود را به تصويرگران علاقه‌مند معرفي كرده و در يك جلسه‌ي پرسش و پاسخ به سئوالات آنان پاسخ بدهند و خود نيز پرسش‌هايي را با حاضران در ميان بگذارند.


ساعت سه بعدظهر همه‌ي آنهايي كه بايد مي‌آمدند، حضور به هم رساندند. بهزاد غريب‌پور، محمدحسين تهراني، كاظم طلايي و پريسا سندسي خود را سر وقت به نگارخانه  رسانده بودند. مجيدذاكري هم با كمي تأخير آمد. از آن طرف هم جمعي تصويرگر، گرافيست، نقاش و دانشجويان علاقه‌مند به ماجراي تصويرسازي كتاب‌هاي درسي حضور داشتند. مثل جلسات قبلي، اجراي برنامه را جمال‌الدين اكرمي، محقق و پژوهشگر تصويرسازي كتاب‌هاي درسي بر عهده داشت. در قدم اول هر كدام از مديران هنري پروژه‌ها ضمن معرفي خود، به اختصار پروژه‌ها را نيز براي حاضران تشريح كردند. مجري كه تمايل داشت جلسه دو طرفه باشد، از هر فرصتي استفاده مي‌كرد و افراد را به اظهارنظر وا‌مي‌داشت. هر بار كه نكته‌اي ارائه مي‌شد، او از تصويرگران و دانشجويان مي‌خواست تا به صراحت اظهارنظر كنند. شايد جلسه از ابتدا تا انتها يك مسير خاصي را دنبال نمي‌كرد، اما اظهارنظرها قابل تأمل بود. ما به حكم وظيفه بر آن شديم تا ماحصل جلسه را براي آنان كه حضور نداشتند اما تمايل به دانستن بودند، به اختصار ارائه كينم. آن‌چه پيش رو داريد نتيجه‌ي بحث‌ها و تبادل نظر اين جلسه است.    ***


مجري: اجازه بدهيد از مدير هنري آغاز كينم. درباره‌ي اين واژه از مديران هنري بشنويم و بدانيم بهتر است.


تهراني: يك مدير هنري همواره به دنبال تصويرگراني توانمند است . اين يكي از شاخصه‌هايي است كه هر مدير هنري به آن علاقه دارد. نكته‌ي بعدي در يك گروه، هم‌تيم بودن افراد است. من كشف استعدادها و جوانان توانمند و خلاق را يك موضوع با اهميت مي‌دانم. يك مدير هنري بايد آن قدر توانمند باشد كه شم تصويرگر را تشخيص بدهد. يك تصويرگر به لحاظ ذاتي مي‌‌تواند به هر خيري علاقه‌مند باشد. يكي تمايل به كار رمانتيك دارد و ديگري علاقه‌مند به فعاليت‌هاي علمي و رياضي است. فقط بايد اين را بدانيم اگر كسي به مباحث رمانتيك علاقه‌مند باشد، خيلي سخت مي‌تواند سراغ مباحث علمي و رياضي برود. هر تصويرگر توانمندي، هر كاري را نمي‌تواند انجام بدهد.


غريب‌پور: من پيش از حضور در اين جلسه در اينترنت دنبال اسم مدير هنري بودم. من اعتقاد دارم يك مدير هنري، شخصي خارج از دايره‌ي هنر و كارش نيست. مدير هنري بايد به همه چيز اشراف داشته باشد و ماكت اصلي را طراحي مي كند تا مجموعه، بر مبناي آن عمل كند. مدير هنري موفق كسي است كه افراد را درست در جاي خودشان قرار بدهد.


سندسي: من اجازه مي‌خواهم درباره‌ي نمايشگاه صحبت  كنم. كارهاي ارائه شده در نمايشگاه امسال به مراتب بهتر از سال قبل بود. البته تعداد كارها زياد بود و فضا كمي تنگ شده بود. به همين خاطر مشاهده‌ي آثار تا حدي مشكل به نظر مي‌رسيد. بخشي از نمايشگاه به تاريخ كتاب‌هاي درسي اختصاص داشت كه بهتر بود اين بخش از كار جداگانه و در فضاي ديگري ارائه مي‌شد.


غريب‌پور: نمايشگاه امسال، هم رشد كمي داشت و هم از رشد كيفي برخوردار بود و محدوديت فضا باعث شده بود تا چيدمان كار تغيير كند. كارها در دوره‌ي قبل، خيلي شاخص بود. هم كار 2 داشتيم و هم‌كاري كه نمره‌ي 10  داشت. در حالي كه امسال همه در يك سطح بالا آمده بودند. ما شاهد يك رشد فراگير بوديم كه اين اميدواري دارد. تصويرگري كتاب درسي به سمت تخصصي شدن پيش مي‌رود كه همانا هدف نمايشگاه نيز هست.


مجري: صحبت‌‌هاي شما اميدوار كننده است. چيدمان و كمبود جا را در آينده مي‌توان برطرف ساخت. خوشحاليم كه به اهداف جشنواره نزديك‌تر شده‌ايم. اجازه بدهيد در اين فرصت هر كدام از مديران هنري به اختصار پروژه‌هاي خود را معرفي كنند و بعد به ادامه‌ي مباحث بپردازم.


سندسي: ما از فروردين سال 83 كار روي كتاب علوم اول دبستان را شروع كرديم. ابتدا با نزديك‌ترين افرادي كه در زمينه‌ي عكاسي كار كرده بودند، ارتباط برقرار كرديم تا براساس نيازهايي كه داريم، تيم خود را تشكيل بدهيم. ما به تصويرسازي و عكاسي  نياز داشتيم. از آن‌جا كه مباحث كتاب تخصصي بود، من دوست داشتم از عكاسان استفاده كنم كه در اين قسمت‌ها خودشان به صورت تخصصي كار كرده بودند . صاحب تجربه به حساب مي‌آمدند. يافتن افراد در اين زمينه يكي از مشكلات ما بود. بيشترين مشكل بر سر پيدا كردن عكاس حيات‌وحش ايران بود. از آن‌جا كه مخاطب ما بچه‌هاي 7 ساله بودند، بايد تصويرسازي را انتخاب مي‌كرديم كه براي اين گروه سني كار كرده باشد. همچنين من بسيار علاقه‌مند بودم كه در اين كتاب عناصر بومي كشورمان گنجانده شود.


تهراني: من كار براي كتاب درسي را حدود 20 سال پيش با ”تصميم كبري“ به صورت موردي شروع كردم. در طول اين سال‌ها گاهي سفارش كار داشتيم و گاهي خبري از كار نبود. حدود 5 يا 6 سال پيش كه قرار شد كتاب‌هاي جديد‌التأليف بخوانيم و بنويسيم ارائه شود، ما جزء يكي از گروه‌هايي قرار گرفتيم كه اين پروژه را انجام دادند. ظرف مدت 2 ماه 8 عنوان كتاب را ارائه كرديم. آن زمان آموزش‌وپرورش در يك تنگناي زماني قرار داشت و بايد كارها سريع به اتمام مي‌رسيد. سال پيش هم يك پروژه به من پيشنهاد شد و حدود 50 تصويرگري را كه منتخب جشنواره بودند براي همكاري معرفي كردند. امروز كه با هم صحبت مي‌كنيم كارها تقريباً تمام شده است.


غريب‌پور: مطرح كردن يك تجربه هم آسان است و هم دشوار است. پروژه‌اي را كه من بر عهده گرفتم، كتاب تاريخ اول راهنمايي است. من معتقدم تصاوير و نقاش‌هاي كتاب درسي بسيار مهم و اثرگذار هستند. ما امروز بسياري از صحنه‌هاي كتاب‌هاي تاريخ سال دهه‌ي 40 را در ذهن خود داريم. ما براي اين كار مي‌بايست افراد را براساس توانايي‌هايشان انتخاب مي‌كرديم. اين توانايي تنها در اجرا نيست. تصويرگر بايد عشق به كار داشته باشد و موضوع را بشناسد. آقاي جمشيدي كه با من كار مي‌كرد، خودش عشق به كار داشت و تحقيق كرده بود. اميدوارم به جايي برسد كه همين افراد مدير هنري شوند.


طلايي: وقتي كسي مسئوليت كتابي را بر عهده مي‌گيرد، اول بايد بداند كه از بالا چطور به قضيه نگاه كند. براي اجراي پروژه‌ي كتاب علوم بايد ضمن توجه به تجربه‌ي ديگران،به توانايي خود هم نگاه كنيم و بعد تصميم بگيريم. ما براي اين موضوع تجربه‌ي كشورهاي ديگر را هم ديديم. بيش از 90 درصد كتاب‌هاي علوم كشورهاي اروپايي تصويرسازي است در حالي كه در كشور ژاپن 90 درصد كار را عكاسي تشكيل مي‌دهد. اين تجربه براي ما جالب بود. اين تجربه‌ها راه را به ما نشان مي‌داد. در كتاب‌هاي علوم ژاپن از عكاسي حرفه‌اي استفاده شده و چاپ هم روي كاغذ گلاسه انجام شده است. كيفيت چاپ كتاب‌هاي اروپايي با ژاپني‌ها بشدت تفاوت داشت. امكاناتي را هم به ما معرفي كردند تا اگر خواستيم از آن‌ها استفاده كنيم.وقتي كار را شروع كردم منوجه شديم كه نمي‌توان دو راه را رفت. نگاه مؤلف ما عكاسي است، در حالي كه سيستم چاپ، به تصويرسازي جواب مي‌‌دهد. ما از اين ميان تلفيق را برگزيديم. ما روي شيوه‌ي عكاسي و تصويرسازي كار كرديم. عكاسي كه تا امروز در كتاب‌هاي درسي انجام مي‌شود، اغلب داراي رنگ‌هاي تيره و كدر است. بنابراين ابتدا ايرادها و اشكالات را برطرف كرديم. لباس بچه‌ها و فرم آن‌ها را تغيير داديم. با اين كار به طور غير مستقيم يك ديد به مديران مدارس ارائه داديم. يكي ديگر از تجارب خوب ما اين بود كه در تمام طول كار، مؤلف همراه ما حركت مي‌كرد و حضور داشت. آن‌گاه نگاه و ديدگاه خود را در لحظه منتقل مي‌كردند. وقتي آن‌ها با نگاه‌ها آشنا شوند و ما نيز تقاضاهاي آنان را ببينيم و محدوديت‌ها هم مشخص شود، نتيجه رضايت‌بخش خواهد بود. مدت 4 ماه طول كشيد تا توانستيم تصويرساز مورد نظرمان را پيدا كنيم. حتي ارزش داشت يك سال منتظر مي‌مانديم تا تصويرساز مطلوب اين كار را پيدا مي‌كرديم. از اين تصويرساز در اين دوره از جشنواره بيش 10 تا 20 تصوير وجود داردكه به نمايشگاه راه يافته است. اين يك امتياز خوبي براي مديرهنري است. در عكاسي هم يك عكاسي را بكار ‌گرفتيم كه مؤلف، كودك و نيازها را درك كند. عكاس موردنظر بايد مخاطب و چاپ را بشناسد.


 در اين‌جا بود كه مجري دوره‌هاي مختلف بازسازي كتاب‌هاي درسي را به تفكيك معرفي كرد و ويژگي‌هاي دوره را تشريح نمود. سپس افراد برجسته هر دوره را نام برد و ضمن برشمردن خصوصيات هر كار، شاخص‌هاي هر دوره را به اختصار معرفي كرد. وي به دوره پس از انقلاب اشاره كرد و از جشنواره به عنوان يك عامل مهم در تثبيت كار تصويرگري كتاب درسي ياد نمود و افزود: يك اتفاق بسيار خوب در اين دوره گروهي شدن كار است.


آن‌گاه نوبت به پرسش و پاسخ رسيد.


حاتمي: در نمايشگاه كارهايي معرفي شده كه به نظرم جايگاه خاصي ندارد. دليل اين كار چيست؟


طلايي: خيلي از تصاويري كه براي نمايشگاه انتخاب مي‌شود شايد يك اثر هنري باشد، اما قرار نيست به كتاب درسي راه پيدا كند. كارهاي امسال نسبت به پارسال بهتر است اما كامل نيست. وقتي يك تصويرساز به مزرعه مي‌رود و مسير رشد يك گياه را از ابتدا تا انتها دنبال مي‌كند، قبل از هر چيز لذت كار يك گياه‌شناس را لمس مي‌كند. بعد از آن وقتي تصويرسازي مي‌كند، كارش قابل توجه مي‌شود. تصويرساز بايد اهل تحقيق و پژوهش باشد. اگر كسي تصويري را همراه با تحقيق و پژوهش ارائه كند، كارش يك سند تاريخي مي‌شود. يك مجسمه نيمه را به يك تصويرساز دادند. چون اهل تحقيق بود توانست نيمه‌ي ديگر آن را در تصويرسازي خود كامل كند. به نظر شما اين كار در توسعه‌ي علم اهميت ندارد؟


همتي(دبير جشنواره): رويكرد مناسب در توليد كتاب درسي سپردن كار به دست مدير هنري است. در كار مدير هنري زياد دخالت نمي‌كنيم. آثار منتخب جشنواره و نمايشگاه را به مديران مي‌‌دهيم تا نظر بدهند. درست است كه ما به تصوير يك تصويرگري جايزه مي‌دهيم اما اختيار استفاده از آن با مدير هنري است. ما تصوير و تصويرگر را به مدير هنري معرفي مي‌كنيم، اما اختيار با اوست كه براي پروژه‌اي از تصويرگر يا كارش استفاده كند يا نكند. دبيرخانه‌ي جشنواره نقش يك رابط را بازي مي‌كند.


صدقي: مديران هنري چگونه مي‌توانند درك و فهم مخاطب را اندازه بگيرند و به عنوان يك معيار مهم در نظرسنجي از آن استفاده كنند. درسيستم‌هاي قوي‌تر معيار از پايين هرم است . در برنامه‌ي شما چه جايگاهي دارد؟


ذاكري: داوري با مديريت هنري تفاوت دارد. زماني كه متن خام يك كتاب درسي به دستمان مي‌رسد ما با توجه به ارزشيابي كه در مورد تصاوير يا خود متن انجام شده، آن‌ها را ارزيابي و جمع‌‌بندي مي‌كنيم. در اين مرحله است كه مدير هنري مي‌آيد و قضاوت مي‌كند با كدام تصويرگر كار كند يا كدام كار را نگه دارد. آن‌چه كه براي ما مطرح مي‌باشد، ارزشيابي است كه از سطح استان‌ها به دست ما مي‌رسد.


مجري: آيا شما اين تصاوير را به بچه‌ها هم نشان مي‌دهيد؟


ذاكري: به طور معمول اين كتاب‌ها به صورت آزمايشي چاپ و در اختيار برخي مدارس و مناطق يا شهرها قرار مي‌گيرد وپس از ارزيابي، نتايج آن بررسي مي‌شود و اشكالات برطرف مي‌گردد.


تهراني: بايد در تعريف مدير هنري، شرح وظايف، كاركرد و انعكاس كاركرد يك توضيحي بدهيم. وقتي كه مؤلف موضوعي را از مدير هنري مي‌خواهد، او بايد توجيه اين موضوع را براي تصويرگر بلد باشد. بايد به نيازهاي درسي مؤلف آشنا باشد. اين اولين وظيفه‌ي مدير هنري است. انتخاب تصويرگر در مرحله‌ي دوم كار است. او استعداد بالقوه‌اي است كه مي‌تواند بالفعل شود.‌ اتفاق ديگر بحث كاراكتر و تشخيص تصويرگري است. تمام بحث‌ها به صورت اثر هنري برمي‌گردد و كاري به محتوا ندارد اين‌كه با چه سبك و تكنيكي كار شده باشد. اين‌ها مربوط به صورت كار است. هر قدر ظاهر و صورت كار ارزش هم داشته باشد، اگر با مفهوم هماهنگي نداشته باشد، احتمالاً كاركرد آموزشي كمتري دارد. اين وظيفه‌ي مدير هنري است. اين مهم را به نتيجه برساند.


اكبري: المان‌هاي بومي را چطور مي‌توان براي كودك مشخص و ملموس كرد؟


غريب‌پور: مبحث مديريت هنري خيلي دقيق است. ما همه چيز را جدي مي‌گيريم و برايش هنر درست مي‌كنيم. ما دو نوع تصويرسازي يعني علمي و غير علمي ‌داريم.سئوال اين‌جاست كه آيا اصلاً در تصويرسازي علمي، تخيل وجود ندارد؟ جنگ ايرانيان و يونانيان را كه نديده‌ايد چطور تصور مي‌كنيد؟ براي تجسم آن، هنرمند بايد قدرت تخيل داشته باشد. من معتقدم در علم يك مقدار انحصار بومي شكسته مي‌شود. وقتي در مورد ساختار كشتي و ماشين صحبت مي‌كنيد نمي‌توان عناصر بومي را لحاظ كرد. چون يك چيز مشابه است تا همه بفهمند. درست مانند علائم راهنمايي و رانندگي كه در همه جا يك‌سان است. در علم يك‌سري نمادها ثابت است ولي در قصه عوامل بومي وجود دارد.


اكبري: ويژگي يك تصوير ايراني چيست؟


سهراب غريب‌پور: يك بار من اين سئوال را از آقاي غلامحسين نامي پرسيدم. ايشان گفت: چون شما و فرهنگ‌تان ايراني است، تا وقتي روي نقاشي كار مي‌كنيد، پس آن كار ايراني است. اما وقتي گفتي كه من يك گل و بوته در آن كار وارد كنم تا ايراني شود، ديگر كار خراب شده است.
اكبري: اگر ما اين آثار را به نمايشگاه خارجي ببريم، چه عناصري در آن وجود دارد كه بتوان تشخيص داد اين آثار ايراني است؟ رسالت يك تصويرگر چيست؟


مجري: ما بايد بدانيم در كپي‌ها دنبال بومي بودن باشيم. چه ضرورتي دارد كه در همه جا بومي بودن را وارد كنيم. به طور مثال در علائم راهنمايي و رانندگي چه نشانه‌اي از ايراني بودن را داريم كه بايد وارد كنيم.


سرمشقي: ما بايد ويژگي ايران امروز را درست بشناسيم. اگر صادقانه به خودمان و دنياي اطراف خودمان بنگريم، آن وقت ايراني بودن در كارهاي ما جلوه خواهد كرد.


مجري: اجازه بدهيد باز به موضوع مدير هنري برگرديم. درباره‌ي وظايفش، علت حضورش در كارها و مسائلي نظير اين صحبت كنيم.


طلايي: آد‌م‌ها در طول عمر براي خودشان ورودي ندارند و اين ورودي‌ها هويت  ما را مي‌شناسد. ورودي‌ها در كار ما تأثير مي‌گذارد. اول بايد عاشق و محو فرهنگ شد و بعد خروجي فرد همان مي‌شود. مدير هنري قبل از شروع كار، يكي از اساس‌ترين دغدغه‌هايش شناخت مخاطب است. تصويرگر هم همين‌طور است. اگر چنين نباشد كار او ماندگار نيست. يك مدير هنري شايد خودش تصويرساز نباشد، ولي تصويرسازي را خوب مي‌شناسد. قرار نيست خودش دست به قلم شود، بلكه بايد مخاطب، تصويرگر و دغدغه‌ها را خوب بشناسد و با آن‌ها ارتباط برقرار كند و تيم را هدايت نمايد.


مجري: يك تعريف از مدير هنري ارائه بدهيد.


تهراني: تعريف مديرهنري هر روز براي خودم هم گسترش پيدا مي‌كند. زيرا علم گسترش پيدا مي‌كند و تعاريف هم مثل آن تغيير مي‌كند. اول بايد تشخص كاري دوستان را بشناسيم. گاهي ممكن است يك فرد علاقه‌اي نداشته باشد كه در يك فضا كار كند، ولي من به عنوان مدير هنري تشخيص مي‌دهم كه قدرت آن كار را دارد. بنابراين او را هدايت مي‌كنم تا در آن راستا حركت كند. كتاب درسي، صحنه تئاتر است. هر كسي بايد بيابد حرفش را بزند و خارج شود. شايد برخي تصويرگران، مدير هنري را يك سفارش‌دهنده ببينند كه اين از نظر من چيز خوبي نيست. مدير هنري تنها خط نمي‌دهد بلكه ايجاد فضا مي‌كند. براي برخي اين سئوال ايجاد شده كه آيا تصويرگر كتاب درسي به اندازه‌ي تصويرگر كتاب درسي در كار خود آزاد هست با نيست؟ من اين حرف را قبول ندارم. من معتقدم فرآورده‌هاي كتاب درسي بايد داراي زيباترين مقادير باشد. مي‌توان همه‌ اين شرايط را داشت به شرط آن‌كه ما شرح وظيفه كار را براي كتاب درسي و آموزشي بپذيريم. مهم اين است كه مفهوم آموزشي بودن كار براي تصويرگر ارزش داشته باشد. بحث ميان مدير هنري و تصويرگر يك بحث ارتباطي است و حالت اجبار ندارد. كار صددرصد قالب دارد، اما اين به تجربه‌ي مدير هنري برمي‌گردد. اين‌كه چه‌طور به قالب برسيم گاهي به تجربه برمي‌گردد.


سندسي: مدير هنري بايد بتواندبه يك شناخت درست از كاري كه بر عهده‌اش گذاشته مي‌شود برسد. توانايي تجزبه و تحليل از كارش را داشته باشد. بعد نوبت انتخاب‌هاي مناسب براي هر قسمت است. پس بايد بتواند كار را هدايت كرده و در نهايت آن را جمع كند.
***


در اين بخش از برنامه، فرصتي در اختيار حاضران گذاشته شد تا پرسش‌هاي خود را مطرح كنند و پاسخ لازم را از مديران هنري پروژه‌ها دريافت نمايند.


خواجوي: آيا مديران هنري در شرايطي كه كتاب‌هاي درسي انواع مختلف دارد، يك معيار شخصي براي كار دارند؟ به طور مثال ژاپني‌ها از عكس به جاي تصويرسازي براي كتاب‌هاي درسي خود استفاده مي‌كنند.


اكبري: در كتاب درسي يادگيري مطرح است و بايد به عمق يادگيري توجه داشت. ما چطورمي‌توانيم يك تصوير را به يادماندني كنيم و چه نكاتي را در اين قضيه بايد رعايت كرد؟


خضري: مدير هنري از چه زماني حضورش در كار آغاز مي‌شود و اين حضور تا چه زماني ادامه دارد ؟
دارابي: آيا وظيفه‌ي مديران هنري و تصويرگران بر طرف كردن اشكالات تصاوير كتاب‌هاست يا اشكالات سيستم آموزشي را هم مي‌توانند برطرف نمايند؟ ما دانش‌آموزان را براي تحقيق پرورش نمي‌دهيم. آيا مدير هنري و تصويرگر در اين زمينه مي‌توانند نقشي ايفا كنند؟
***


پاسخگويي به سئوالات


مجري: در پاسخ به پرسش مربوط به مدت زمان حضور  مديرهنري بايد عرض كنم كه يكي از وظايف مدير هنري حفظ كيفيت كار تا زمان چاپ است.


طلايي: در پاسخ به سئوال خانم دارابي بايد بگويم كتاب علوم جدا از ساير كتاب‌هاست و دانش‌آموز در اين محور قرار مي‌گيرد. در علوم تمام فعاليت‌ها و آزمايش‌ها براساس دانش‌آموز محوري انجام مي‌شود. من به عنوان يك مدير هنري معتقدم كه مي‌توان دانش‌آموزان را اهل تحقيق و پژوهش بارآورد و پرورش داد. من با تجربه‌اي كه دارم به اين نتيجه رسيده‌ام كه مي‌شود اين حس پژوهشي و تحقيق را به دانش‌آموز منتقل كرد. يكي از عوامل مهم در اين قضيه عكاسي است. وقتي ما بتوانيم به مخاطب نشان بدهيم كه فعاليت‌ بچه‌ها در عكس با لذت انجام مي‌شود و كنار آن‌ها دفتر يادداشتي هست تا نتايج كارشان را بنويسند، بنابراين مي‌توان مخاطب را به همان سمت سوق داد. مهم اين است كه در عكس فعاليت را درست و صحيح نشان بدهيم.


غريب‌پور: مديريت هنري عرصه‌ي آزمون و خطا نيست. بايد از اول انتخاب درست صورت بگيرد. بايد در همه چيز دقت كرد. تصويرگر يك عضو و يك بازو از اين مجموعه است. كتاب حاصل يك مجموعه است. بايد فضا را مثل يك باغ تصور كرد. وقتي در اين باغ باز مي‌شود، بايد وضعيت طوري باشد كه بچه‌ها رغبت به داخل داشته باشند، نه اين‌كه جرأت ورود نداشته باشند. البته اين ما هستيم كه بايد تشخيص بدهيم شير براي بچه‌ها مناسب است يا اين‌كه شكلات بخورند. ما مي‌گوييم شير بخورند، ولي بچه‌ها شكلات را دوست دارند. وقتي من از مؤلف امضا مي‌گيرم، او بايد بداند چه كاري صورت گرفته است. بايد محصول كار مناسب خواندن و ديدن باشد و اين حاصل كار مدير هنري است.


حاتمي: گاهي اوقات ما بايد يك تكه شكلات بدهيم تا كودك شير را بخورد.


غريب‌پور: مدير هنري، كسي حالت يك مربي را دارد. او فرصت مي‌دهد، نتيجه بگيرد.


رجايي: مدير هنري حالت يك روان‌شناسي را دارد. بايد بين مؤلف، تصويرگر و مخاطب ارتباط برقرار كند. البته بايد يك روان‌شناسي در گروه هم وجود داشته باشد. بايد بدانيم كه تخيل و سئوال برانگيز بودن در كدام دوره‌ها بايد مطرح باشد. به طور مثال بچه‌ها در دوره‌ي راهنمايي بيشتر به واقعيت علاقه دارند. مدير هنري بايد از مخاطبان خودپرسش‌هاي مرحله‌اي داشته باشد. يكي از راه‌هاي يادگيري تصويرسازي است. در تصويرسازي اغلب نقطه‌ي اوج داستان را كار مي‌كنند. بايد به بافت‌ها اعم از فرهنگي، اعتقادي و فكري براساس سن مخاطب اهميت بدهيم. كودك دبستاني مطلب را خلاصه مي‌پذيرد و تصويرسازي پلي ميان نقاشي و گرافيك است.


غريب‌پور: آقاي جمشيدي يكي از كارها را سه بار تكرار كرد تا در عرصه‌ي تصويرسازي تاريخي به نتيجه‌ي مطلوب برسيم. ما قطعاً نيازمند مطالعه‌ي بيشتر هستيم. در هيچ داوري نيست كه اگر تركيب عوض شود، همان‌نظر را بدهند. در كار هنري نمي‌توان متر خاصي گذاشت. در داوري جرأت، جسارت و خلاقيت هم مطرح است. براي داشتن يك مجموعه‌ي موفق به يك مدير هنري احتياج داريم كه كه به مجموعه آشنا باشد. قرار نيست مدير هنري همه‌ي كارها را خودش به تنهايي انجام دهد. مدير هنري بايد به كار احاطه داشته باشد و انتخابش هم دقيق و درست باشد.


مجري: حدود يك‌ سال‌ونيم پيش يا كمي بيشتر عده‌اي در همين جا نشسته بودند و مي‌گفتند ما براي كارهاي خود نياز به مدير هنري داريم. امروز ما 6 مدير هنري براي پروژه‌ها داريم. بنابراين گفت‌و‌گوي امروز ما هم مي‌تواند براي آينده پيامدهاي ديگر داشته باشد.


تهراني: شايد ما بيشتر از آن‌كه تصويرگر بخواهيم نيازمند ايجاد يك فضاي فني و حرفه‌اي براي تصويرگر داريم. تصويرگر خوب هميشه هست ولي بايد دنبال فرهنگ تصويرگر بود. يك تفاوت ميان تصويرگري كتاب معمولي يا كتاب درسي در تعداد اضلاع آن است. كتاب اول دو ضلع و كتاب درسي سه ضلع دارد.  در كتاب درسي مؤلف، مدير هنري و تصويرگر وجود دارد. هر كدام از اضلاع كوچك‌تر باشد، بقيه‌ي كار لنگ مي‌زند. ما اميدواريم در آينده تصاويري را انتخاب كنيم كه به كتاب درسي نزديك‌تر باشد.


سندسي : مدير هنري در خدمت يك متن است.همه‌ي بار خلاقيت را نمي‌توان روي دوش مدير هنري قرار داد. شايد در عرصه‌ي كار فيزيكي درس علوم بتوان تفكر آقاي طلايي را اعمال كرد. براي پروژه‌ي بچه‌هاي خلاق تمام بار روي دوش مدير هنري نيست، بلكه مؤلف هم بايد فكر كند. بايد مؤلفان را هم مدنظر قرار دهيم.


همتي(دبير جشنواره):  ما در حال توليد كتاب‌هايي هستيم كه سال 1385 روي ميز كلاس‌ها قرار مي‌گيرد. آن كتاب‌ها بسيار متفاوت خواهد بود. جا دارد كه من از همه دوستان در اين ماجرا تشكر كنم. ورود مدير هنري از نظر من يك مسئله‌ي مهم است. ما هنوز با نقطه‌ي مطلوب فاصله بسيار داريم.

الآن كار توليد كتاب درسي خطي است در حالي كه بايد فرآيندي باشد. از زماني كه بحث برنامه‌ريزي كتاب درسي مطرح است، مدير هنري بايد حضور داشته باشد. گرچه اين اتفاق هنوز رخ نداده است، اما جرقه‌هايي زده شده است. در دو جشنواره‌ي تصويرگري كتاب درسي يك تركيبي 7 نفري از داوران را داشتيم كه دو نفر از آن‌ها كارشناس و مؤلف كتاب درسي بودند. مؤلفان هم به حضور تيم هنري در كنار خودشان علاقه‌مند هستند.


مجري: اين جلسه در حالي به پايان مي‌رسد كه ما اميدواريم نتايج آن را در آينده شاهد باشيم.

 

 


تعداد  25434 نفر تا كنون از سايت بازديد كرده اند Users online: 7641
Copyright © 2005 Education Ministry. All Rights Reserved